«ایران» از پیامدهای کوتاهمدت و بلندمدت حملات به منابع طبیعی کشور گزارش میدهد
دود جنگ در دیدگان محیط زیست
نادر نینوایی
گروه زیست بوم
آتش جنگ اخیر دامان پالایشگاهها، انبارهای نفت، صنایعی همچون فولاد و حجم بالایی از سازهها و تأسیسات کشور را گرفته است. میزان بالای تسلیحات جا به جا شده، سوختن چند روزه انبارهای نفت تهران و کرج و موشکبارانهای بیامان، فقط آسیبهای مالی و جانی در پی نداشته، بلکه خواسته یا ناخواسته محیط زیست کشور، منطقه و حتی جهان را تحت تأثیر قرار داده است.
از سوی دیگر با توجه به حجم بالای تخریبهای صورت گرفته در این جنگ و ضرورت بازسازی تأسیسات و اماکن تخریب شده، بیشک باز هم گازهای گلخانهای و کربن بیشتری برای ساخت و سازهای مجدد صرف خواهد شد و همین امر ضربه دیگری به محیط زیست وارد میکند. افزون بر تمام این موارد آن طور که کارشناسان میگویند صداهای مهیب انفجارها، حیواناتی را که در فصل زادآوری هستند با چالشهای جدی مواجه کرده و در یک کلام باید گفت که دود جنگ به دیدگان محیط زیست هم رفته است.
آثار و پیامدهای مخرب جنگ اخیر بر محیط زیست
داریوش گلعلیزاده، مدیرکل حفاظت محیط زیست استان اصفهان در خصوص آثار و پیامدهای نگران کننده جنگ اخیر بر محیط زیست کشور به «ایران» گفت: «یکی از پیامدهای مخرب جنگ، آسیبهایی است که به محیط زیست اعم از هوا، خاک و آب وارد میشود. همچنین تولید پسماندها نیز از دیگر اثرات مستقیم و منفی جنگ است. مراکزی که مورد اصابت قرار میگیرند، هم آلایندههای هوا و هم گازهای گلخانهای منتشر میکنند. افزون بر این موارد، سوخت استفاده شده در جنگندههایی که به کشور حمله میکنند هم منجر به انتشار گازهای گلخانهای میشود. اینها بخشی از اثرات مستقیمی است که جنگ وارد میکند.»
وی افزود: «از سوی دیگر باید توجه داشت زمانی که یک واحد صنعتی یا مسکونی تخریب میشود، ساخت و ساز مجدد بناهای تخریب شده نیاز به یکسری مصالح ساختمانی، آهن و فولاد دارد و تولید این مصالح و مواد نیز همراه با انتشار گازهای گلخانهای است. طبیعتاً آثار و تبعات این افزایش گازهای گلخانهای در آینده خودش را نشان میدهد. اگرچه تاکنون برآورد دقیق انجام نشده و صرفاً برخی برآوردهای کلی اعلام شده، اما مشخص است که یکی از قربانیان اصلی این جنگ، محیط زیست است. به هر حال، این زیادهخواهیهایی که کشورهای متجاوز دارند، اثرات و پیامدهای جدی برای محیط زیست دارد. توجه داشته باشید که محیط زیست مرز نمیشناسد و جنگی که در خلیجفارس، دریای عمان و هر کجای دیگر اتفاق میافتد، موجب انتشار گازهای گلخانهای شده و تبعات خود را بر گرمایش جهانی میگذارد و تمام دنیا با تبعات منفی آن روبهرو خواهند شد.»
پیامدهای محیط زیستی حمله به پالایشگاهها و انبارهای نفت
یکی از اتفاقات نگران کننده در جنگ اخیر حمله به پالایشگاهها، انبارهای نفت و کارخانههای فولاد و دیگر تأسیسات صنعتی بود که در مواردی منجر به رها شدن حجم بالای دودهای سیاه، کربن و گازهای آلاینده به محیط زیست کشور شد.
گلعلیزاده در خصوص پیامدهای محیط زیستی مورد هدف واقع شدن پالایشگاهها، انبارهای نفت و کارخانههای کشور اظهار کرد: «آلودگیهای منتشر شده از دو منظر قابل بررسی است؛ اول آنکه آلایندههایی که منتشر میشود به عنوان آلایندههای معیار آلودگی هوا همچون ذرات، هیدروکربنها بوده و از سوی دیگر گازهای گلخانهای است که وارد جو میشود و تأثیر خود را بر لایه ازون و تشدید گرمایش جهانی میگذارد.»
وی افزود: «اگر جنگ افروزان در جنگ اخیر ملاحظات محیط زیستی داشتند به گونهای متفاوت عمل میکردند اما خروج آمریکا از «پیمان پاریس»، نشانی از قبول نداشتن بحثهای مرتبط با عدم انتشار گازهای گلخانهای است. جنگ افروزان صرفاً به دنبال تحقق بحثهای اقتصادی مورد نظر خود به هر جهت هستند و توجهی به مسائل محیط زیستی ندارند. به هر روی باید پذیرفت که افزون بر آسیبهای جانی، جنگ خسران محیط زیستی هم به دنبال دارد و البته که بازسازی خرابیهای بعد از جنگ نیز نیازمند تأمین آهن، فولاد و مصالح دیگر است که تولید این مصالح و مواد خود موجب افزایش تولید گازهای گلخانهای میشود. در نهایت باید اشاره کرد که انفجار مخازن تأسیسات نفتی و کارخانههای فولاد حجم بالایی گاز را در هوا منتشر کرده که سازمان حفاظت محیط زیست در حال برآورد میزان آسیبهای وارد آمده و تعیین خسارتهای جنگی است.»
تبعات کوتاهمدت و بلند مدت محیط زیستی جنگ اخیر
این کارشناس محیط زیست در خصوص تبعات کوتاهمدت و بلندمدت محیط زیستی جنگ اخیر اظهار کرد: «آثار منفی کوتاه مدت این جنگ، آلودگی آبها، آلودگی خاک و ورود آلایندهها به هوایی است که مردم در آن تنفس میکنند. از سوی دیگر باید در نظر داشت که آلوده شدن خاک یا آب بر بحث کشاورزی و تولید مواد غذایی کشور نیز اثر میگذارد. در بحث حیات وحش نیز انفجارهای جنگ بر حیات وحش اثر میگذارد و باتوجه به قرار گرفتن در فصل زایمان برخی گونهها، این حیوانات دچار استرس شدهاند که این مسأله برای حیوانات نگران کننده است. جنگ هم برای حیات وحش و هم برای زیستگاههای حیوانات یک تهدید جدی است. افزون بر این باید اشاره کرد که آلوده شدن آبها، بسیاری از آبهای سالم را از دسترس خارج میکند. همچنین مورد هدف قرار گرفتن پتروشیمیهای ماهشهر و عسلویه و آسیبهای وارد شده به تأسیسات فاضلاب آنها موجب میشود که آلودگی پتروشیمیها وارد دریا شود و این مسأله مخاطرهآمیز است.»
وی ادامه داد: «در نهایت افزون بر اثرات منفی و کوتاه مدت جنگ بر محیط زیست که برشمرده شد، نباید آسیبهای بلند مدت محیط زیستی آن را که در نسلهای آتی خود را نشان میدهد از نظر دور داشت. واقعیت آن است که بسیاری از پیامدهای محیط زیستی در درازمدت مشخص میشود. تشدید بیماریها و اثرگذاری بر کاهش طول عمر انسانها به سبب مواجهه با آلودگیها، از جمله پیامدهای محیط زیستی جنگ در بلندمدت شمرده میشود که نباید این موارد را نیز از نظر دور بداریم.»
برخی ابهامها در خصوص میزان انتشار گازهای گلخانهای
محسن ناصری، کارشناس و صاحبنظر در حوزه محیط زیست و تغییر اقلیم در خصوص پیامدها و اثرات افزایش کربن در اثر جنگ اخیر به «ایران» گفت: «در مرحله اول باید توجه داشت که زیاد شدن گازهای گلخانهای و کربن در جو، دارای اثرات و پیامدهای جهانی بوده و محدود کردن اثرات آن در مقیاس منطقهای صحیح نیست. از سوی دیگر به منظور کمیسازی دقیق انتشار گازهای گلخانهای، باید هرگونه ارزیابی مبتنی بر اطلاعات دقیق بوده تا هرگونه قیاس و سنجش در این خصوص داده محور باشد. باید در نظر داشت که در دوران جنگ بخشی از مشاغل، حرفهها و صنایع به دلایل مختلف دوران «کمکاری» داشته و از این منظر میزان مصرف انرژی (انتشار احتراقی) یا فرآیندی کمتری داشتهاند که طبعاً از میزان تولید گاز گلخانهای متداول کاسته است. از سوی دیگر اما انفجار و احتراق ناشی از مواد منفجره و نقل و انتقال و شلیکها، باری مضاعف و خارج از عرف و مقدار متداول را به محیط زیست تحمیل کرده است. به این میزان باید اثرات انتشاری ناشی از فرآیند بازسازی(در آینده) را نیز اضافه کرد که طبعاً هم از منظر انتشار احتراقی و هم فرآیندی با درنظر گرفتن حجم خسارت قابل ملاحظه خواهد بود.»
وی ادامه داد: «با این همه تصور میکنم گزارشهایی که بدون استناد به اطلاعات و آمار دقیق در خصوص افزایش میزان تولید کربن مطرح میشود، لزوماً از اعتبار استنادی بالایی برخوردار نیستند. البته این درست است که حجم بالای تسلیحات جا به جا و استفاده شده، همگی موجب افزایش انتشار گاز گلخانهای (مستقیم و غیر مستقیم) شده است اما بدون اطلاعات دقیق، نمیتوان ارزیابی کرد که حجم انتشارگازهای گلخانهای ناشی از جنگ در مقابل کاهش تولید این گازها- که ناشی از تعطیلی برخی از مشاغل بوده- چه نسبتی را ایجاد کرده است.»
این کارشناس در خصوص شرایط کیفیت هوا در مناطق شهری کشور تحت تأثیر وقوع جنگ نیز گفت: «در خصوص شهر تهران باید بگویم که در شرایط کنونی وضعیت آلودگی شهر تهران به لحاظ شاخصهای آلودگی هوا (با توجه به آلایندههای معیار) خوب است و این نیز ناشی از کاهش حجم قابل توجه تردد خودروها در سطح شهر بوده که علت آن شرایط جنگی موجود است. در خصوص مناطق حاشیهای مورد حمله نیز به دلیل کمبود شبکه سنجش کیفیت آلایندههای هوا اطلاعات روشنی در دست نیست.»
این کارشناس خاطرنشان کرد: «ارزیابی مقطعی و آنی در خصوص دامنه اثرات آلایندگی هوا و تغییر اقلیم در مقطع کنونی، منجر به ارزیابیهای غیردقیق خواهد شد. به نظرمیرسد که درک دقیق پیامدهای جنگ بر محیط زیست و اقلیم باید در یک پنجره زمانی بلند مدت مورد ارزیابی قرار گیرد. با این همه باید پذیرفت که به هر صورت تمام این انفجارها میزان قابل ملاحظهای ذرات معدنی، ترکیبات کربنی سوخته نشده، دوده و فلزات سنگین را وارد هوا و خاک کرده و در این خصوص هیچ شبههای وجود ندارد.» وی در پایان یادآور شد: «اینکه آیا مناطق هدف گرفته شده در جوار یا نزدیکی مناطق حفاظت شده بوده یا خیر، مسألهای است که هنوز ابعاد کامل آن روشن نیست و سازمان حفاظت محیط زیست باید اطلاعات و گزارشهای ویژهای در این خصوص ارائه کند.»

