حیات نظر

نقش محمودرضا بهمن‌پور و نشر نظر در هنر ایران

علی‌اصغر   سیدآبادی
نویسنده و پژوهشگر


هنر محصول یک فرد نیست، بلکه نتیجه‌ همکاری یک شبکه نهادی است. هر زیست‌بوم هنری شامل گالری‌ها، موزه‌ها، کیوریتورها، منتقدان، نشریات، مجموعه‌داران، رویدادها و جشنواره‌ها و حراجی‌هاست. در زیست‌بوم هنر ایران، گالری‌های مهم و کیوریتورها اغلب مسئولیت هماهنگی بخش‌های مختلف را بر عهده دارند و اتصال هنرمند به بازار را ممکن می‌کنند. با کمک محافل هنری، مجموعه‌داران برجسته، روابط‌عمومی‌ها و منتقدان و نشریات، فرآیند اعتباربخشی به هنرمندان را شکل می‌دهند و حتی در برگزاری رویدادهای ملی و دولتی نیز کم و بیش نقشی مهم دارند. البته ناشرانی هم در این زیست‌بوم فعال‌اند که در کار مستندسازی هنر نقش ایفا می‌کنند، اما جایگاه «نشر نظر» در هنر ایران جایگاهی یگانه است. در یکی دو دهه‌ اخیر، اقتصاد هنر با طرح‌های مختلف، از جمله مداخله‌ مؤثر مؤسسات نیمه‌دولتی و بانک‌ها و بخش‌های صنعتی و بازرگانی در خرید و فروش آثار هنری و زمینه‌سازی حضور در حراج‌های بین‌المللی و برگزاری حراج‌های داخلی و گسترش بازار هنر، رونقی یافته است. با این حال «نشر نظر» مسیری یکسره متفاوت از جریان اصلی اقتصاد هنر را در پیش گرفته است. این تفاوت را تنها با ارجاع به شخصیت و منش محمودرضا بهمن‌پور می‌توان فهمید؛ کسی که توانست از یک مؤسسه‌ نشر، نهادی بسازد که به‌درستی می‌توان آن را «آکادمی هنر نظر» نامید.
 
تجربه‌ درخشان مدیریت فرهنگی
بهمن‌پور ویژگی‌هایی خاص داشت که این دگرگونی را ممکن کرد. او علاوه بر آنکه چهره‌ای خلاق و صاحب ایده بود، تجربه‌ای درخشان در مدیریت فرهنگی داشت و بنیان‌گذاری یا نقش‌آفرینی در برخی از مهم‌ترین نهادها و رویدادهای هنری ایران را در کارنامه داشت: از جمله شکل‌گیری و تثبیت جریان‌های حرفه‌ای در تصویرگری کتاب کودک، طراحی، برگزاری و مدیریت بینال‌های بین‌المللی تصویرگری، تأسیس نهادهای صنفی چون انجمن تصویرگران، و برگزاری همایش‌ها و برنامه‌های بین‌المللی کتاب کودک. این تجربه‌ها او را با سازوکار پیچیده‌ زیست‌بوم فرهنگ ‌و هنر آشنا کرده بود؛ از سطح هنرمند تا نهاد، از تولید اثر تا عرضه و داوری.
او پس از چند سال تجربه‌ مدیریت فرهنگی و ایجاد هماهنگی و ارتباط میان نهادهای مختلف، به فعالیت مستقل روی آورد. این استقلال نه صرفاً یک تغییر شغلی، بلکه تغییر در نوع نگاه بود. بهمن‌پور در این دوره، به‌جای ایفای نقش درون ساختار، خود به ساختن یک ساختار تازه دست زد. حاصل این دوره، نه‌تنها در شکل‌گیری نشر نظر، بلکه در تکوین دیدگاه نظری او نیز اثرگذار بود. او از مطالعه‌ مباحث نظری هنر ایران و جهان غافل نمی‌شد، اما در دام نظریه‌زدگی نمی‌افتاد. تجربه برای او همسنگ نظریه بود. از همین‌رو، برخلاف بسیاری از منتقدان و نظریه‌پردازان که به‌دنبال مدهای فکری حرکت می‌کنند، بهمن‌پور مسیری مستقل را در پیش گرفت که از دل تجربه‌های زیسته و مواجهه‌ مستقیم با هنرمندان و آثارشان شکل گرفته بود. افزون بر این، تجربه‌های سیاسی او نیز در شکل‌گیری این نگاه بی‌تأثیر نبود. به این باور رسیده بود که هر نوع توسعه و پیشرفت، نیازمند نگاهی دموکراتیک است. این نگاه را به‌وضوح می‌توان در انتخاب‌های «نشر نظر» و وسعت مشرب، پذیرش صداهای مختلف دید. اگر به کارنامه‌ مدیریت فرهنگی او نگاه کنیم، در دهه‌هایی که حذف و طرد، بسیاری از چهره‌های فرهنگی و هنری را به حاشیه رانده بود، بهمن‌پور با نگاهی متفاوت راهگشا بود. او از جمله کسانی بود که در حوزه‌ تصویرگری کتاب کودک، مانع از گسست تاریخی شد و به تداوم سنت هنری یاری رساند. این اقدام نه‌تنها وجهی حرفه‌ای، بلکه وجهی اخلاقی داشت و از حذف، خانه‌نشینی و بیکاری هنرمندانی که سرمایه‌های فرهنگی این سرزمین بودند، جلوگیری کرد.
 
نشر به‌مثابه آکادمی
یکی دیگر از ویژگی‌های برجسته‌ او، پایبندی به گفت‌وگو بود. گفت‌وگو برای او صرفاً یک روش ارتباطی نبود، بلکه شیوه‌ای برای تولید فرهنگی بود. گفت‌وگوهای خلاقانه‌ او با هنرمندان، نه‌تنها در شکل‌گیری کتاب‌ها، بلکه در شکل‌گیری خود آثار هنری تأثیر داشت. بسیاری از کتاب‌هایی که در «نشر نظر» منتشر شدند، حاصل همین فرآیند گفت‌وگویی‌اند که در آن، ناشر، هنرمند و متن، در تعامل با یکدیگر به نتیجه‌ای تازه می‌رسند. امضای او را می‌توان در کتاب‌های بسیاری دید. این امضا، نه صرفاً به معنای حضور یک ناشر، بلکه به معنای حضور یک کیوریتور، یک همکار خلاق، و یک ناظر دقیق و یک مشاور آگاه است. حاصل همین رویکرد بود که «نشر نظر» را از یک ناشر معمولی به نهادی بدل کرد که می‌توانست معیار اعتباربخشی و مشروعیت‌بخشی به آثار هنرمندان باشد. و دقیقاً همین‌جا بود که نشر نظر از نقش کلاسیک خود فراتر رفت و وارد قلمرو «آکادمی» شد. اگر آکادمی را نهادی بدانیم که به تولید، تفسیر، آموزش و تثبیت دانش و ارزش می‌پردازد، «نشر نظر» دقیقاً چنین کارکردی دارد و «نشر به‌مثابه آکادمی» است. کتاب‌های «نشر نظر»، فارغ از محتوایشان، خود یک خلق هنری‌اند. طراحی، صفحه‌آرایی، انتخاب تصویر، نوع کاغذ، و حتی نحوه‌ ارائه‌ متن، همگی در خدمت خلق یک تجربه‌ زیبایی‌شناختی‌اند. در بسیاری موارد، کتاب پیش از آنکه خوانده شود، دیده می‌شود و با مخاطب سخن می‌گوید. این همان جایی است که «نشر نظر» به سنت‌هایی نزدیک می‌شود که در نشر هنری جهان نیز دیده می‌شود: کتاب به‌مثابه اثر هنری. اما تفاوت در این‌جاست که در نشر نظر، این رویکرد نه صرفاً یک انتخاب زیبایی‌شناختی، بلکه بخشی از یک پروژه‌ فکری است. بهمن‌پور توانسته بود هر ایده‌ کوچک را به کتابی تبدیل کند که خود حامل یک تجربه‌ هنری باشد. حتی در مواجهه با محدودیت‌ها، به‌جای تسلیم، از خلاقیت بهره می‌گرفت و با تغییر فرم، بازی با فونت، جابه‌جایی تصویر، و ابداع‌های دیگر، امکان بیان را حفظ می‌کرد. در این معنا، «نشر نظر» تنها تولیدکننده‌ کتاب نبود، بلکه تولیدکننده‌ گفتمان بود. هر کتاب، به مثابه مواجهه‌ای در قبال هنر و جامعه بود. این نقش، همان نقشی است که در زیست‌بوم هنر، به‌طور معمول بر عهده‌ نهادهای آکادمیک یا موزه‌ای است. 

حافظه هنر مدرن ایران
 از سوی دیگر، «نشر نظر» را می‌توان در چهارچوب «نشر به‌عنوان بخشی از اکوسیستم هنر» نیز فهمید. در این چهارچوب، نشر نه یک فعالیت جانبی، بلکه یکی از ارکان اصلی نظام هنر است؛ نهادی که به مستندسازی، مشروعیت‌بخشی، و تولید گفتمان می‌پردازد. «نشر نظر» این سه کارکرد را به‌طور همزمان و در سطحی ممتاز انجام داده است:
 ۱. کتاب‌های این نشر، حافظه‌ هنر مدرن ایران‌اند. بسیاری از هنرمندان، جریان‌ها و تجربه‌ها، اگر در قالب این کتاب‌ها ثبت نمی‌شدند، یا از یاد می‌رفتند یا به‌درستی فهم نمی‌شدند. از این منظر، نشر نظر یک آرشیو زنده است که تاریخ هنر ایران را نه به‌صورت خشک و خطی، بلکه به‌صورت روایی و چندلایه ثبت کرده است.
۲. در عین حال، این کتاب‌ها را می‌توان همچون نمایشگاه‌هایی دانست که بر صفحه‌ کاغذ برپا شده‌اند. انتخاب آثار، ترتیب آنها، متن‌های همراه، و حتی سکوت‌ها و فاصله‌ها، همگی بخشی از یک کیوریتوری دقیق‌اند. بهمن‌پور در اینجا نه‌تنها ناشر، بلکه کیوریتور این نمایشگاه‌های کاغذی است. از این منظر، «آکادمی هنر نظر» تنها یک استعاره نیست؛ توصیفی دقیق از واقعیتی است که شکل گرفته است. نهادی است که در آن آموزش، گفت‌وگو، تولید اثر، و تثبیت ارزش‌ها، همگی در قالب کتاب و فرآیند نشر تحقق می‌یابند.
۳. در پایان، شاید بتوان گفت که اهمیت محمودرضا بهمن‌پور نه فقط در آنچه منتشر کرد، بلکه در شیوه‌ای است که برای بودن در جهان هنر برگزیده بود و آن را دنبال می‌کرد. ایستادن در برابر محدودیت‌ها، وفاداری به گفت‌وگو با اهل فرهنگ و هنر، پایبندی به کیفیت، جسارت نوآوری و فرصت دادن به تجربه‌های تازه و نسل نو از ویژگی‌های این شیوه‌ زیست بود. «حیات نظر» در کتاب‌ها، ذهن و آثار هنرمندان و حافظه‌ فرهنگی ما ادامه خواهد داشت.

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و پانزده
 - شماره نه هزار و پانزده - ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵