ترامپ پس از ۴۸ ساعت عملیات «پروژه آزادی» در تنگه هرمز را متوقف کرد

تثبیت اقتدار ایران در خلیج فارس

تازه‌ترین نمایش دونالد ترامپ و ایالات متحده در تنگه هرمز، خیلی زود به نمونه‌ای دیگر از ناکامی‌های پی‌درپی واشنگتن در این گذرگاه راهبردی تبدیل شد. «پروژه آزادی» که قرار بود با هیاهوی رسانه‌ای، قفل تنگه را باز کند و ابتکار عمل را از ایران بگیرد، در عمل پیش از آنکه به یک عملیات مؤثر تبدیل شود، از نفس افتاد. در تمام دو ماه گذشته هر بار که آمریکا تلاش کرده با اتکا به قدرت نظامی معادله هرمز را تغییر دهد، در نهایت با واقعیت‌های سخت میدانی روبه‌رو شده و عقب نشسته است.
ترامپ در آغاز این طرح، با ادبیاتی تهاجمی مدعی شده بود به درخواست «کشورهای جهان» وارد عمل شده تا کنترل تنگه هرمز را از دست ایران خارج کند و هر گونه اقدام تهران را بی‌‌پاسخ نگذارد، اما این ادعاها عمر بسیار کوتاهی داشت. تنها ۴۸ ساعت پس از کلید خوردن پروژه آزادی، همان ترامپ که از «پاسخ قاطع» سخن می‌گفت، در شبکه اجتماعی خود از توقف آن خبر داد. وی در پستی در شبکه «تروث سوشال» ادعا کرد که «این تصمیم را بر اساس درخواست پاکستان و کشورهای دیگر انجام داده و همچنین علت دیگر این تصمیم، پیشرفت قابل توجه در دستیابی به توافقی نهایی و جامع با نمایندگان ایران است.»
با این حال این چرخش سریع، بیش از هر تحلیل پیچیده‌ای، نشان می‌دهد فاصله میان شعارهای ایالات متحده و واقعیت‌های میدانی در تنگه هرمز تا چه اندازه عمیق است. پروژه‌ای که با ادعای تغییر قواعد بازی در تنگه هرمز آغاز شد، حتی فرصت پیدا نکرد قواعد موجود را به چالش جدی بکشد.
این در حالی است که تنها چند ساعت پیش از اعلام عقب‌نشینی ایالات متحده از عملیات موسوم به «پروژه آزادی»، پیترهگست و مارکو روبیو، وزرای جنگ و امور خارجه آمریکا با صراحت از این طرح دفاع می‌کردند و آن را گامی ضروری برای تأمین امنیت کشتیرانی می‌دانستند.
اما مهم‌ترین متغیری که در پس این عقب‌نشینی قرار دارد، واقعیتی است که طی دو ماه گذشته به‌‌تدریج تثبیت شده است، یعنی قدرت میدانی ایران در تنگه هرمز. این قدرت صرفاً به حضور نظامی خلاصه نمی‌شود، بلکه ترکیبی از موقعیت جغرافیایی، تجربه عملیاتی و توانایی اعمال فشار هوشمندانه است. در این مدت، ایران در تنگه هرمز نشان داده که می‌تواند بدون ورود به یک جنگ تمام‌عیار، هزینه هر گونه اقدام خصمانه را به‌‌طور قابل‌توجهی افزایش دهد. همین ویژگی، تنگه هرمز را به یک «گلوگاه پرهزینه» برای هر نیروی مداخله‌گر، بخصوص آمریکا تبدیل کرده است.
در چنین شرایطی، عملیات «پروژه آزادی» از همان ابتدا با یک تناقض اساسی روبه‌رو بود: آمریکا می‌خواست با ابزار نظامی، فضایی را کنترل کند که اساساً در آن، برتری ندارد. تجربه ۴۸ ساعت از زمان آغاز عملیات تا پایان آن، نشان داد واشنگتن به‌‌خوبی دریافته که تغییر قواعد بازی در تنگه هرمزِ پساجنگ، در عمل غیرممکن است و هزینه‌های آن نیز به ‌مراتب فراتر از دستاوردهای احتمالی خواهد بود. به همین دلیل، توقف سریع عملیات ایالات متحده در تنگه هرمز را باید نوعی عقب‌نشینی حساب ‌شده دانست؛ عقب‌نشینی‌ای که هدفش جلوگیری از گرفتار شدن در مسیری پرهزینه و نامطمئن است، به‌خصوص آنکه روز سه‌شنبه نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران با شلیک هشدار به سمت ناوشکن‌های آمریکایی که قصد عبور از تنگه هرمز را داشتند، آنها را وادار به عقب‌نشینی کرد.
آمریکا در این مقطع، در عمل با این واقعیت روبه‌رو شده که حتی با وجود برتری نظامی، نمی‌تواند معادله بازنویسی‌شده تنگه هرمز توسط ایران را دوباره بازنویسی کند.
در چنین فضایی، به ‌نظر می‌رسد واشنگتن ناگزیر است برای خروج از بن‌بست تنگه هرمز، به مسیرهای کم‌هزینه‌تر از جمله دیپلماسی فکر کند؛ مسیری که البته خود نیازمند پذیرش واقعیت‌های جدید در این گلوگاه حیاتی است.
 
پیام نیروی دریایی سپاه به کشتی‌های مستقر در خلیج‌فارس
فرماندهی نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خطاب به کاپیتان‌ها و مالکین کشتی‌های مستقر در خلیج‌فارس پیامی صادر کرد.
متن پیام به شرح زیر است:«از همکاری کاپیتان‌ها و مالکین کشتی‌های مستقر در خلیج‌فارس و دریای عمان برای عبور و مرور از تنگه هرمز مطابق ضوابط ایران و مشارکت مطلوب شناورها در امنیت دریانوردی منطقه، تشکر می‌کنیم. با پایان تهدیدهای متجاوزان و در سایه رویه‌های جدید، امکان عبور و مرور ایمن و پایدار از تنگه فراهم خواهد شد.»