توهم «عقل کل» بودن هوش مصنوعی
جنگ؛ حقیقتی که الگوریتمها نمیفهمند
دکتر حبیبالله بابایی
مدیر گروه مطالعات فرهنگی و تمدنی دانشگاه باقرالعلوم
هوش مصنوعی (AI) قرار بود در نقش یک «مترجم و میانجیِ کلان» عمل کند و با سنتز کردن دادهها، یک «فرهنگ واحد جهانی» بسازد. در این نگاه، AI به مثابه یک «عقل کل» دیده میشد که میتواند بر تفاوتها غلبه کند. اما خطای این نگاه آن بود که تصور میکرد «معنا» صرفاً از طریق پردازش حجم عظیمی از دادهها (Big Data) خلق میشود، در حالی که فرهنگ و معنا، ریشه در «زیستجهان» (Lifeworld) انسانها و تجربیات تاریخی آنها دارند، نه صرفاً در اشتراکات آماری کلمات. امروز بعد از جنگی که بانیان هوش مصنوعی بر ایران تحمیل کردند، توهم «جهانشهر الگوریتمی» از هم پاشیده است.
سالهاست که متفکرانی مانند ژان بودریار، استدلال میکنند که ما در عصر «وانمودهها» (Simulacra) و «فراواقعیت» (Hyperreality) زندگی میکنیم؛ جایی که تصاویر رسانهای و مجازی، از خود واقعیت واقعیتر شدهاند. اما جنگی که اسرائیل و به تبع آن آمریکا بر ایران تحمیل کردند، عملاً راهی بیبازگشت به امری واقعی و ابطال وضعیت «وانمودهها» گشوده است. جنگ، درد، خون، ویرانی و مهمتر از همه بحران انرژی و انسداد زندگی برای دنیای سکولار امروز، همه دارای نوعی «اصطکاک» و «سرسختی هستیشناختی» هستند که قابل تقلیل به کدها و صفر و یکهای هوش مصنوعی نیستند. وقتی بمبی واقعی منفجر میشود یا انسانی واقعی جان میبازد و یا وقتی انرژی از دسترس انسان دنیویشده خارج میشود، شوک ناشی از این «حقیقت سخت»، پرده نرم و لطیف مجاز را پاره میکند.
هوش مصنوعی، ماشین «بازنمایی» (Representation) و «پیشبینی» است. AI میتواند دادههای جنگ را تحلیل کند، تلفات را بشمارد یا حتی تصاویر دیپفیک (Deepfake) بسازد؛ اما نمیتواند «درد» را درک کند و «معنای فداکاری»، «قهرمانی»، «حماسه حضور» از یک سو و «وحشت بقا»، «ترس از مرگ» یا «ظلم» را پردازش کند. رنج انسانی و واقعیات زندگی دارای چگالی است که از ظرفیت شبکههای عصبی مصنوعی خارج است. بنابراین، در مواجهه با واقعیات مهیب فیزیکی (مثل جنگ)، روایتگری مبتنی بر هوش مصنوعی دچار اختلال و رنگباختگی میشود، زیرا انسانها در بحرانهای هویتی و وجودی، به دنبال «حقیقت ملموس» میگردند، نه خروجی بیروح یک مدل زبانی.
بدینترتیب جهان مبتنی بر هوش مصنوعی، تنها در دوران «صلح شبیهسازیشده» و «رفاه» میتواند توهم غلبه بر واقعیت را داشته باشد. اما هنگامی که پای موجودیت استعماری غرب و واقعیات سیاه تمدن دنیوی نظام سلطه به میان میآید، قوانین سخت فیزیک، بیولوژی و جغرافیا، دوباره سیطره خود را بر جهان الگوریتمها دیکته میکنند.

