ایران غزه نیست
آرونداتی روی/ Arundhati Roy، نویسنده مشهور هندی و فعال حقوق بشر که از هر رویداد ملی و بینالمللی استفاده میکند تا به جهان یادآوری کند سیاستهای هند و سیاستمدارانش چقدر وحشتناک هستند، در مراسم رونمایی از کتاب خود با عنوان «مادر مریم به سراغ من میآید» فضایی فراتر از یک رویداد ادبی رقم زد و با ارائه تحلیلی شفاف و دیدگاهی صریح، به تحولات سیاسی و نظامی اخیر پرداخت. او در این مراسم به ذکر نکات مهمی درباره حملات آمریکا و اسرائیل علیه ایران پرداخت. او دولت هند را به خاطر محکوم نکردن حملات آمریکا و اسرائیل علیه ایران به باد انتقاد گرفت: «آنچه در حال رخ دادن است، ادامه نسلکشی در غزه توسط آمریکا و اسرائیل است، اما ایران غزه نیست. من حرفی برای گفتن دارم چون دختر مادرم مری هستم و مانند او باید شجاعت گفتن واقعیتها را داشته باشم. این بیانیهای کوچک درباره جنگی است که قرار است تمام جهان را فرا بگیرد. میدانم امروز اینجا جمع شدهایم تا درباره کتابم «مادر مریم به سوی من میآید» صحبت کنیم. اما چطور میتوانیم بیتوجه باشیم و درباره آن شهرهای زیبا - تهران، اصفهان و بیروت - که در شعلههای آتش فرورفتهاند و میسوزند صحبتی نکنیم؟ میخواهم با صراحت و شجاعت از این تریبون استفاده کنم تا در مورد حمله بیدلیل و غیرقانونی آمریکا و اسرائیل علیه ایران بگویم. این قطعاً ادامه قتلعام مردم در غزه به دستان آمریکا و اسرائیل است. اینها همان نسلکشهای قدیمی هستند که از همان تاکتیکهای قدیمی استفاده میکنند؛ یعنی قتلعام زنان و کودکان. بمباران بیمارستانها، بمباران بیهدف شهرها و در نهایت آنها هستند که خود را قربانی جلوه میدهند، اما ایران غزه نیست. دامنه این جنگ جدید میتواند تمام جهان را در بر بگیرد. ما در آستانه یک جنگ هستهای، ویرانیها و فروپاشی اقتصادی در جهان هستیم. همان کشوری که هیروشیما و ناکازاکی را بمباران کرد، ممکن است در حال آماده شدن برای بمباران یکی از باستانیترین تمدنهای جهان باشد. فرصتهای بیشتری برای بحث مفصل در مورد این موضوع وجود دارد، اما اجازه دهید من فقط بگویم که در کنار ایران هستم. کاملاً کنارشان هستم. هر حکومتی که نیاز به تغییر دارد، از جمله ایالات متحده، اسرائیل و دولت خودمان، باید توسط مردم تغییر کند، نه توسط یک رژیم امپریالیستی متکبر، دروغگو، فریبکار، حریص و طماع، غارتگر منابع، بمبانداز و متحدانش که سعی در مطیع کردن کل جهان دارند.»
به گفته آرونداتی روی، «ایران با جسارت با این چالشها روبهرو میشود، در حالی که هند همچنان ترسو است. من از اینکه دولت ما تا این اندازه بزدل و بیجربزه است، شرمندهام. مدتها پیش، ما کشوری فقیر بودیم که مردم بسیار فقیری در آن زندگی میکردند. اما ما غرور و احترام داشتیم. امروز، ما کشوری مرفه هستیم که مردم بسیار فقیر و بیکاری در آن زندگی میکنند که به جای دریافت غذای واقعی، با رژیم غذایی نفرت و سم دروغ تغذیه میشویم. ما غرور خود، احترام و شجاعتمان را از دست دادهایم. بجز در فیلمهایمان.»
روی سپس این پرسشهای تأمل برانگیز را برای مخاطبان حاضر در مراسم مطرح کرد: «ما چه جور آدمهایی هستیم که دولت منتخبمان نمیتواند آدمربایی و ترور سران کشورهای دیگر توسط آمریکا را محکوم کند؟ آیا ما میخواهیم همین اتفاق که برای ایران افتاد برای خودمان هم بیفتد؟ اینکه نخستوزیرمان درست چند روز قبل از حمله به ایران به اسرائیل میرود و بنیامین نتانیاهو را در آغوش میگیرد، چه معنایی دارد؟ دولت ما در حال امضای یک قرارداد تجاری با ایالات متحده است که کشاورزان و صنعت نساجی ما را کاملاً نابود میکند، همه اینها درست چند روز قبل از اینکه دیوان عالی ایالات متحده تعرفههای ترامپ را غیرقانونی اعلام کند اتفاق افتاد - این اصلاً چه معنایی دارد؟ حالا ما «اجازه» داریم از روسیه نفت بخریم – این به چه معناست؟ دیگر برای چه چیزهایی باید اجازه بگیریم؟ برای رفتن به سرویس بهداشتی؟ برای استراحت در محل کار؟ برای ملاقات با مادرانمان؟» این نویسنده مشهور با زیر سؤال بردن سکوت دولتش انتقاد کرد: «هر روز، سیاستمداران آمریکایی، از جمله دونالد ترامپ، علناً ما را مسخره و تحقیر میکنند. اما نخستوزیر ما همان خنده توخالی همیشگیاش را سر میدهد و همچنان آنان را در آغوش میگیرد. در اوج نسلکشی در غزه، دولت هند هزاران کارگر فقیر هندی را به اسرائیل فرستاد تا جایگزین کارگران فلسطینی اخراجی شوند. امروز، وقتی اسرائیلیها در پناهگاهها پناه گرفتهاند، گزارشهایی میرسد مبنی بر اینکه به آن کارگران هندی اجازه ورود به پناهگاهها را نمیدهند. از همه این وقایع چه نتیجهای میگیرید؟ چه کسی ما را به این مکان که تحقیرآمیزترین، بیشرمانهترین و منزجرکنندهترین نقطه جهان است رسانده؟ شاید بعضی از شما یادتان باشد که چطور ما آن ضربالمثل اغراقآمیز کمونیستهای چینی را مسخره میکردیم که میگفتند «دستنشانده امپریالیسم». اما الان، به نظرم، این اصطلاح کاملاً به وضعیت ما میآید. بجز در آن فیلمهای تحریفشده و سمی که در آنها قهرمانان ما دارای قدرتی اغراقآمیز و مسخرهاند و در جنگهای خیالی یکی پس از دیگری پیروز میشوند. ولی این فیلمها فقط با خشونت بیمورد و شرارت بیفکرانهشان، عطش سیریناپذیر خونریزی ما را شعلهورتر میکنند.»

