در حافظه موقت ذخیره شد...
«ایران» مدلهای موفق مدیریت هزینه در دوران پساجنگ در ورزش را بررسی میکند
برای بخش خصوصی فرشقرمز پهن کنیم
بازخوانی این اتفاقات نشان میدهد اگر اولویتبندی و برنامهریزی هوشمندانه بهدرستی در بدنه مدیریتی ورزش اجرا شود، امکان عبور از پیچهای سخت و پرفرازونشیب وجود دارد و میتوان با ابزار ورزش، جامعه را به سمت انسجام و همدلی پیش برد. یکی از مؤثرترین روشهای کسب افتخار و موفقیت، برنامهریزی هدفمند اقتصادی و تزریق هدفمند بودجههای اختصاصیافته موجود و صرف منابع در اختیار است.
کارشناسان و صاحبنظران با اشاره به شیوههای موفق در ورزش جهان، میتوانند مدیران را به سمت طراحی و پیادهسازی نسخهای هماهنگ و استاندارد در حوزه مالی سوق دهند تا آنها با در نظر گرفتن اصول و قواعد صرفهجویی در مدیریت، به سوی کسب افتخار و موفقیت گام بردارند. شاید برخی در این میان ساز مخالف بزنند و موفقیت را به در اختیار داشتن منابع و بودجههای هنگفت پیوند بزنند، اما مدل برخی افتخارات به دست آمده در ورزش ایران نشان میدهد پولِ فراوان یا بودجه کلان، عامل موفقیت نیست.
نمونه بارز این اتفاق را میتوان در ورزش بانوان مشاهده کرد؛ جایی که دختران این سرزمین با سرمایهگذاری هدفمند و منطقی توانستند در مدت زمان کوتاهی به موفقیتهای خیرهکننده و بزرگ دست پیدا کنند و در بسیاری از تورنمنتها و میادین بینالمللی، حتی بیشتر از مردان به موفقیت برسند.
برای تضمین تداوم این مسیر در شرایط جنگی و بازسازی پساجنگ، ضروری است مجموعهای از راهکارهای ساختاری و تشویقی با الهام از الگوهای موفق بینالمللی به کار گرفته شود. یکی از این روشها ایجاد مناطق ویژه سرمایهگذاری ورزشی بر اساس مدل «مناطق فرصت» است که پیش از این در برخی کشورها به اجرا درآمده؛ به گونهای که سرمایهگذاران در آن مناطق از معافیتهای مالیاتی بلندمدت برای ساخت تأسیسات ورزشی در مناطق آسیبدیده بهرهمند میشوند. در ایران نیز میتوان مناطقی را که اماکن ورزشی آنها در جنگ تخریب شده است بهعنوان «مناطق ویژه بازسازی ورزشی» اعلام کرد و مشوقهایی نظیر معافیت مالیاتی بلندمدت، واگذاری زمین به شرط تملیک و تسهیلات بازسازی با بهره صفر در نظر گرفت.
در گام دیگر میتوان از مدل مشوقهای مالیاتی ۱۷۵ درصدی برگرفته از قانون توسعه صنعت ورزش برخی کشورهای شرق آسیا استفاده کرد که به بنگاههای اقتصادی اجازه میدهد مبلغ کمکهای خود به ورزش را تا یکونیم برابر از درآمد مشمول مالیات کسر کنند. به عنوان یک پیشنهاد در ایران نیز هر شرکت خصوصی که به فدراسیونهای ورزشی یا ساخت اماکن ورزشی کمک کند، میتواند معادل ۱۵۰ تا ۱۷۵ درصد مبلغ کمک شده، از مالیات بر درآمد خود معاف شود.
نکته کلیدی دیگر، توانمندسازی هدفمند بینالمللی با الهام از برنامه فدراسیون جهانی والیبال است که با تأمین مالی مربیان خارجی و تجهیزات پیشرفته برای تیم ملی زنان ایران، آنان را پس از ۶۲ سال به اولین مدال طلای بینالمللی رساند. بدون شک کمیته ملی المپیک ایران میتواند با فدراسیونهای جهانی مذاکره کند و از برنامههای مشابه توانمندسازی برای رشتههای تجهیزمحوری که در جنگ آسیب دیدهاند (مانند قایقرانی، تیراندازی و دوچرخهسواری) استفاده کند.
این تجربیات بهروشنی ثابت میکند که در شرایط جنگی و پساجنگ، کلید موفقیت نه در حجم بودجه دولتی، بلکه در چگونگی توزیع هوشمندانه، ایجاد مشوقهای هدفمند برای سرمایهگذاری خصوصی، بهرهگیری از برنامههای توانمندسازی بینالمللی و اجرای یک نقشه راه فازبندی شده است.

