صدای خاموش رنج بر بوم هنر

تحلیل‌های صرفاً عقلانی از جنگ، بخشی از واقعیت اجتماعی را نادیده می‌گیرند

چهارمین نشست از سلسله ‌نشست‌های «جنگ رمضان» با عنوان «جامعه‌شناسی هنر و جنگ» در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و با همکاری مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم برگزار شد. دکتر رضا صمیم، استاد انسان‌شناسی دانشگاه تهران و عضو هیأت علمی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی، از جمله سخنرانان این هم‌اندیشی بود که از منظر جامعه‌شناسی هنر به تحلیل مفهوم جنگ و نحوه ادراک آن پرداخت. او معتقد است تحلیل صرفاً عقلانی از جنگ، بخشی از واقعیت اجتماعی را نادیده می‌گیرد و برای فهم دقیق‌تر این پدیده باید به ابعاد حسی، عاطفی و ادراکی آن نیز توجه کرد. به باور صمیم، جنگ تنها مجموعه‌ای از رخدادهای سیاسی و نظامی نیست، بلکه تجربه‌ای زیسته از ترس، فقدان، خشم، تعلیق، شرمساری و حتی گاه سرخوشی جمعی است که در ساحت احساس و ادراک انسان معنا پیدا می‌کند. از همین‌رو جامعه‌شناسی هنر می‌تواند با عبور از زبان علت و معلول و ورود به قلمرو حس، تصویری عمیق‌تر و انسانی‌تر از جنگ ارائه دهد.

اعظم فردوست
گروه اندیشه

جامعه‌شناسی هنر
چطور جنگ را خوانش می‌کند؟
رضا صمیم در آغاز سخنان خود با تشریح مفهوم جامعه‌شناسی هنر، بر تمایز این حوزه با دیگر شاخه‌های علوم اجتماعی تأکید کرد و گفت، جامعه‌شناسی هنر بیش از آن‌که به دنبال تحلیل عقلانی واقعیت باشد، در پی فهم تجربه حسی انسان است:«وظیفه جامعه‌شناسی هنر فهم‌پذیر کردن جنبه حسی تجارب است. اگرچه این حوزه یکی از شاخه‌های دانش محسوب می‌شود، اما اولویت آن نه تحلیل عقلانی موقعیت، بلکه تفسیر حس است. همین ویژگی باعث می‌شود در مقایسه با سایر شاخه‌های دانش، بویژه در مواجهه با جنگ، جایگاه متفاوت و منحصربه‌فردی پیدا کند.» او معتقد است نگاه‌های پوزیتیویستی معمولاً واقعیت را امری کاملاً قابل سنجش و توضیح‌پذیر می‌دانند، در حالی که بخش مهمی از تجربه انسانی در ساحت احساس و ادراک شکل می‌گیرد.
این استاد انسان‌شناسی افزود:«برای ما مهم است که بدانیم جنگ چگونه احساس می‌شود؛ جنگ به‌عنوان تجربه‌ای از ترس، فقدان، تعلیق، خشم، کینه، شرمساری و حتی گاهی نوعی سرخوشی جمعی حس می‌شود. جنگ به‌مثابه یک امر حسانی، دقیقاً همان نقطه‌ای است که جامعه‌شناسی هنر وارد می‌شود تا آن را فهم‌پذیر کند.»
او با انتقاد از رویکرد غالب در تحلیل جنگ در رسانه‌ها و فضای دانشگاهی گفت:«واقعیت این است که بسیاری از رسانه‌ها و حتی دانشگاه‌ها، بدون آنکه متوجه باشند، با عقلانی ‌دیدن صرفِ جنگ، بخشی از واقعیت اجتماعی آن را حذف می‌کنند. جامعه‌شناسی هنر می‌خواهد این نقصان را جبران کند. ما در اینجا با تغییر زبان مواجهیم؛ یعنی عبور از زبان علت و معلول به زبان حس و ادراک. نمونه روشن این رویکرد را می‌توان در رمان «جنگ و صلح» تولستوی دید.»

از زبان عقل تا زبان حس
در فهم جنگ
صمیم در ادامه با اشاره به سه متفکر مهم یعنی والتر بنیامین، سوزان سانتاگ و ژاک رانسیر، چهارچوب نظری جامعه‌شناسی هنر در مواجهه با جنگ را توضیح داد. او درباره والتر بنیامین گفت:«بنیامین در تحلیل مدرنیته و جنگ، بر مفهوم شوک و تکانه تأکید می‌کند. او معتقد است انسان مدرن دائماً در معرض تکانه‌های حسی قرار دارد؛ تکانه‌هایی که حافظه، ادراک و حتی توان روایت ‌کردن تجربه را مختل می‌کنند.»
او معتقد است از نگاه بنیامین، جنگ صرفاً مجموعه‌ای از وقایع نیست، بلکه انبوهی از تکانه‌های حسی است که بر بدن و روان انسان فرود می‌آید. بنابراین کار جامعه‌شناس هنر این است که بررسی کند این تکانه‌ها چگونه در آثار هنری ثبت و بازآرایی می‌شوند. صمیم با اشاره به اثر مشهور پیکاسو گفت:«تابلوی «گرنیکا» یکی از نمونه‌های برجسته در این زمینه است؛ اثری که توانسته رنج مردم گرنیکا در جریان جنگ داخلی اسپانیا را به‌خوبی به تصویر بکشد. از این منظر، اثر هنری زیبا اثری است که بتواند این تکانه‌های حسی را به‌درستی منتقل کند.»
استاد دانشگاه تهران، همچنین بر نقش رسانه‌ها در شکل‌دهی به تجربه جنگ تأکید کرد و گفت:«جامعه‌شناس هنر باید توجه داشته باشد که فرم‌های رسانه‌ای مختلف، نحوه حس ‌کردن جنگ را نیز تغییر می‌دهند؛ همان‌گونه که مخاطبان رسانه‌های داخلی و خارجی، یک جنگ واحد را به شکل‌های متفاوتی تجربه می‌کنند.»

اخلاق «تماشای رنج دیگران»
بخش دیگری از سخنان او به آرای سوزان سانتاگ و کتاب مشهور «درباره رنج دیگران» اختصاص داشت؛ اثری که به بررسی تصاویر جنگ و تأثیر آنها بر مخاطب می‌پردازد. صمیم در این‌باره توضیح داد:«سانتاگ معتقد است تصاویر جنگ می‌توانند هم باعث افزایش حساسیت ما نسبت به رنج شوند و هم زمینه بی‌حسی و بی‌تفاوتی را فراهم کنند. او یک پرسش اخلاقی مهم مطرح می‌کند؛ اینکه آیا دیدن تصاویر رنج دیگران موجب همدلی و آگاهی می‌شود یا صرفاً به نوعی مصرف تماشاگرانه جنگ و سیاحت رنج تبدیل می‌شود؟»

«نظم حسی» در سیاست‌ورزی
صمیم در ادامه با اشاره به نظریات ژاک رانسیر گفت:«رانسیر معتقد است هر نظم سیاسی، پیش از هر چیز یک نظم حسی است.» او در این‌باره توضیح داد: «در هر جنگ، نوعی توزیع امر محسوس شکل می‌گیرد.» 

 

بــــرش

جامعه‌شناس هنر
خواننده حس جنگ

صمیم معتقد است جامعه‌شناس انتقادی هنر به دنبال استخراج پیام اثر هنری نیست، بلکه وظیفه اصلی او خواندن و تفسیر حس جنگ است:«جامعه‌شناس انتقادی هنر نمی‌خواهد صرفاً پیام اثر را کشف کند؛ این همان کاری است که جامعه‌شناسی هنر رایج انجام می‌دهد. وظیفه اصلی او این است که ببیند جنگ چگونه در تصویر، صدا و روایت‌های هنری حضور پیدا می‌کند و چگونه تجربه می‌شود.» او سه وظیفه اصلی برای این حوزه برشمرد: اول، تفسیر تجربه حسی جنگ؛ دوم، آشکار کردن سازوکارهای حسی قدرت و سوم، برجسته‌ کردن امکان‌های بدیل برای حس‌ کردن جنگ از طریق آثاری که نظم مسلط ادراک را برهم می‌زنند. به باور او، همین تغییر زاویه از «تحلیل صرفاً عقلانی» به «فهم حسی تجربه»، همان چیزی است که جایگاه جامعه‌شناسی هنر را در تحلیل جنگ روشن و ضروری می‌کند؛ رویکردی که جنگ را فقط به‌عنوان یک رویداد سیاسی نمی‌بیند، بلکه به‌عنوان تجربه‌ای انسانی و پیچیده پیش‌روی ما قرار دهد.

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • اندیشه - گزارش
  • حوادث
  • ورزشی
  • زیست بوم
  • ایران زمین
  • اطلاع رسانی
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و بیست و یک
 - شماره نه هزار و بیست و یک - ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵