با امضای تفاهمنامه بین وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و بانک کارآفرین برای توسعه اقتصاد دیجیتال

گردش مالی در بازار هنر بهبود می‌یابد

فراهم شدن امکان توثیق آثار هنری دارای شناسنامه اصالت اثر، گامی مهم در جهت به رسمیت شناختن آثار هنری به عنوان دارایی مالی معتبر و تسهیل دسترسی هنرمندان و فعالان حوزه فرهنگ و هنر به خدمات مالی و بانکی محسوب می‌شود.در همین راستا تفاهمنامه‌ای مشترک میان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و بانک کارآفرین در راستای توسعه اقتصاد دیجیتال و اقتصاد فرهنگ و هنر منعقد شد. در این میان مؤسسه کمک به توسعه فرهنگ و هنر به عنوان بازوی اجرایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی عمل خواهد کرد. با توجه به اینکه زیر ساخت‌های بیمه و تأیید صلاحیت آثارهنری در ایران کامل نیست درباره این تفاهمنامه و ضرورت‌ها و کارکردهای آن با حسین محسنی، دبیر انجمن نگارخانه‎‌داران ایران، گفت‌و‌گو کردیم.

سعیده احسانی راد
گروه فرهنگی

در شرایطی که هنوز بسیاری از آثار هنری فاقد بیمه هستند و فرآیند تأیید اصالت نیز به‌صورت کامل و نظام‌مند شکل نگرفته، این تفاهمنامه چه کارکردی دارد؟
واقعیت این است که اهمیت این تفاهمنامه دقیقاً از همین نقطه آغاز می‌شود. توسعه بازار هنر الزاماً منتظر تکمیل همه زیرساخت‌ها نمی‌ماند، بلکه در بسیاری از موارد، همین تعامل میان حوزه‌های مختلف است که به تدریج باعث شکل‌گیری آن زیرساخت‌ها می‌شود.
در این مدل، مؤسسه کمک به توسعه فرهنگ و هنر نقش مهمی ایفا می‌کند. این مؤسسه با صدور شناسنامه برای آثار هنری، ورود به فرآیند تعیین اصالت و همچنین قیمت‌گذاری، تلاش می‌کند بخشی از خلأهای فعلی بازار را پوشش دهد. به بیان دیگر، این تفاهمنامه در حال ایجاد یک پیوند میان احراز هویت اثر، ارزش‌گذاری و نظام مالی است.
طبیعی است که این مسیر در ابتدای کار با چالش‌هایی همراه باشد، اما از منظر توسعه‌ای، چنین گامی می‌تواند زمینه‌ساز شکل‌گیری استانداردهای دقیق‌تر در حوزه‌هایی مانند اصالت‌سنجی، بیمه و ارزش‌گذاری آثار هنری شود.

این تفاهمنامه در عمل چه کمکی به هنرمندان و گالری‌داران خواهد کرد؟
 اگر با نگاه اقتصادی به موضوع نگاه کنیم، مهم‌ترین کارکرد این تفاهمنامه، کمک به رونق و توسعه بازار هنر است. مسأله صرفاً ارائه یک وام نیست، بلکه تقویت قدرت خرید در بازار است.
 در شرایطی که تقاضا برای خرید آثار هنری وجود دارد اما ابزارهای مالی متناسب با آن توسعه پیدا نکرده است؛ این طرح می‌تواند فاصله میان «تمایل به خرید» و «امکان خرید» را کاهش دهد. این موضوع مستقیماً به افزایش گردش مالی در گالری‌ها، بهبود فروش هنرمندان و در نهایت پایداری بیشتر کل اکوسیستم هنر منجر می‌شود.به بیان دقیق‌تر، اگر این طرح به‌درستی اجرا شود، می‌تواند به‌عنوان یک ابزار توسعه بازار عمل کند، نه صرفاً یک حمایت مقطعی.

 چه معیارهایی برای انتخاب هنرمندان یا آثار جهت بهره‌مندی از این تسهیلات باید در نظر گرفته شود؟
در اینجا لازم است از نگاه فردمحور فاصله بگیریم و به سمت یک نگاه پلتفرمی حرکت کنیم. این طرح زمانی می‌تواند موفق باشد که به‌عنوان یک سازوکار قابل تعمیم برای کل اکوسیستم هنر تعریف شود؛ یعنی شامل گالری‌ها، مجموعه‌داران، خریداران و سایر بازیگران این حوزه.
در چنین چهارچوبی، معیارها باید شفاف و حرفه‌ای باشند؛ از جمله امکان احراز اصالت اثر، قابلیت ارزش‌گذاری، شفافیت مالکیت و حضور در یک بستر حرفه‌ای قابل ردیابی، مانند همکاری با گالری‌های معتبر یا سوابق نمایشگاهی مشخص.
اگر این نگاه به‌درستی تبیین شود، هم اعتماد در بازار افزایش پیدا می‌کند و هم امکان توسعه و مقیاس‌پذیری این مدل فراهم خواهد شد.

بانک کارآفرین در این همکاری چه منافعی را دنبال می‌کند؟
در کنار ابعاد فرهنگی و مسئولیت اجتماعی، این همکاری یک سازوکار مالی نیز دارد و طبیعتاً بانک مانند سایر تسهیلات، از محل کارمزد و خدمات مالی مرتبط منتفع می‌شود.
با این حال، اهمیت این موضوع صرفاً در سود مالی خلاصه نمی‌شود. ورود بانک به حوزه هنر، به معنای ورود به یک بازار با ظرفیت‌های توسعه‌نیافته است که می‌تواند در آینده به طراحی ابزارهای مالی جدید در این حوزه منجر شود. این موضوع هم به تنوع‌بخشی سبد خدمات بانک کمک می‌کند و هم می‌تواند جایگاه آن را به‌عنوان یک نهاد پیشرو در تعامل با اقتصاد فرهنگ تقویت کند.

در خصوص نگهداری آثاری که به بانک تودیع می‌شوند، آیا استانداردهای لازم رعایت خواهد شد؟
این بخش از نظر حرفه‌ای یکی از نقاطی است که نیازمند توجه جدی در ادامه مسیر است. ورود اثر هنری به فرآیندهای مالی، بدون تعریف دقیق زیرساخت‌های نگهداری، می‌تواند با ریسک همراه باشد.
نگهداری آثار هنری مستلزم رعایت استانداردهایی مشخص است؛ از جمله شرایط محیطی مناسب، نحوه بسته‌بندی و حمل، ثبت وضعیت اثر در زمان تحویل، پوشش بیمه‌ای و تعیین مسئولیت‌های حقوقی.
به نظر می‌رسد این زیرساخت‌ها باید در ادامه این مسیر به‌صورت کامل تأمین و تجهیز شوند تا این مدل بتواند با اطمینان و پایداری بیشتری توسعه پیدا کند.
در مجموع، شکل‌گیری چنین طرحی بدون پیگیری و طراحی اجرایی ممکن نبود و نقش سحر فروزان به‌عنوان راهبر اصلی این ایده، در تبدیل آن به یک مسیر عملیاتی، قابل توجه است. اگر این طرح با دقت، شفافیت و نگاه بلندمدت ادامه پیدا کند، می‌تواند به‌تدریج به حرفه‌ای‌تر شدن ساختار بازار هنر در ایران کمک کند و رابطه میان هنر و نظام مالی را وارد مرحله‌ای جدی‌تر و کارآمدتر کند.