ورزش در بازسازی پساجنگ
حسین زارعیان
دانشیار دانشگاه خوارزمی
جنگ تحمیلی علیه ایران، اگرچه برخی زیرساختهای کشور از جمله ورزش را هدف قرار داده، اما نباید اجازه داد تبعات آن، ورزش را به حاشیه براند. نگرانی اصلی این است که پس از جنگ، به دلیل کمبود بودجه، ورزش در اولویتهای پایین بازسازی قرار گیرد یا حتی حذف شود. این نگرانی قابلتأمل است، اما راهحل توسل به روشهای سنتی نیست. پرسش اساسی شاید این باشد: ورزش پس از این طوفان، در اولویت خواهد بود یا نه؟ اما پرسش دقیقتر اینجاست: دولت ایران در نقش معمار بازسازی، چه تدبیری خواهد اندیشید که ورزش نه در حاشیه، بلکه در متن احیای ملی قرار گیرد؟
در این شرایط، نقش دولت را نمیتوان و نباید با نهادهای خصوصی یا مردمی جایگزین کرد. دولت در قامت متولی سیاستگذاری، تضمینکننده حداقلهای حیاتی و پشتیبان سرمایهگذاران، وظایفی دارد که هیچ نهاد دیگری قادر به انجام آنها نیست. دولت باید ورزش را در فهرست اولویتهای بازسازی، غیرقابل حذف و بهنوعی تضمینکننده بقای آن در سبد ملی قرار دهد. دولت بهتنهایی نمیتواند همه چیز را بسازد، اما میتواند بستری امن و سودآور برای ورود سرمایهگذاران فراهم آورد: معافیتهای مالیاتی دهساله، واگذاری زمینهای ورزشی با اجاره نمادین و تسهیلات بازسازی با بازپرداخت بلندمدت. در چنین شرایطی، بخش خصوصی از روی محاسبه اقتصادی وارد میدان خواهد شد.
در شرایطی که بودجه دولتی به سمت بازسازی مسکن، بهداشت و معیشت میرود، ورزش نباید معطل بماند. کلید حرکت، تغییر نگاه از «هزینه» به «سرمایهگذاری» است. توسعه ورزش همگانی را میتوان با اتکا به ظرفیت شهرداریها، آموزش و پرورش و سازمانهای مردمنهاد جلو برد. زمینهای خاکی ساده، لیگهای محلی و استفاده از فضاهای رها شده شهری، هزینه کمی میبرد اما تندرستی و نشاط اجتماعی را حفظ میکند. برای ورزش قهرمانی نیز میتوان روی باشگاههای خصوصی و خیرین ورزشیار حساب کرد.
این بهترین فرصت برای سرمایهگذاری بخش خصوصی در ورزش است؛ به شرطی که دولت مشوقهای جدی ارائه دهد. با توجه به تأسیسات ورزشی آسیبدیده، باید پس از جنگ شرایط ورود سرمایهگذاران فراهم شود. آنها میتوانند با نگاه اقتصادی (ساخت باشگاههای چندمنظوره، مدارس ورزش، آکادمیها) هم ورزش را نجات دهند و هم سود کنند. تجربه کشورهای پساجنگ مانند رواندا و بوسنی نشان میدهد که ورزش یکی از اولین بخشهایی است که سرمایه خصوصی به آن جذب میشود.

