عباس ترابیان، مدیر سازمان فوتبال استقلال در گفت‌و‌گو با «ایران»:

ورزش ایران هم باید مثل ژاپن مسیر توسعه را دنبال کند

عبور از وضعیت فعلی مستلزم تحمل یک دوره دشوار است

مهری رنجبر/ عباس ترابیان، مدیر سازمان فوتبال باشگاه استقلال، معتقد است شرایط جنگی باشگاه‌های ورزشی را در چرخه اقتصادی با چالش‌های بزرگی مواجه کرده است. به باور او، ورزش که ارتباط مستقیمی با سلامت جامعه دارد، بدون تردید برای دولت از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و به همین دلیل بودجه آن نیز در زمره بودجه‌های مهم کشور قرار می‌گیرد. ترابیان همچنین بر این نکته تأکید می‌کند که الگوبرداری از برخی کشورها لزوماً نمی‌تواند گره‌گشای مشکلات ورزش ایران باشد؛ چراکه شرایط ایران با سایر کشورها متفاوت است.

اگر در شرایط جنگی بودجه ورزش از اولویت‌های دولت خارج شود، سرنوشت باشگاه‌های ورزشی چه خواهد شد؟
دولت درباره حذف یا تداوم اعتبار ورزش در بودجه تصمیم‌گیری و این تصمیم را بر اساس سیاست‌ها، شرایط کشور و آینده‌نگری‌های خود اتخاذ می‌کند. نباید فراموش کرد که بودجه ورزش از مهم‌ترین بخش‌های بودجه‌ای جامعه است، زیرا با سلامت عمومی و حتی کاهش بسیاری از ناهنجاری‌های اجتماعی ارتباط دارد. بنابراین دولت با در نظر گرفتن مجموعه شرایط کشور به این حوزه نگاه می‌کند.

آیا سرنوشت باشگاه‌ها تحت‌تأثیر قرار می‌گیرد؟
باشگاه‌ها باید از بودجه دولتی مستقل باشند و با منابع مالی خصوصی اداره شوند. با این حال، برخی باشگاه‌ها همچنان از بودجه نهادهای دولتی بهره می‌برند که در شرایط کنونی، پیش‌بینی‌های مالی آنها محقق نشده و با مشکلاتی مواجه شده‌اند. از سوی دیگر، باشگاه‌های خصوصی نیز ناگزیر تحت‌تأثیر تحولات اقتصادی کشور قرار می‌گیرند؛ تحولات اقتصادی می‌تواند برای آنها، هم فرصت‌ساز باشد و هم محدودکننده. به‌عنوان مثال، باشگاهی که بر اساس برنامه‌ریزی‌های خود قراردادهایی منعقد و روی حمایت اسپانسرها حساب کرده، ممکن است با شروع جنگ و با توقف فعالیت‌های اقتصادی حامیان مالی، با کمبود منابع مواجه شود. در این میان، بازیکنان نیز که بر درآمدهای قراردادی خود برای تأمین زندگی حساب کرده‌اند، به‌سختی حاضر به چشم‌پوشی از حقوق خود خواهند بود.

آیا در این شرایط، صرفه‌جویی به اولویت باشگاه‌ها تبدیل می‌شود؟
صرفه‌جویی زمانی معنا پیدا می‌کند که رقابتی در کار نباشد. در حالی که در لیگ، تیم‌ها در رقابتی فشرده به دنبال برتری هستند و نمی‌توان از یک تیم انتظار داشت صرفه‌جویی کند و البته سایر رقبا هم چنین نمی‌کنند. همین مسأله تصمیم‌گیری برای فدراسیون را نیز دشوار کرده، به‌گونه‌ای که تعیین‌تکلیف مسابقات زمان‌بر شده، چراکه زیرساخت‌ها و شرایط لازم مهیا نبوده است. از سوی دیگر، تیم ملی برای کشور اهمیت ویژه‌ای دارد و حضور موفق در جام جهانی یک هدف مهم محسوب می‌شود، اما وضعیت لیگ با تأخیر و بلاتکلیفی همراه بوده است. این تضاد میان اولویت‌های فدراسیون و باشگاه‌ها، از پیامدهای شرایط جنگی است که به‌طور کامل نیز قابل پیش‌بینی نبوده است.

با توجه به تأثیر جنگ بر قرارداد مربیان و بازیکنان خارجی، آیا باشگاه‌ها ناچار به استفاده بیشتر از بازیکنان داخلی می‌شوند؟
در فوتبال، رقابت حرف اول را می‌زند. همه تیم‌ها به دنبال جذب بهترین بازیکنان هستند؛ این موضوع نه‌تنها در ایران، بلکه در سراسر جهان صدق می‌کند. حتی در لیگ‌های برتر اروپا نیز تیم‌ها ترجیح می‌دهند از بازیکنان خارجی، از جمله برزیلی یا آسیایی بهره ببرند. در برخی پست‌های تخصصی، جذب بازیکن خارجی اجتناب‌ناپذیر است، هرچند ایران نیز از بازیکنان باکیفیت برخوردار است که در صورت فراهم شدن فرصت، می‌توانند عملکرد مطلوبی داشته باشند.

آیا در این شرایط، قراردادها واقعی‌تر می‌شوند؟
در باشگاه استقلال، قراردادها شفاف و واقعی است و تحت نظارت نهادهای مختلف قرار دارد. حتی می‌توان گفت میزان پرداخت‌ها در این باشگاه نسبت به بسیاری از رقبا به‌روزتر است. با این حال، تأثیر این موضوع بر نتایج رقابتی، قابل پیش‌بینی و قطعی نیست.

آیا نیمه‌تمام ماندن لیگ می‌تواند به کاهش هزینه‌ها کمک کند؟
خیر. باشگاه‌ها همچنان موظف به پرداخت حقوق بازیکنان، کادر فنی و کارکنان خود هستند. در واقع هزینه‌ها متوقف نمی‌شود، بلکه تنها روند فعالیت‌ها با وقفه و سردرگمی همراه 
می‌شود.

آیا باشگاه‌های دولتی در این شرایط امکان جذب اسپانسر خصوصی دارند؟
در شرایط فعلی، این امر دشوار به نظر می‌رسد؛ زیرا بخش خصوصی نیز برای سرمایه‌گذاری نیازمند ثبات و رشد اقتصادی است، در حالی که در وضعیت جنگی، فعالیت‌های اقتصادی با رکود مواجه و به همین دلیل برنامه‌ریزی بلندمدت در این حوزه به پس از پایان جنگ و بازگشت ثبات موکول می‌شود.

الگوبرداری از تجربه کشورهایی مانند ژاپن و آلمان پس از جنگ تا چه حد می‌تواند مؤثر باشد؟
شرایط ایران با این کشورها تفاوت‌های اساسی دارد؛ هم از نظر نوع آسیب‌ها و هم زمان‌بندی بازسازی. هرچند آن کشورها نیز دوره‌های دشواری را پشت سر گذاشتند و به شکوفایی رسیدند، اما مسیر آنها لزوماً قابل تکرار نیست. برای نمونه، ژاپن پس از جنگ جهانی دوم با تغییر رویکردهای کلان، مسیر توسعه اقتصادی را در پیش گرفت.ایران نیز باید با تکیه بر ظرفیت‌های داخلی، روحیه ملی و تلاش مستمر، مسیر بازسازی و پیشرفت را 
طی کند.

آیا عبور از این شرایط بدون طی کردن دوره سختی ممکن است؟
بدون تردید عبور از وضعیت فعلی مستلزم تحمل یک دوره دشوار  است.
مشکلات موجود ویژگی‌های خاص خود را دارند و با چالش‌های سایر کشورها متفاوت‌اند؛ بنابراین راه‌حل‌ها نیز باید متناسب با شرایط بومی طراحی 
و اجرا شوند.