جنگ رمضان، جنگ تمدنی و فرهنگی
محمد حسین اسماعیلی
مدیرکل دفتر توسعه آموزشهای
فرهنگی و هنری وزارت ارشاد
هر جنگی دارای دو وجه عمده است؛ وجه روبنایی و سختافزاری، وجه زیربنایی و نرمافزاری. وجود این وجوه در کنار هم میتواند عامل پیروزی در جنگ و نقص در هر یک از این وجوه باعث شکست و اضمحلال در جنگ خواهد بود. وجوه روبنایی و سختافزاری شامل مواردی همچون ابزارها و ادوات جنگی، تکنولوژیهای جنگی و تدافعی، نیروهای مسلح و امکانات و...
مشخص است که این وجه جنگ از اهمیت زیادی برخوردار است و به ویژه در عصر تکنولوژی و دیجیتال و هوش مصنوعی، مجهز بودن به این علوم و فنون و تجهیزات نقش ویژهای در پیروزی یا شکست در جنگهای مدرن امروزی ایفا مینماید.
اما وجه دیگر جنگ که موضوع اصلی و حائز اهمیت این نوشتار است، وجه زیربنایی و نرمافزاری جنگ است. برخی از ابعادی که در این وجه بیشترین اثربخشی را دارد، عبارتند از: روحیه حماسی و سلحشوری، حس وطن دوستی و میهنپرستی، فرهنگ ایثار و شهادت، درون مایههای فرهنگی و هویتی و تمدنی. این وجه از جنگ معمولاً مورد توجه جدی جنگافروزان قرار نمیگیرد و بر این مبنا و با اتکا به سختافزارهای جنگی، خود را از ابتدا پیروز جنگها قلمداد میکنند. غافل از اینکه بدون توجه به وجوه زیربنایی و یا با نادیده گرفتن درون مایههای فرهنگی طرف مقابل، پیروزی در جنگها غیرممکن است، حتی اگر پیروزیهای ظاهری و مقطعی حاصل شود بی شک در درازمدت چیزی جز شکست حاصل نخواهد شد. شاهد مثالهای فراوانی در این موضوع در طول تاریخ وجود دارد که کشورهای به ظاهر ابرقدرت در برابر ملتهای بااصالت و هویت نتوانستهاند در درازمدت به پیروزی دست یابند و ناچار به پذیرش شکست شدهاند. جنگ رمضان در واقع یک بزنگاه تاریخی بسیار مهم برای دنیا و بشریت به حساب میآید، جنگی که در یک طرف آن بزرگترین نیروی نظامی جهان و مظاهر زر و زور و قدرت قرار گرفتهاند و در سوی دیگر ملتی آزاده و سرافراز و کشوری تاریخساز با تمدنی کهن که گرچه در ظاهر و قدرت نظامی در حد امکانات و تجهیزات دشمن نیست ، ولی از طرفی دشمن غدار نیز از حیث فرهنگی و تمدنی و هویتی به گرد پایش هم نمیرسد. پس در واقع این جنگ، جنگ بین قدرت ظاهری از یک سو و قدرت فرهنگ و هویت و تمدن و انسانیت از سوی دیگر است و از این حیث جنگی سرنوشتساز و تعیین کننده محسوب میشود. وقتی سناتور ارشد آمریکایی صراحتاً اعلام میکند که «الان موقعیت و فرصت مناسبی برای خنثی کردن ایران بعد از ۲۰۰۰ سال است» معلوم میشود که این یک جنگ فرهنگی و تمدنی است و آمریکا با یک کینه و عداوت دیرینه وارد این جنگ شده است و یا رئیس جمهوری آمریکا از بازگرداندن ایران به عصر حجر صحبت میکند، عصری که در آن هیچ اثری از آمریکا نیست ولی تمدن باشکوه ایرانی روی سنگها منشور حقوق بشر حکاکی میکند. از این روست که حمله به مراکز علمی، دانشگاهی، فرهنگی، هنری، تاریخی، باستانی و تمدنی در دستور کارشان قرار میگیرد.
نتیجه اینکه این جنگ، یک جنگ نامتقارن است، جنگ نامتقارن نظامی برای ایران و جنگ نامتقارن فرهنگی برای آمریکا.
نکته قابل تأمل دیگر در جنگ رمضان عدم همراهی سایر کشورها با آمریکاست. کشورهای اروپایی و اعضای ناتو که معمولاً همراه و دنباله رو آمریکا بودند نه تنها در این جنگ با آمریکا همراهی نکردند بلکه او را مورد شماتت و سرزنش نیز قرار دادند و از این بابت نیز ما شاهد یک تحول و دگرگونی تاریخی هستیم و کشورها، دولتها و ملتها تصمیم گرفتهاند بعد از سالهای متمادی در سمت درست تاریخ بایستند. ایران در طول تاریخ چندهزارساله خود همواره سردمدار صلح، امنیت، آرامش و انسانیت بوده و فرهنگ و هنر ایرانی در واقع جانبخش جهان هستی بوده است. با بررسی جنگها و تهاجماتی که به این سرزمین شده، به روشنی مشخص میشود که فرهنگ ایرانی همواره پیروز و مانا و شکستناپذیر بوده و حتی مهاجمان را تسخیر نموده است. پس با این فرهنگ غنی و استوار هیچ مهاجمی قادر به شکست ایران نخواهد بود و بی شک پیروزی و نصرت نصیب ایران و ایرانی خواهد شد.

