سیامک مردانه، کارگردان سینما، فیلمی با محوریت ماکان نصیری، تنها جاویدالاثر فاجعه مدرسه «شجــره طیبــه» می‌سازد

داستــــان ایــــن فیــــلم واقعــــی است

«روز- داخلی- دبستان… و انفجار.» این چند کلمه، روایت واقعی و تکان‌دهنده صحنه‌ای از فیلمی خواهد بود که سیامک مردانه، کارگردان و فیلمنامه‌نویس، قصد دارد روی پرده سینما به تصویر بکشد. روایتی از فاجعه ۹ اسفند ۱۴۰۴ در مدرسه «شجره طیبه»؛ جایی که باید زنگ آخر با صدای خنده و فوتبال‌بازی‌کردن بچه‌های کلاس اول پر می‌شد، اما با حمله دشمن صهیونی-آمریکایی نابود شد و ۱۶۸ دانش‌آموز شهید شدند. در میان آنها ماکان نصیری، کودک هفت‌ساله کلاس اول، تنها دانش‌آموزی بود که پس از ۴۶ روز جست‌وجو هیچ نشانی از پیکرش پیدا نشده است؛ جز یک پلیور آبی و یک جفت کفش ورزشی کرم‌رنگ. حالا مزاری هم به نام ماکان در مسجد مهدیه محله اسلام‌آباد میناب قرار گرفته که داخل آن خالی است.

مرجان قندی
گروه گزارش

سیامک مردانه، بعد از دیدار با خانواده شهید جاویدالاثر ماکان نصیری از آغاز نگارش فیلمنامه‌ای با محوریت بمباران مدرسه «شجره طیبه» میناب خبر داد. او درباره‌ دیدار با خانواده‌ شهید ماکان نصیری در یادداشتی نوشت: «هفته‌ پیش پای حرف‌های مادر و پدر شهید جاویدالاثر ماکان نصیری نشستم. هنوز گیج بودند...، هنوز مادر مبهوت بود، هنوز چشمان پدر خیس بود... نزدیک به دو ساعت حرف زدیم. گوش کردیم، همدردی کردیم، ضبط کردیم، خفه شدیم، بغض کردیم، بغض کردیم، بغض کردیم... از بس که آن لحظه هیچ چیز برای گفتن نداشتم، فقط کلماتی تکراری که گوششان از شنیدنش پر بود ناخودآگاه از زبانم جاری می‌شد که نه خودم دوستشان داشتم نه دردی از آنها کم می‌کرد.» او درباره جرقه‌ اولیه تصمیمش برای ساخت فیلمی درباره ماکان نصیری می‌گوید: «در میان وقایع سهمگین اسفندماه، بمباران مدرسه‌ شجره طیبه میناب یکی از تلخ‌ترین‌ها بود. من از طریق گزارشی در یکی از رسانه‌ها توجهم بیشتر به این موضوع جلب شد؛ کودکی که بعد از روزها جست‌وجو فقط خاطره‌اش در یادها مانده و نامش در میان جاویدالاثرها ثبت شد. گزارشی که باعث شد نویسنده‌اش را پیدا کنم و با شنیدن ابعاد تازه‌ از آن، تصمیم بگیرم این روایت را بر صفحه کاغذ بیاورم و آن را به تصویر بکشم.»
او که این روزها در مرحله نگارش فیلمنامه است، می‌گوید: «مدام به فایل‌های صوتی مصاحبه‌هایم رجوع می‌کنم تا مطمئن باشم همه‌چیز درست و وفادار به واقعیت ثبت می‌شود.»
او توضیح می‌دهد: «قرابت‌های شخصی که‌ با این موضوع دارم کم نیست؛ اینکه آبادانی‌ام، در کودکی‌ جنگ‌ و حمله دشمن به خاک کشورم را تجربه کردم... این نزدیکی‌ها، باعث شد بیشتر از قبل به ماجرای سوگ این خانواده (ماکان نصیری) نزدیک شوم؛ سوگی که همه ما به شکل‌های گوناگون تجربه‌اش کرده‌ایم.»
این کارگردان درباره ساختار فیلم توضیح می‌دهد: «فیلمنامه ترکیبی از عناصر مستند، درام و تراژدی است و قرار است از هر سه بستر الهام بگیرم؛ یعنی فیلم هم به واقعیت مستند تکیه دارد، هم از عناصر دراماتیک بهره می‌برد و هم به لایه‌های تراژیک این حمله دشمن می‌پردازد.» 
ابعاد پنهان
بمباران مدرسه شجره طیبه
مردانه با اشاره به اینکه این فیلم به ابعادی می‌پردازد که تاکنون کمتر درباره آنها صحبت شده، می‌گوید: «در اخبار معمولاً ما اطلاعات کلی درباره این فاجعه را می‌شنویم؛ مثل  ۱۶۸ شهید، پیدا نشدن پیکر یکی از دانش‌آموزان و واکنش اولیه مردم و... اما زیر این لایه آشکار، دنیای دیگری از این جنایت جریان دارد که کمتر دیده و شنیده شده است. من می‌خواهم به همان لایه‌های نادیده نزدیک شوم؛ بخش‌هایی که مردم معمولاً نمی‌بینند، اما زندگی خانواده‌های داغدار این فاجعه با آنها تعریف شده است.»
این کارگردان با تأکید بر اینکه نوشتن فیلمنامه را فدای سرعت برای ورود به مراحل بعدی تولید نخواهد کرد، می‌گوید: «نیاز دارم زمان بگذرد تا  قدری فشارهای عاطفی و هیجانات فروکش کند  و بتوانم با فاصله‌ای منطقی‌تر و دقتی بیشتر فیلمنامه را تکمیل کنم. تجربه نشان داده هرچه از یک حادثه فاصله می‌گیریم، امکان دیدن زوایای پنهان و ابعاد گسترده‌تر آن بیشتر می‌شود.»
مردانه درباره واکنش‌هایی که حتماً پس از ساخت و اکران فیلم شکل می‌گیرد، می‌گوید: «هر فیلمسازی امیدوار است اثرش مخاطب را تحت تأثیر قرار دهد و در چنین موضوعاتی، طبیعتاً انتظار جریان‌سازی هم وجود دارد. هدف من هم به تصویر درآوردن فاجعه بمباران مدرسه شجره طیبه است و هم ثبت آن؛ چون زمانی که حادثه‌ای در حد خبر و گزارش باقی می‌ماند، مردم فقط چند دقیقه برای خواندنش وقت می‌گذارند، اما تصویر سینمایی می‌تواند بُعدی دیگر به ماجرا ببخشد و تأثیرگذاری بسیار بیشتری داشته باشد.»
او با بیان اینکه هرکدام از رسانه‌ها به نوعی تأثیرگذارند، توضیح می‌دهد: «در خبرگزاری‌ها خبرها خیلی زود جای خود را به خبرهای بعدی می‌دهند. خبرهایی که منتشر می‌شوند، چند دقیقه بعد با آمدن خبرهای تازه پایین می‌روند و آن‌قدر عقب می‌افتند که ممکن است کسی که چند ساعت بعد سراغ اخبار می‌آید اصلاً خبرهای قدیمی را نبیند. به همین دلیل تلاش می‌کنم ابعاد بیشتری از این فاجعه و آنچه را بر این خانواده گذشته نشان دهم و آن را ثبت کنم. این فیلم می‌تواند در کنار بقیه مدارک موجود به‌ عنوان سندی باقی بماند تا آیندگان، کسانی که بیرون از ماجرا هستند یا افرادی که امروز در سکوت خبری‌ هستند و شاید اطلاعات چندانی از این اتفاق ندارند، بتوانند در خلوت خود به آن رجوع کنند و به عمق فاجعه پی ببرند.»
او درباره انتخاب نام این فیلم می‌گوید: «انتخاب عنوان برای چنین اثری کار بسیار دشواری است و هنوز به نتیجه‌ای نرسیده‌ام. در حال حاضر مهم‌ترین هدفم ساخت فیلمی است که مخاطب با دیدن آن بداند روز نهم اسفند ۱۴۰۴، در آن ساعت، چه اتفاقی افتاد و چه بر مردم میناب گذشت.»

 

بــــرش

از دشواری نگارش تا  امید به سرانجامی خوب

مردانه در توضیح سختی‌های این پروژه نسبت به تجربه‌های دیگرش می‌گوید: «ساخت این فیلم بدون شک یکی از دشوارترین پروژه‌های من خواهد بود؛ تا جایی که حتی در مرحله نگارش هم با سختی روبه‌رو شده‌ام. در یادداشتم هم نوشتم که تکه‌های مغزم را از در و دیوار مدرسه شجره طیبه میناب و تکه‌های قلبم را از بندبند آجرهای خانه‌ ماکان، جمع و سعی می‌کنم آنچه را که اتفاق افتاده روی کاغذ بنویسم و فیلمنامه‌اش کنم، احتمالاً با توجه به سنگینی موضوع، در مرحله اجرا مشکلات بیشتری پیش رویم باشد، اما امیدوارم فیلم با همراهی عوامل به سرانجام خوبی برسد.»

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • بین الملل
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • اندیشه - گزارش
  • خودرو
  • حوادث
  • ورزشی
  • زیست بوم
  • اطلاع رسانی
  • کتاب
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و هفده
 - شماره نه هزار و هفده - ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵