فلوشیپ بیماریهای روان تنی در گفت و گو با «ایران»:
دردهای عصبی را جدی بگیرید
محدثه جعفری
گروه اجتماعی
استرس همان قدر که بر روح و روان اثر میگذارد، راه ورود به جسم را هم خوب بلد است و میتواند منجر به انقباضات عضلانی، دردهای مزمن در نواحی مختلف بدن، بویژه گردن، شانهها و کمر شود، یا تپش قلب و فشار خون بالا ایجاد کند. با این اوصاف در شرایط پراسترس مانند جنگ، افراد دردهای فیزیکی مانند سردرد، درد عضلانی یا دردهای مزمن را شدیدتر احساس میکنند؛ دردی که با مسکن درمان نمیشود.
دکتر سحر انصاری روانپزشک و فلوشیپ بیماریهای سایکوسوماتیک (روان تنی) و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران درباره مشکلات جسمی که ریشه درتنشهای روانی افراد دارد به «ایران» میگوید: «بعضی از مردم در هفتههای گذشته با ترومای- شوک ناشی از حادثه- سختی مثل ترومای جنگ دست و پنجه نرم کردند. تروما انواع مختلفی دارد که برخی از آن ناشی از حوادث طبیعی مثل سیل و زلزله هستند، اما ترومای غیرطبیعی مثل جنگ و بمباران که به دست انسانها ایجاد میشود، اثرات مخربتری بر روح و روان افراد میگذارد.»
او با بیان اینکه سیستم عصبی انسان به گونهای شکل گرفته که با احساس یک تهدید، بخشی از مغز ما به نام (آمیگدال) این تهدید را میگیرد، توضیح میدهد: «آمیگدال این تهدید را دریافت و به شکلهای مختلف به بدن و مغز مخابره میکند که باعث ایجاد هورمونهای استرس مثل آدرنالین و کورتیزول میشود. تقریباً تمام علائم جسمی که به دنبال استرس تجربه میکنیم، ناشی از افزایش ترشح ناگهانی آدرنالین و کورتیزول در بدن است. استرس و اضطراب که شایعترین و حادترین علامتهای آن است بلافاصله بعد از تروما ایجاد میشوند و یکسری علائم روحی و جسمی در فرد ایجاد میکند.»
علائم جسمی که با اضطراب ایجاد میشود
دکتر انصاری درباره علائم جسمی که تروماها میتوانند در افراد ایجاد کنند، میگوید: «بروز علائم در افراد میتواند متفاوت باشد. گاهی سیستم قلبی دچار آسیب میشود که خودش را به شکل تپش قلب، درد قفسه سینه، تنگی نفس و احساس خفگی نشان میدهد و حتی با شنیدن صدای انفجار بعضی از افراد دچار لرزش اندامها و تعریق زیاد میشوند. درمواردی هم مشکلات گوارشی به سراغ افراد میآیند، مثل تهوع، بیرون روی، دل درد و دلپیچه. گرفتگی عضلات هم بیشتر در ناحیه شانه و گردن رخ میدهد. مراجعین بسیاری هم داشتهام که پس از استرس دچار درد فک یا اسپاسم صورت شده بودند. البته علائم مهم دیگری هم وجود دارد که تقریباً همه ما آن را تجربه کردهایم، که به آن واکنش هایپرویژیلانس یا (گوش به زنگی) گفته میشود. در این وضعیت افراد حتی با کوچکترین صدا مثل روشن و خاموش شدن یخچال و... حالت آمادهباش به خودشان میگیرند، که این صدای چه بوده است.»
این فلوشیپ بیماریهای سایکوسوماتیک با اشاره به یکی دیگر از علائم مهمی که این روزها مردم بیشتر با آن دست و پنجه نرم میکنند، توضیح میدهد: «(واکنش پرش) هم جزو علائمی است که در این شرایط جنگی با شدت متفاوتی در افراد ایجاد میشود. بعضی از افراد با شنیدن صداهایی مثل رعد و برق یا باز و بسته شدن در، ناگهان از جا میپرند و با حالتی نگران یک واکنش بیش از حد به صدای کوچک نشان میدهند.»
به گفته این روانپزشک، یکی از شایعترین مشکلاتی که این روزها بعضی از افراد با آن مواجهه هستند، مشکلات خواب است. این مشکلات به شکل بیخوابی، کابوسهای متفاوت و شدید، پرخوابی و حملات استرسی مثل پنیک که به شکل ناگهانی ایجاد میشود و علائمی مثل تپش قلب، تنگی نفس، گزگز دست و پا و حالت سرگیجه برای فرد ایجاد میکند. تمرکز بههم میخورد و برخی دچار حالتهای غش میشوند. تمام این علائم جسمی را ممکن است به دنبال تهدید، استرس یا اضطراب ناشی از تروما تجربه کنیم.
او با بیان اینکه چه زمانی باید این علائم را جدی بگیریم، میگوید: «این علائم در بیشتر افراد با توجه به سیستم عصبی که دارند، ایجاد میشود، در یکی بیشتر و در فرد دیگری کمتر بروز میکند. اما چه زمانی باید جدی گرفته شوند و برای درمان اقدام کنیم؟ علائمی که خیلی شدید و مداوم باشند، بیشتر از یک ماه طول بکشد، همراه با تحریک پذیری باشند، یعنی فرد بسیار پرخاشگر شود به گونهای که اختلال رفتاری در او ایجاد شود، باید جدی گرفته شوند. اگر کسی حالت گوش به زنگی طولانی مدت داشته باشد مثلاً زمانی که بحران تمام شده این حالت گوش به زنگ بودن با فرد بماند نیز باید برای درمان اقدام کند.»
او درباره حالتهای دیگری که باید جدی گرفته شوند، میگوید: «از کنار کابوسهای شبانه طولانی، اختلال خواب طولانی مدت به خصوص در افرادی که سابقه بیماریهای روانپزشکی دارند و این ترومای شدید هم به آن اضافه شده، نباید به راحتی عبور کنیم. کسانی که صحنه دلخراشی از تروما را از نزدیک دیدهاند و مدام آن صحنهها در ذهنشان به شکل آزار دهنده تکرار میشود، کسانی که دیگر نمیتوانند مثل قبل کارهای روزانه خود را انجام بدهند، درس بخواند یا روابط اجتماعیشان تحت تأثیر قرار گرفته حتماً باید به روانپزشک مراجعه کنند. کسانی که دچار حملات پنیک مکرر میشوند و از همه مهمتر افکار منفی مثل یأس و ناامیدی و حتی آسیب به خود دست از سر آنها بر نمیدارد، باید برای درمان اقدام کنند.»
درد معمولی با درد ناشی از استرس فرق دارد
این عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران با اشاره به اینکه چه زمانی میتوانیم دردهای جسمی را که ناشی از حملات عصبی است از دیگر دردهای معمولی تشخیص بدهیم، میگوید: «دردهایی که منشأ روانشناختی دارند، معمولاً پراکنده هستند. مثلاً فرد دست درد، کمردرد، دردکتف یا درد شانه دارد. این دردها نقطهای نیستند و هر بار در قسمتی از بدن بروز پیدا میکند و با استرس شدت بیشتری میگیرد. این دردها در معرض خبر و استرس قرار گرفتن بیشتر هم میشود. به همین دلیل از مراجعین میخواهم مدت زمان مواجهه با اخبار پر از استرس یا اخبار جنگ را کاهش بدهند. دردهایی که ناشی از حملات عصبی باشند، معمولاً با قرار گرفتن در محیط آرام تسکین پیدا میکند. درد اگر منشأ جسمی داشته باشد زمانی که آن نقطه را فشار میدهیم درد شدت پیدا میکند، اما اگر منشأ عصبی داشته باشد با فشار دادن آن نقطه یا ناحیه درد هیچ تغییری نمیکند مثلاً اگر فردی دچار کمردرد ناشی از حملات عصبی شده باشد، با مصرف مسکن خوب نمیشود ولی با قرص مخصوص اعصاب و روان کمی بهبود پیدا میکند.»
دردهای عصبی را چگونه کاهش بدهیم؟
دکتر انصاری با بیان اینکه معمولاً دردهای ترومایی زمانی گریبانگیر افراد میشود که دسترسی به پزشک دشوار است، توضیح میدهد: «راهکارهایی برای کاهش حملات و استرسها وجود دارد تا در لحظه، درد جسمی را کاهش دهد. گام اول مانورهای تنفس است، یعنی انجام تنفس 4.6.6. 4 ثانیه دم، 6 ثانیه دم را نگه میداریم و 6 ثانیه هم بازدم. گام دوم انجام حرکت «گاندی یا زمین سازی» است، البته این حرکت برای کودکان هم کاربرد دارد. در این حرکت باید حواس پنجگانه را پرت کنیم مثلاً در اتاق پذیرایی قرار بگیریم و پنج شیء که میبینیم را نام ببریم. (پرده، تلویزیون، دیوار، ساعت، فرش) چهار شیء که قابل لمس کردن هستند را دست بزنید، (پا، مبل، فرش، مو) سه صدایی که میشنوید را دقت کنید(صدای باران، باد یا بسته شدن در) و دو تا بو را حس و یک مزه را تصور کنید. دراین لحظات حتی نوشیدن یک لیوان آب به افراد مضطرب کمک میکند.
راه رفتن آهسته راهکاردیگری برای کاهش اضطراب در لحظه است، یعنی در محل امن آرام گام بردارید. گاهی بغل کردن خودمان هم میتواند، کمک کند. همچنین میتوانیم دستمان را روی قفسه سینه بگذاریم تا آرام شویم. نامگذاری احساس راهکاری دیگر است. فعالیت بخشی از مغز که گفتم (آمیگدال) است را با نامگذاری احساسی مثل گفتن (من الان اضطراب دارم، من الان استرس دارم) کاهش میدهیم.»

