نقض اصل صلاحیت ورزشی در سایه فشار ترامپ
فرشید فرحناکیان
حقوقدان
تلاش یک فرستاده نزدیک به ترامپ برای جایگزینی ایتالیا بهجای ایران در جام جهانی ۲۰۲۶، صرفاً یک حاشیه فوتبالی نیست؛ بلکه نشانهای از تقابل میان سیاست قدرت و نظم حقوقی حاکم بر نهادهای بینالمللی است. جامجهانی آینده که به میزبانی مشترک آمریکا، کانادا و مکزیک برگزار میشود، اولین آزمون بزرگ نظم ورزشی جهانی در عصر بازگشت ترامپ به کاخسفید است؛ نظمی که بر قواعد تثبیتشده، اصل عدم تبعیض و استقلال فدراسیونها استوار است.
ساختار رقابتهای جام جهانی بر اساس مقررات صریح فیفا شکل میگیرد. تیمها از طریق مسابقات مقدماتی قارهای سهمیه میگیرند و اصل «صلاحیت ورزشی» (Sporting Merit) مبنای حضور آنهاست. حذف یا جایگزینی یک تیم خارج از این چهارچوب، تنها در شرایطی خاص و عمدتاً بهدلیل تعلیق یا نقض جدی مقررات توسط فدراسیون مربوطه امکانپذیر است؛ آنهم نه با تصمیم یک دولت، بلکه با رأی ارکان قضایی و اجرایی فیفا.
بنابراین، پیشنهاد جایگزینی ایران با ایتالیا، اگر مبنای حقوقی نداشته باشد، به معنای تلاش برای سیاسیسازی مستقیم یک فرآیند حقوقی است. حتی اگر کشور میزبان مشترک، ایالاتمتحده، نفوذ سیاسی گستردهای در ساختارهای جهانی داشته باشد، مقررات فیفا استقلال نهادی این سازمان را تصریح کردهاند و دخالت دولتها در امور فدراسیونهای ملی میتواند به تعلیق همان کشورها
بینجامد.
مهندسی سیاسی ترکیب تیمها
در جام جهانی ۲۰۲۶
این رخداد را نمیتوان جدا از رویکرد کلی ترامپ در قبال نظمهای چندجانبه تحلیل کرد. ترامپ در دوره اول ریاستجمهوری خود بارها نهادهای بینالمللی را به «بیعدالتی» متهم کرد و خواستار بازتعریف قواعد به نفع آمریکا شد. اکنون نیز تلاش برای اثرگذاری بر ترکیب تیمهای حاضر در جام جهانی، میتواند در چهارچوب همان نگاه بازتعریفگرایانه به قواعد جهانی دیده شود: اگر قاعدهای با منافع یا ترجیحات سیاسی واشنگتن همخوانی ندارد، باید تغییر کند. در این میان، ایران با صدور بیانیهای رسمی اعلام کرده که برای حضور در مسابقات آماده است و قصد شرکت دارد. همچنین اینفانتینو در گفتوگو با شبکه CNBC تأکید کرده که تیم ملی ایران «قطعاً» در جام جهانی حضور خواهد داشت. این موضعگیری، نشانهای از تلاش فیفا برای حفظ بیطرفی و جلوگیری از تبدیلشدن جام جهانی به عرصه تسویهحسابهای ژئوپلیتیک است.
ایجاد سابقه خطرناک تغییر نظام
حقوق بینالملل ورزش
اگر اصل صلاحیت ورزشی جای خود را به ملاحظات سیاسی بدهد، پیامد آن صرفاً حذف یک تیم نیست؛ بلکه ایجاد سابقهای خطرناک است که میتواند کل ساختار رقابتهای بینالمللی را متزلزل کند. امروز ممکن است استدلال «چهار قهرمانی تاریخی» مطرح شود؛ فردا شاید ملاحظات امنیتی، تحریمی یا حتی روابط دوجانبه، جایگزین معیارهای فنی شوند.
در نظام حقوق بینالملل ورزش، ثبات و پیشبینیپذیری اهمیت حیاتی دارد. سرمایهگذاریهای کلان، قراردادهای پخش، تعهدات اسپانسری و برنامهریزی تیمها همگی بر پایه قطعیت مقررات انجام میشود. هرگونه مداخله سیاسی ناگهانی، میتواند مسئولیتهای حقوقی گستردهای برای برگزارکنندگان ایجاد کند و حتی زمینهساز دعاوی بینالمللی شود.
آزمون استقلال فیفا
برای فیفا، این پرونده آزمونی مهم است. این سازمان سالها تلاش کرده استقلال خود را از دولتها تثبیت کند. اگرچه روابط نزدیک اینفانتینو با رهبران سیاسی، ازجمله ترامپ، همواره محل بحث بوده؛ اما تصمیمگیری در مورد ترکیب تیمهای جام جهانی باید براساس مقررات مصوب انجام شود، نه بر پایه ترجیحات شخصی یا فشار سیاسی. درنهایت، ماجرا فراتر از ایران و ایتالیاست. پرسش اصلی این است که آیا قواعد بازی جهانی؛ چه در تجارت، چه در امنیت و چه در ورزش، قرار است تابع قدرت سیاسی باشند یا همچنان بر بنیانهای حقوقی استوار بمانند؟ جام جهانی ۲۰۲۶ نهتنها جشن فوتبال، بلکه صحنهای برای سنجش نسبت قدرت و قاعده در نظم بینالمللی خواهد بود. اگر تلاش برای تغییر ترکیب تیمها به نتیجه نرسد، میتوان آن را نشانهای از تابآوری نهادهای چندجانبه دانست. اما اگر سیاست بتواند بر حقوق غلبه کند، زمین فوتبال نیز به یکی دیگر از میدانهای بازتعریف نظم جهانی بدل خواهد شد.

