گزارش«ایران» از افراد عادی که پای کار وطن ماندند
جهاد مهربانی
مهسا قوی قلب
گروه گزارش
وقتی پای وطن در میان باشد، داستان یک شکل دیگر میشود. یعنی جا برای شگفتی زیاد است. تا دلتان بخواهد مهربانی هست و به همراهش همدلی، نوع دوستی و از خودگذشتگی. از خودگذشتگی چه میتواند باشد جز اینکه آدمهای غریبه وسط بمباران حواسشان به شیشه خانه کسی باشد یا دلشان لکبزند برای پاک کردن آوار خاک که روی تمیزی خانه یک کدبانو بعد از خانه تکانی عید نشسته. داستان درباره همین چیزهاست؛مهربانیهای جهادی که در دل جنگ و بحران شکل میگیرد.
از همان روزهای اول جنگ تحمیلی سوم، جمعی از خیرین با تشکیل گروههای متعدد در تهران، اصناف مرتبط با ساخت و ساز را دور هم جمع کردند تا به روند بازسازیها سرعت دهند. منطقه یافتآباد تهران که به دلیل تراکم بالای جمعیتی، تعداد خانههای آسیب دیده در آن بیشتر از بقیه مناطق بود، خیلی سریع در لیست بازسازی گروههای جهادی خیرین قرار گرفت.
مجتبی رنجبر یکی از نیروهای جهادی که برای بازسازی خانههای آسیب دیده آستین بالازده به «ایران» میگوید: «ما با همکاری اهالی منطقه بر اساس نیاز خانوارها بازسازی را انجام میدهیم. از سازندههای ساختمانی تا برقکار، بنا، تأسیساتی، جوشکار و کارگر ساده در گروههای جهادی اعلام حضور کردهاند.»
رنجبر میگوید: «بعضی از کسانی که خانههایشان آسیب دیده هنوز در شوک هستند و نمیتوانند وضعیت را باور کنند. اما از طرف دیگر حضور هم محلهایها و همشهریها که خیلی سریع وارد میدان شدند و کار بازسازی خانهها را دست گرفتند به این افراد قوت قلب میدهد. همین حضور جهادگرها به مردم محل آرامش میدهد.»
رنجبر با اشاره به اینکه حدود ۵۰ نیروی جهادی در منطقه ۱۸ مشغول کار هستند، توضیح میدهد: «خیلی از ساکنان خانههای آسیب دیده با شروع جنگ خانههای خود را ترک کرده و به شهرهای دیگر رفتهاند، اما گروهی که هستند، ثبتنام کردهاند و در مناطقی مانند شهرک ولیعصر و مهرآباد جنوبی هم بازسازی خانهها را انجام میدهیم.»
هرکسی گوشهای از کار را گرفت
تعویض شیشههای شکسته و در و پنجره واحدهای مسکونی، ساماندهی و اسکان موقت آسیبدیدگان در هتلهای سطح شهر، بررسی خسارات وارده به خودروها و موتورسیکلتها و مرمت اساسی واحدهای مسکونی همراه با آواربرداری ساختمانهای عمومی تخریب شده مهمترین اقداماتی است که گروههای جهادی در بخشهای مختلف پایتخت پس از وقوع حملات هوایی بر عهده گرفتهاند.
ابراهیم قاسمی که تراشکار است و با دیدن شرایط برای انجام کارهای جهادی پیش قدم شده، به «ایران» میگوید: «با دیدن شرایط خانوادههایی که مجبور به ترک خانههای خود شدند، تصمیم گرفتم برای کارهای جهادی ثبتنام کنم، چون این روزها هر کسی گوشهای از کار را گرفته است. پزشکان و پرستاران در بیمارستانها زحمت میکشند، امدادگران و هلال احمریها و نیروهای آتشنشانی و خیلیهای دیگر نیز ماندند تا کمک کنند. بنابراین من هم خواستم سهمی در این حضور جهادی داشته باشم. هر کاری از دستم بربیاید انجام میدهم. درها و پنجرههای شکسته را تعمیر میکنم. شیشه میخرم و شیشههای شکسته را عوض میکنم. کارهای جوشکاری و آهنگری را انجام میدهم. چند روزی هست که در محله یافتآباد و شهرک امام خمینی مشغول کار هستم و به هم محلهایها خدمت میکنم. البته خیلی از خانوادهها هستند که دوست دارند هزینه خدمات را بپردازند. میگویند ما مشکل مالی نداریم و بهتر است حواسمان به کسانی باشد که وضع اقتصادی خوبی ندارند. مثلاً یکی از کسانی که بیش از 100 میلیون تومان هزینه بازسازی درها و شیشههای خانهاش میشد، نپذیرفت که به صورت رایگان برایش کاری انجام بدهیم. از ما خواست این مبلغ را برای کسانی که دستشان تنگ است، هزینه کنیم.»
ما همه زیر یک پرچم هستیم
مصطفی گلستان، دبیر آموزش و پرورش است، او از دوره دانشجویی تجربه کارهای جهادی دارد. برای همین دستش به کمک آشناست. گلستان میگوید: «ما مردم یک پرچم و یک خاک و وطن هستیم و در این روزهای سخت باید دست همدیگر را بگیریم. من دبیر هستم. وقتی اعلام کردند که هر کسی میتواند کمکی بدهد بیاید پای کار، من شغلم را گفتم ولی گفتند که تخصص تو به درد کارهای ما نمیخورد، در جواب گفتم هر کاری از دستم بربیاید انجام میدهم، کارگری ساده که بلدم، همین کار را انجام میدهم. چون کارهای جهادی برای من دو وجه شخصی و اجتماعی دارد. بعدها که این روزها گذشت خودم را قضاوت میکنم و از اینکه توانستم برای هموطنانم کار مثبتی انجام دهم، حالم خوب است. از بعد اجتماعی هم معتقدم که وقتی این روزها همه پای کار بیایند و یک گوشه کار را بگیرند، در مردم امید ایجاد میشود. حالا امید مهمترین چیزی است که باید داشته باشیم، همه افرادی که خانههایشان آسیب دیده به امید نیاز دارند. با حضور جهادگران، امید افزایش پیدا میکند و تابآوری اجتماعی هم بالا میرود و کسانی که در این جنگ خانه و کاشانهشان آسیب دیده، میبینند که رها نشدهاند. مهربانی و همدلی که باشد حس تنهایی از بین میرود. همدلی همیشه جواب میدهد، این همان چیزی است که این روزها همه مردم ایران به آن نیاز دارند.»
برش
حضور زنان در خط مقدم جهاد
نکته مهم در تیمهای جهادی حضور پررنگ زنان است. مریم شالباف، فرمانده یکی از این گروههای جهادی است که مدیریت زنان جهادگر را در منطقه شهرری به عهده دارد. او با اشاره به اینکه از دوران جنگ 12 روزه در حوزههای مختلف برای گروههای جهادی زنان کمیتهبندی انجام شده بود، به «ایران» میگوید: «با آغاز جنگ رمضان، کمیتههای مشتمل بر امداد و نجات، بهداشت، سواد رسانه، خدمات مختلف و حتی رانندههای خانم که خودرو داشتند دوباره فعال شدند، برای هر یک زیرشاخه جذب شد و بیش از 100 نفر اعلام آمادگی کردند و مشغول به خدمترسانی شدند. در همه روزها از ساعت ۷ صبح خانمهای جهادگر در صحنه به صورت مستمر حضور داشتند.»
او با اشاره به تنوع خدمات زنان جهادگر میگوید: «خانمها در آواربرداریها هم حضور داشتند، یعنی به این صورت نبود که فقط پشت صحنه مشغول خدمت باشند. اما به غیر از کارهای مربوط به آواربرداری و تمیز کردن خانهها، خانمها تأمین ۴ وعده غذا برای مؤسسات خیریه را هم برعهده گرفتند. توزیع بستههای غذایی به بیش از ۱۰۰۰ خانواده دارای فرزند معلول هم جزو اقدامات مهم زنان جهادگر در این روزهاست.»
زنان جهادگر در قالب تیمهای کنشگر محلی، ایمنسازی منازل خانوادههای آسیبپذیر از جمله چسبزدن به شیشهها و توزیع کیفهای کمکهای اولیه را هم به عهده داشتند. حضور پرشور بانوان در پایگاههای دوام (داوطلبان واکنش اضطراری محله) نیز تکیهگاه امنی برای شهروندان در روزهای سخت ایجاد کرد. مسئولیت تأمین وعدههای غذایی و میان وعدههای روزانه مدافعان امنیت را نیز زنان بر عهده داشتند؛ آمادهسازی لقمههای نان و سبزی و افطاری، بستهبندی پکهای تغذیه سالم، تهیه روزانه غذا برای مدافعان امنیت و توزیع بستههای میوه در روز نیز از جمله بخشی از کارهایی بود که جهادگران زن در جنگ رمضان انجام دادند.

