گزارش «ایران» از نشست «ساختن مای جمعی در شرایط جنگی»

با وجود تفاوت‌ و اختلاف‌ها می‌توان به «وحدت ملی» رسید

جهان جدید برای ایران، آکنده از پتانسیل‌هاست

سارا مصطفوی
گروه اندیشه

جنگ، صرفاً رویدادی نظامی نیست؛ لحظه‌ای است که در آن، لایه‌های پنهان جامعه آشکار و نسبت افراد با «دیگری» و با «خود جمعی» بازتعریف می‌شود. در چنین بزنگاه‌هایی، جامعه نه ‌فقط در میدان نبرد، بلکه در عرصه معنا و روایت نیز درگیر می‌شود: اینکه «ما» کیستیم، چه چیزی ما را به هم پیوند می‌دهد و چگونه می‌توان از دل تهدید، امکانی برای بازسازی همبستگی اجتماعی بیرون کشید. نشست «جمع متفاوت‌ها و ساختن مای جمعی در شرایط جنگی» که در دفتر طرح‌های ملی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار شد، دقیقاً بر همین پرسش متمرکز بود؛ اینکه جامعه ایران در مواجهه با وضعیت جنگی اخیر، چه نسبتی با خود و دیگری برقرار کرده و چگونه توانسته است در دل بحران، نوعی همگرایی و همدلی را تجربه کند. در این نشست، دکتر مسعود گلچین و دکتر رضا کلاهی، هر یک از زاویه‌ای متفاوت، به تحلیل این پدیده پرداختند؛ تحلیلی که میان جامعه‌شناسی کلاسیک جنگ تا بازاندیشی مفهوم «وحدت» در جهان معاصر در نوسان بود.

نقش «امر اجتماعی» در مقابله با جنگ‌های تکنولوژیک
مسعود گلچین، استاد علوم اجتماعی و عضو هیأت علمی دانشگاه خوارزمی، در ابتدای سخنان خود با بازگرداندن بحث به بنیان‌های نظری جامعه‌شناسی، جنگ را پدیده‌ای عمیقاً اجتماعی توصیف کرد و گفت:«جنگ و صلح پدیده‌های اجتماعی هستند. طبق تعاریف، جنگ نوعی کنش معنادار و طرفینی است. بنیانگذاران جامعه‌شناسی مثل آگوست کنت و اسپنسر صحبت‌های زیادی در باب جنگ دارند. اسپنسر از جامعه نظامی و صنعتی سخن می‌گفت و کنت نیز جنگ را نتیجه نابسامانی اجتماعی می‌دانست که برای سامان‌بخشی به آن، مصالحه‌ها و قراردادها شکل می‌گیرند.»
او با مرور تحول تاریخی جنگ، به این نکته اشاره کرد که برخلاف خوشبینی اولیه متفکران مدرن، پیشرفت علم نه‌تنها به حذف جنگ منجر نشد، بلکه آن را پیچیده‌تر و ویرانگرتر کرد:«وقتی بشر به علم و صنعت پیشرفته رسید، اندیشمندان اجتماعی فکر می‌کردند دیگر نیازی به جنگیدن نیست، اما این اتفاق نیفتاد؛ حتی مدرنیته کمک کرد تا جنگ هراسناک‌تر شود. پیشرفت علم و صنعت، جنگ را ویرانگرتر کرد و سرخوردگی‌هایی واقعی و حتی برساخته، مثل آنچه در قالب پروپاگاندا شکل گرفت، به وجود آورد.»
گلچین در ادامه با اشاره به تحول ماهیت جنگ‌ها افزود:«جنگ جهانی اول را جنگ شیمی و جنگ جهانی دوم را جنگ فیزیکی می‌نامند، اما در دوره‌های بعد، جنگ‌ها ماهیت تکنولوژیک‌تری پیدا کردند؛ از ماهواره‌ها گرفته تا ورود علوم اجتماعی و علوم شناختی به میدان جنگ. برخی متفکران امیدوار بودند علم مانع جنگ شود، اما تجربه تاریخی خلاف آن را نشان داد.»
تحلیل گلچین از وضعیت اخیر، بر نقش «دیگری تهدیدکننده» در شکل‌گیری همبستگی اجتماعی متمرکز بود. او با اشاره به تجربه جنگ اخیر گفت:«در جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان که به ‌نظر من به هم پیوسته هستند، با عملکرد خوب دولت و کمک‌رسانی گسترده، جنبه سلبی و نفی دشمن به یک عنصر وحدت‌بخش بدل شد. این عنصر وحدت، به تقویت حس وطن‌دوستی و احساس تعلق بیشتر به ایران و پرچم تبدیل شد.»
او این وضعیت را واجد پیامدهای اجتماعی مهمی دانست:«شرایط وفاق، شور، همدلی و همگرایی باعث شده نوعی همبستگی بر سر ارزش‌ها شکل بگیرد. حفظ این وحدت و تقویت آن، برای گسترش یک «مای جمعی» قدرتمند در شرایط کنونی ضروری است و باید بر آن تأکید کرد.» در این روایت، «دشمن» نه‌ فقط یک واقعیت بیرونی، بلکه عاملی برای بازتعریف درونی هویت جمعی است؛ عاملی که می‌تواند شکاف‌ها را تعلیق و حتی ترمیم کند و جامعه را حول نمادهای مشترک بسیج نماید.
 باید به «وحدت شمول‌گرا» برسیم
در سوی دیگر این بحث، رضا کلاهی، جامعه‌شناس و عضو هیأت علمی پژوهشگاه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، با نگاهی انتقادی‌تر، مفهوم وحدت را به چالش کشید و بر ضرورت بازتعریف آن در جهان معاصر تأکید کرد. او سخنانش را با توصیف وضعیت پیچیده امروز آغاز کرد:«امروز با شرایط متفاوتی مواجه هستیم؛ از یک ‌سو ابرقدرتی که تصور می‌شد دست برتر را در نبرد نظامی دارد، اکنون به ‌دنبال راه خروج فوری از جنگ است؛ حال یا با مذاکره یا آتش‌بس! در چنین وضعیتی نیاز داریم مکث کرده و درباره آنچه رخ می‌دهد تأمل کنیم؛ نه به‌صورت منفعلانه، بلکه به‌مثابه مشاهده‌گری فعال.»
کلاهی این وضعیت را سرشار از امکان دانست:«جهان جدید برای ما آکنده از پتانسیل‌هاست. ما در وضعیت بالقوه‌گی به‌سر می‌بریم و این فرصتی است برای ساختن روایت‌های جدید. هرچند جنگ تخریب به بار آورده، اما همین وضعیت می‌تواند نقطه‌ای برای بنای درست‌تر بسیاری از مسائل باشد.»
او سپس به پرسش مرکزی نشست بازگشت: چگونه می‌توان «مای جمعی» را ساخت؟ پاسخی که او ارائه داد، نقدی جدی به برداشت رایج از وحدت بود:«یکی از پاسخ‌های رایج، برای ساخت «مای جمعی»، تأکید بر وحدت ملی است؛ یعنی کنار گذاشتن اختلافات. اما ما نیازمند چرخش از معنای مخرب وحدت به معنای سازنده آن هستیم. معنای مخرب وحدت، طردگراست؛ یعنی یکسان‌سازی و حذف تفاوت‌ها. این نگاه می‌گوید:«برای رسیدن به وحدت باید شبیه به من شوید.»
اما کلاهی در مقابل این نگاه طردگرا، از نوعی «وحدت شمول‌گرا» دفاع کرد:«در معنای شمول‌گرای وحدت، اتفاقاً نباید تفاوت‌ها را نادیده بگیریم. باید با وجود اختلافات، جامعه را بسازیم. «مای جمعی» در «مای متفاوت» ساخته می‌شود؛ جایی که متفاوت‌ها کنار هم حضور دارند.»

 

برش

همبستگی میان «تهدید» و «تفاوت»

آنچه از مجموع این نشست برمی‌آید، دو روایت مکمل اما متفاوت از «مای جمعی» در شرایط جنگی است: از یک ‌سو، تأکید بر نقش تهدید بیرونی در تقویت همبستگی و شکل‌گیری وحدت حول ارزش‌های مشترک و از سوی دیگر، هشدار نسبت به تقلیل وحدت به یکسان‌سازی و حذف تفاوت‌ها. اگر روایت دکتر گلچین، بر «ضرورت» وحدت در شرایط بحرانی تأکید می‌کند، روایت دکتر کلاهی بر «کیفیت» این وحدت متمرکز است؛ اینکه این همبستگی می‌تواند پایدار و سازنده باشد و به طرد و حذف دیگری در درون جامعه نینجامد. در نهایت، شاید بتوان گفت چالش اصلی امروز نه صرفاً ساختن «مای جمعی»، بلکه تعریف دوباره آن است: «مایی» که هم در برابر تهدیدها منسجم باشد و هم در درون خود، ظرفیت پذیرش تفاوت‌ها را داشته باشد.

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • بین الملل
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • اندیشه - گزارش
  • خودرو
  • حوادث
  • ورزشی
  • علم و فناوری
  • ایران زمین
  • کتاب
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و دو
 - شماره نه هزار و دو - ۲۹ فروردین ۱۴۰۵