گزارش «ایران» از نشست «نقش دیپلماسی فرهنگی در امنیت خلیجفارس»
امنیت فرهنگی؛ یک سیاست راهبردی
صبا ذوالفقاری
گروه اندیشه
دانشگاه علامهطباطبایی میزبان نشست «نقش دیپلماسی فرهنگی و امنیت منطقهای در خلیجفارس» شد تا با توجه به تحولات اخیر در منطقه، سهم «فرهنگ» در «امنیت خلیجفارس» را از سطح یک ابزار تکمیلی به جایگاه یک مؤلفه بنیانی ارتقا دهد و با حضور جمعی از اساتید علومسیاسی و روابط بینالملل، چشماندازی از «امنیت مبتنی بر همگرایی فرهنگی» ترسیم کند. سخنرانان در این نشست بر این نکته تأکید گذاشتند که گفتمان غالب در روابط بینالملل در حال حرکت بهسوی نوعی «امنیت فرهنگی» است؛ رویکردی که در آن، هویتهای مشترک، ادراکات متقابل و پیوندهای اجتماعی، به اندازه موازنههای نظامی اهمیت مییابند. در این چهارچوب، «دیپلماسی فرهنگی» دیگر یک ابزار حاشیهای نیست، بلکه یک سیاست راهبردی برای بازسازی نظم منطقهای خلیجفارس بهشمار میرود.
امنیت پایدار بدون دیپلماسی فرهنگی ممکن نیست
دکتر سیدجلال دهقانی فیروزآبادی، استاد روابط بینالملل دانشگاه علامهطباطبایی و دبیر شورای راهبردی روابط خارجی، با تأکید بر اینکه خلیجفارس را نمیتوان صرفاً بهعنوان یک پهنه جغرافیایی فهم کرد، آن را واقعیتی دارای ابعاد تاریخی، فرهنگی و سیاسی دانست و گفت: «خلیج فارس در تولید قدرت نرم برای ایران نقش قابلتوجهی ایفا میکند. تحولات اخیر و جنگ رمضان نشان داده است که این منطقه میتواند در شکلدهی به افکار عمومی، بویژه در جهان عرب، مؤثر و به نفع ایران باشد.»
او با اشاره به تحول در ادبیات نظری روابط بینالملل، تصریح کرد که در رویکردهای جدید، «فرهنگ» دیگر در حاشیه سیاست و امنیت قرار ندارد، بلکه بهعنوان عاملی قوامبخش و حتی مقدم بر سایر حوزهها عمل میکند. از این منظر، «منطقه» زمانی معنا پیدا میکند که میان اعضای آن نوعی تعامل و درک مشترک شکل گیرد؛ امری که بدون اتکا به دیپلماسی فرهنگی ممکن نیست: «بسیاری از رویدادهای مهم تاریخی در این منطقه رخ دادهاند که در شکلگیری هویت و جایگاه ایران تأثیرگذار بودهاند.» این استاد دانشگاه، با ارجاع به جنگ اخیر، تأکید کرد که «امنیت وارداتی» و متکی به قدرتهای بیرونی، نهتنها پایدار نیست، بلکه مانع شکلگیری همگرایی واقعی میشود. به اعتقاد او، خلیجفارس بهمثابه «شناسنامه تاریخی و فرهنگی ایران» نقشی کلیدی در هویتسازی ملی ایفا میکند.
دیپلماسی فرهنگی، مکمل امنیت سخت است
دکتر وحید شالچی، معاون فرهنگی و اجتماعی وزیر علوم، تحقیقات و فناوری و عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، با ترسیم تصویری از خلیجفارس بهعنوان یکی از کانونهای رقابت ژئوپلتیک، ورود بازیگران فرامنطقهای را عامل تشدید دوگانههای امنیتی دانست. او با تأکید بر اینکه این منطقه میتواند به یک «اکوسیستم مشترک منطقهای» تبدیل شود، افزود: «اما مداخلات بیرونی، رقابتهای امنیتی را تشدید میکند و میتواند به تضعیف میراث فرهنگی مشترک بینجامد.» شالچی در ادامه، با اشاره به عمق پیوندهای فرهنگی میان مردم جنوب ایران و کشورهای حاشیه خلیجفارس، بر ضرورت فعالسازی این ظرفیتها تأکید کرد و گفت: «دیپلماسی فرهنگی، بهعنوان مکمل امنیت سخت، میتواند با هزینهای کمتر، بستر کاهش تنشها را فراهم کند. فرهنگ میتواند حتی در شرایط رقابتهای سخت امنیتی، زمینه تقویت پیوندها و کاهش سوءبرداشتها را فراهم سازد.»
او امنیت خلیجفارس را در سه لایه «موازنه نظامی»، «توافقات حقوقی» و «ادراکات فرهنگی» قابل تحلیل دانست و بر این نکته تأکید کرد که بدون توجه به لایه سوم، هیچ نظم پایداری در منطقه شکل نخواهد گرفت و مشارکت کشورهای منطقه، از جمله ایران و عراق، پیششرط تحقق چنین نظمی است.
همگرایی فرهنگی حول منطقه خلیجفارس باید تقویت شود
دکتر محمدباقر خرمشاد، استاد علومسیاسی دانشگاه علامهطباطبایی، در تحلیل خود از وضعیت منطقه، «فرهنگ» را مهمترین متغیر در شکلدهی به هویت منطقهای دانست و تصریح کرد: «خلیجفارس واجد نوعی فرهنگ مشترک است که در چهارچوب فرهنگهای غیرغربی قابل تعریف بوده و میتواند مبنای همگرایی قرار گیرد.» او با اشاره به جنگ اخیر و افزایش پیچیدگیهای سیاسی و امنیتی، تأکید کرد که این شرایط، فرصتهای همکاری را محدود کرده، اما در عین حال، ضرورت بازگشت به پیوندهای فرهنگی را دوچندان ساخته است.
خرمشاد با تأکید بر اجتنابناپذیری تداوم روابط میان کشورهای منطقه، گفت: «درهمتنیدگی اجتماعی و فرهنگی ملتهای خلیجفارس، واقعیتی است که نمیتوان آن را نادیده گرفت. از اینرو، توسعه ارتباطات علمی، هنری، ادبی و حتی ورزشی میتواند روابط کشورهای این منطقه را گسترش دهد.»
بدون ساختارسازی، دیپلماسی فرهنگی به نتیجه نمیرسد
دکتر علی زینیوند، معاون سیاسی وزیر کشور، بر ضرورت بازنگری در ابزارها و رویکردهای دیپلماسی فرهنگی در خلیجفارس تأکید کرد. وی با بیان اینکه دیپلماسی فرهنگی ذاتاً کارآمد است، مشکل اصلی را در فقدان ساختارسازی و واگذاری این حوزه به نهادهای دولتی دانست و گفت: «این حوزه باید در بستر دانشگاهها، نخبگان و نهادهای غیردولتی شکل گیرد تا از مقبولیت و اثرگذاری بیشتری برخوردار باشد. به این منظور، باید بر اشتراکات تمدنی و فرهنگی میان کشورهای حاشیه خلیجفارس تأکید کنیم، چرا که شکافها میتواند زمینه بهرهبرداری قدرتهای فرامنطقهای را فراهم کند.» او با اشاره به تجربههای تاریخی مانند اتحادیه اروپا و آسهآن، امکان حرکت بهسوی همگرایی منطقهای در خلیج فارس را قابل تحقق دانست و تصریح کرد: ««امنیت عاریتی» شکننده است و تحولات اخیر نیز این واقعیت را آشکار کرده است.» او نقش نخبگان، رسانهها و دانشگاهها را در تولید گفتمان و پیشبرد دیپلماسی فرهنگی تعیینکننده دانست و خواستار ایجاد ساختارهایی شد که بتوانند این ظرفیتها را بهصورت مؤثر در خدمت سیاست خارجی قرار دهند.

