تحلیل رضا داوریاردکانی از مشی فکری-سیاسی شهید لاریجانی
ترور حکومتی، زشتی زمانه ما
رضا داوریاردکانی که سالها همکار و دوست شهید علی لاریجانی در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران بوده، در یادداشت خود در «یادنامه چهلمین روز عروج شهید دکتر علی لاریجانی» به مشی علمی و سیاسی شهید لاریجانی پرداخت و او را سیاستمداری معتدل، فراجناحی و دانشمندی صاحبنظر خواند که از غلبه جو افراط و تفریط بر فضای سیاست جلوگیری کرد.
نسبت فلسفه و سیاست
رضا داوریاردکانی در یادداشت خود، با طرح پرسشی تأملبرانگیز، مخاطب را به سوی ابعاد پنهانتر این رخداد سوق میدهد: «شهادت آقای دکتر لاریجانی امری مهم و از جهات مختلف قابلتأمل است؛ آیا او را صرفاً از آن جهت که مسؤل امنیت ملی بود ترور کردند؟» از منظر نویسنده، فهم این واقعه بدون در نظر گرفتن زمینههای گستردهتر سیاسی و تاریخی ممکن نیست. داوریاردکانی این نکته را هم از نظر دور نمیدارد که سیاست، دکتر لاریجانی را از تدریس و دانشگاه دور کرده بود:«وقتی ایشان به این سمت منصوب شدند خوشحال نشدم، زیرا این شغل تمام وقت ایشان را میگرفت و مجالی حتی برای دو سه ساعت تدریس هم باقی نمیگذاشت. من حق ندارم درباره انتخابها و سلیقههای سیاسی اشخاص حکم کنم، اما میتوانم موافق یا مخالف باشم.»
این فیلسوف در ادامه، با تمرکز بر نسبت فلسفه و سیاست، تأکید میکند که در شرایط کنونی، امکان اثرگذاری مستقیم فلسفه بر سیاست محدود است:«معتقد نیستم در شرایطی که خرد رو به ضعف دارد، فلسفه بتواند مدد چندانی به سیاست برساند. فلسفه نیز جزو وجوهی از درک زمان است؛ نه اینکه داور همیشهدانای عادل و قوتبخش جهان باشد. در یک نظم سست، هیچ چیز استوار نیست و هر جا که تفکر و دانایی هست و زندگی نشاط دارد، نظم هم وجود دارد.»
فیلسوفی در میان سیاست
داوریاردکانی، بر فراجناحی بودن شهید لاریجانی تأکید میگذارد و مینویسد:«نکتهای که کمتر به آن توجه میشود، جناحی نبودن اوست. او اهل اعتدال بود و در پی کوششهایی که بعضی دیگر از سیاستمداران اعتدالی کرده بودند، قدمهایی برداشت و به سهم خود از غلبه کامل جو افراط و تفریط بر فضای سیاست جلوگیری کرد.»
او با اشاره به پیشینه علمی شهید لاریجانی -لیسانس علوم رایانه از دانشگاه شریف و دکترای فلسفه از دانشگاه تهران با رسالهای درباره کانت- او را دارای «استعداد درخشان در علم و فلسفه» میداند و میگوید:«دانشگاهیانی که به سیاست رو میکنند، کمتر میتوانند هر دو شأن و مقام را یکسان حفظ کنند، زیرا سیاست عملی وقتگیر است. ظاهراً علاقه شهید لاریجانی به سیاست بیشتر بود و او به سمت سیاست رفت و در سیاست پیچیده و دشوار کشور، در حدی که رأی و نظر و اقدامهای یک شخص میتواند اثر داشته باشد، اثرگذار شد.» داوریاردکانی تأکید میکند که شهید لاریجانی هرگز قصد پیوند دادنِ عملی فلسفه و سیاست آنطور که برخی فلاسفه عنوان کردهاند را نداشت، اما به دلیل رویکرد دوسویهاش، زمانش میان این دو تقسیم میشد و سهم بیشتر به سیاست میرسید.
نقد تروریسم حکومتی
داوریاردکانی در این یادداشت با صراحت از «تروریسم حکومتی بهعنوان یکی از زشتیهای زمانه ما» یاد میکند و شهادت دکتر علی لاریجانی را به ظهور این پدیده در جهان ما نسبت میدهد. او تأکید میکند که این یادداشت را در شرایط دشوار پیری و بیماری مینویسد تا دو نکته را متذکر شود: اول، همین ظهور تروریسم حکومتی و دوم، اظهار تأسف شخصی از ترور همکار و دوست گرانمایهاش و تصریح میکند که ضعف پیری و درد بیماری، فعلاً مجال روشن ساختن بیش از پیش ماهیت این فجایع را به او نمیدهد.

