شباهت‌های ۲ واقعه تاریخی؛ وقتی جغرافیا قدرت‌های بزرگ را متوقف می‌کند

از گالیپولی تا هرمز

مجید اخوان
پژوهشگر بین‌الملل


نبرد گالیپولی یا «چاناک قلعه» در سال‌های ۱۹۱۵ تا ۱۹۱۶ در یکی از حساس‌ترین نقاط ژئوپلتیک جهان و در بستر جغرافیایی غرب ترکیه امروزی رخ داد؛ جایی که تنگه‌های «داردانل» و «بسفر» به‌عنوان دروازه ارتباطی دریای مدیترانه و دریای سیاه، نقش تعیین‌کننده‌ای در موازنه قدرت اروپا و آسیا داشته‌اند. در اوج جنگ جهانی اول نیروهای متفقین با محوریت بریتانیا و فرانسه عملیاتی را با هدف عبور از داردانل، تصرف قسطنطنیه و گشودن مسیر تدارکاتی به سوی روسیه آغاز کردند. این عملیات که در ابتدا به‌عنوان یک تهاجم سریع و قاطع طراحی شده بود، در عمل به یکی از پیچیده‌ترین و پرهزینه‌ترین شکست‌های نظامی قرن بیستم تبدیل شد.
نبرد گالیپولی برای استعمار پیر و هم‌پیمانانش صرفاً یک شکست نظامی نبود، بلکه نمونه‌ای کلاسیک از مواجهه میان برتری نظامی با محدودیت‌های جغرافیایی محسوب می‌شد.
در این نبرد ناوگان‌های مدرن متفقین در برابر شبکه‌ای از مین‌های دریایی، توپخانه ساحلی و دفاع منظم و عمیق سربازان عثمانی متوقف شدند. عملیات زمینی چندین‌ماهه که به جنگی فرسایشی تبدیل شد، نشان داد که شرایط سخت جغرافیایی، کمبود تدارکات و انسجام دفاعی نیروهای عثمانی چگونه می‌تواند ابتکار عمل را از مهاجمان سلب کند. شواهد، مستندات و برآوردهای تاریخی نشان می‌دهد مجموع تلفات و زخمی‌های دو طرف این نبرد به حدود نیم‌ میلیون نفر رسید؛ رقمی که بیانگر شدت بی‌سابقه این درگیری در یک جغرافیای محدود است، نه در سرزمینی به وسعت شرق اروپا. اگر این تجربه تاریخی را به‌عنوان یک الگوی تحلیلی در نظر بگیریم، شباهت‌های قابل‌توجهی از گالیپولی در تنگه داردانل، با وضعیت تنگه هرمز و منازعه ایران و آمریکا قابل مشاهده است. هر دو منطقه، گلوگاه‌هایی باریک اما حیاتی در نظام تجارت و امنیت بین‌الملل هستند. تنگه داردانل (طول ۶۸ کیلومتر و عرض هزار و 200 متر) مسیر دسترسی از دریای مدیترانه به دریای سیاه و عمق استراتژیک روسیه بود. تنگه هرمز (با حدود ۱۶۰ کیلومتر طول و میانگین عرض حدود ۶۰ کیلومتر) شریان اصلی انتقال انرژی و تجارت دنیا محسوب می‌شود که بخش قابل‌توجهی از نفت و گاز جهانی از آن عبور می‌کند. در هر دو مورد، جغرافیا نه یک عنصر پس‌زمینه‌ای، بلکه عامل تعیین‌کننده در معادله قدرت است. در این چهارچوب، اولین درس گالیپولی برای تحلیلگران نظامی و سیاسی امروز، خطر خطای محاسباتی در جغرافیایی پیچیده است. متفقین با این تصور وارد عملیات شدند که برتری دریایی و صنعتی به‌تنهایی برای شکست امپراطوری عثمانی کافی است. اما واقعیت میدان نبرد نشان داد که در گلوگاه‌های محدود، برتری تکنولوژیک بدون اشراف بر جغرافیا و بدون درک عمق دفاعی طرف مقابل به‌سرعت بی‌اثر می‌شود. این همان خطایی است که در ادبیات راهبردی از آن به‌عنوان «توهم تسلط از راه دور» یاد می‌شود. درس دوم، محدودیت ذاتی قدرت دریایی در برابر دفاع ساحلی سازمان‌یافته است. در نبرد گالیپولی، ناوگان‌های پیشرفته متفقین در محیطی عمل می‌کردند که عرض کم تنگه، دید محدود و تهدید دائمی مین‌ها، آزادی عمل آنها را به‌شدت کاهش داده بود. در چنین شرایطی هرگونه عملیات تهاجمی نیازمند کنترل هم‌زمان دریا و خشکی بود؛ امری که متفقین در تحقق آن ناکام ماندند. در تنگه هرمز نیز ساختار جغرافیایی مشابه، شامل آبراه محدود، سواحل تحت اشراف و نقاط کور متعدد، به‌طور طبیعی سطح آسیب‌پذیری نیروهای دریایی مهاجم را افزایش می‌دهد. جدای از این، برتری خط ساحلی خلیج فارس، سامانه‌های موشکی ساحل به دریا و در عمق خاک ایران و نیز پراکندگی جزایر از غرب تا شرق خلیج فارس که هر یک می‌توانند نقش یک پایگاه عملیاتی را ایفا کنند، این الگو را تقویت می‌کند. بنا به همه این ملاحظات، مسأله «کنترل عمق دریا از ساحل» یا به‌عبارتی «کنترل تنگه هرمز از عمق سرزمینی و خشکی» به یکی از محورهای اصلی تحلیل تبدیل می‌شود. در نبرد گالیپولی، توپخانه ساحلی عثمانی در کنار مین‌گذاری گسترده، در عمل توازن قوا را تغییر داد. این الگو در دوران معاصر با ظهور سامانه‌های تسلیحاتی دقیق‌تر و بردبلندتر، به شکلی پیچیده‌تر بازتولید شده است. علاوه بر توانمندی‌های بومی در توسعه تاکتیک‌های نوین رزم دریایی، شناورهای فوق‌سریع موشک‌انداز، سامانه‌های کاشت انواع مین و توان موشکی ساحل‌به‌دریا، در واقع امتداد فناورانه همان منطق تاریخی است؛ یعنی اعمال فشار از خشکی بر مسیرهای دریایی محدود. در چنین چهارچوبی قدرت موشکی را باید نه به‌عنوان ابزاری مستقل، بلکه به‌عنوان بخشی از یک معماری بازدارندگی چندلایه تحلیل کرد. این معماری معمولاً شامل سه سطح است: اشراف اطلاعاتی بر تردد دریایی، توان واکنش سریع و ایجاد ریسک عملیاتی برای طرف مقابل. در محیطی مانند هرمز که زمان واکنش در آن کوتاه و تراکم ترافیک در آن هم بالا است، چنین ساختاری می‌تواند نقشی تعیین‌کننده در محاسبات راهبردی داشته باشد. با وجود این، نکته کلیدی این است که در نبرد گالیپولی موفقیت عثمانی صرفاً ناشی از قدرت آتش نبود، بلکه حاصل ترکیب جغرافیا، فرماندهی مؤثر و استفاده هوشمندانه از زمان بود. در چنین نبردهایی، نقش فرماندهانی همچون دریادار شهید علیرضا تنگسیری که توان پیش‌بینی صحنه رزم و سازماندهی دفاع را دارند، بیش از هر چیز اهمیت می‌یابد. زیرا در محیط‌های پیچیده، انسجام تصمیم‌گیری و شناخت دقیق صحنه نبرد، به اندازه توان تسلیحاتی تعیین‌کننده است. در سطح کلان‌تر، نبرد گالیپولی یک واقعیت بنیادین را برجسته کرد: در گلوگاه‌های راهبردی، «قدرت» مفهومی چندبعدی است. در این هنگامه، قدرت صرفاً به توان نظامی محدود نمی‌شود، بلکه شامل توان مدیریت ریسک، کنترل هزینه‌ها و اثرگذاری بر ادراک طرف مقابل نیز هست. شکست متفقین در گالیپولی نه فقط یک شکست نظامی، بلکه شکستی در طراحی راهبردی و درک محدودیت‌های محیطی هم بود. در نسبت با تنگه هرمز، این تجربه تاریخی نشان می‌دهد علاوه بر موارد فوق، توان اثرگذاری جمهوری اسلامی ایران بر اقتصاد و مناسبات مالی جهانی و در اختیار داشتن نبض انرژی و کالای جهان، بر محاسبات و تصمیم‌گیری طرف‌های مقابل بی‌تأثیر نخواهد بود.

 

بــــرش

پایان عبرت‌آموز

نبرد گالیپولی یادآور یک حقیقت ساده اما پرهزینه است: قدرت‌هایی که با اتکا به برتری ظاهری و بدون فهم عمیق از جغرافیا و پیچیدگی‌های میدان، به‌دنبال تحمیل اراده خود بر گلوگاه‌های راهبردی می‌روند، اغلب نه‌تنها به اهدافشان نمی‌رسند، بلکه در دام هزینه‌هایی گرفتار می‌شوند که خودشان ساخته‌اند. تاریخ نشان داده است در چنین عرصه‌هایی، محاصره و فشار از دریا، اگر با شناخت دقیق از زمین، زمان و اراده طرف مقابل همراه نباشد، می‌تواند به نقطه‌ای برای فرسایش و عقب‌نشینی بدل شود.
در نهایت، این‌گونه می‌توان گفت که تجربه گالیپولی و هرمز یک هشدار مشترک دارند: جغرافیا می‌تواند مزیت ایجاد کند، همان‌گونه که تاریخ بارها نشان داد که حتی پیشرفته‌ترین قدرت‌ها نیز در برابر واقعیت‌های جغرافیایی و پیچیدگی‌های عملیاتی، با بن‌بست‌هایی پرهزینه و گاه غیرقابل جبران مواجه خواهند شد.

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اجتماعی
  • انرژی
  • اقتصادی
  • گزارش
  • خودرو
  • حوادث
  • ورزشی
  • علم و فناوری
  • ایران زمین
  • کتاب
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و سیزده
 - شماره نه هزار و سیزده - ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵