فعالان سیاسی از اهمیت انسجام در هنگامه دفاع به «ایران» گفتند
مسلح به سلاح وحدت
با یادداشتهایی از علی مطهری، عباس سلیمی نمین، محمدکاظم انبارلویی وعزتالله یوسفیان ملا
مگر می شود کشتی به سلامت از تلاطم دریایی طوفان زده عبور نکند، آن زمان که تمامی سرنشینان به جای نشستن به جدال با تمام نیرو پارو در آب میزنند؟ حالا ایران گلاویز با جنگی تحمیلی نمادی از همان کشتی است که دارد با عینیت بخشیدن به کلمه وحدت نه فقط از یکی از طوفانی ترین روزهای تاریخش عبور میکند که حماسه ای بی بدیل را بر جای می گذارد. ملت ایران این وحدت را درست در بزنگاهی به نمایش گذاشتند که دشمن از همان ابتدا سعی کرد حملات تجاوزکارانه خود را با ادعای تفاوت گذاشتن میان مردم و حاکمیت در ایران توجیه کند و بعد هنگامی که تجمعات خیابانی مردم، شکست آن نیرنگ را هویدا کرد به سمت نیرنگی دیگر رفت و با ادعای مذاکره کردن با طیف خاصی از سیاستمداران این بار وحدت میان سکانداران جامعه را نشانه گرفت. هرچند با هوشیاری نخبگان سیاسی در به ثمر رساندن این هدف نیز ناکام ماند.
ضرورت وحدت و انسجام در درون که سابقهای به درازای عمر 47 ساله انقلاب اسلامی دارد در بزنگاه تحولات خطیر داخلی و خارجی از سوی زعمای کشور با تأکید بیشتری یادآوری شده است. وحدتی که هیچ گاه الزاماً به معنای نفی اختلاف نظر و تفاوت دیدگاه در میان صاحبان اندیشه نبوده اما همواره در نقطه مقابل شکاف و نقار تعریف شده است. در جریان جنگ تحمیلی اخیر هم یکی از حائز اولویت ترین نکاتی که از سوی مقام معظم رهبری مورد تأکید قرار گرفت همین نکته بود. چنانکه حضرت آیت الله سید مجتبی خامنهای در نخستین پیامشان از جایگاه رهبری در ادامه راه امامان انقلاب و رهبر شهید انقلاب به آن اشاره داشتند و در بیان شروط ضروری حضور مردم در همه عرصه ها فرمودند:«باید بر وحدت بین آحاد و اقشار ملت که معمولاً در مواقع مضیقه نمود خاصی پیدا می کند خدشهای وارد نشود، این امر با صرفنظر کردن از نقاط مورد اختلاف تحصیل خواهد شد.»
آنچه تحت عنوان «صرفنظر کردن از نقاط مورد اختلاف» در آن بیانیه مورد تاکید قرار گرفته بود البته خیلی زود در بوته آزمون قرار گرفت. انتشار مقاله محمدجواد ظریف وزیر پیشین امور خارجه در نشریه «فارن افرز» نقطه کانونی یک اختلاف نظر جدی و عمیق بود. آزمون وحدتی که اگر چه معدودی با واکنشهای تند در آن موفق نبودند اما با قبولی طیف متنوعی از فعالان سیاسی همراه شد. جایی که عبدالله گنجی فعال سیاسی- رسانه ای اصولگرا با همه سابقه طولانی اختلاف نظرهای جدی اش با ظریف به اظهارات تند علیه او واکنش نشان داد و نوشت: «آدم مدعی انقلاب و حزب اللهیگری اگر بدون غلیان احساسات، عصبانیت و برجسته شدن رگ گردن، نقد اندیشه و عملکرد و محتوا کند واجد بوسیدن دست است. اگر توان این کار را ندارد، سکوت اولی است» و سلیمانی سردبیر مشرق نوشت: «توهین ها و تهدید رفتن مقابل خانه ظریف و هر مدل اعتراض داخلی دیگر به این سبک، شروع همان حرکتی است که دشمنان با اشتیاق انتظارش را میکشند.»
این قبیل واکنش ها نشان داد، در بزنگاه تاریخی که اقشار مختلف مردم ایران از هر طیف سیاسی و اجتماعی با حضور مستمرشان در میدان و حمایت از نیروهای مسلح نشان دادهاند با آگاهی و هوشمندی، بیان اختلاف نظرها و انتقاداتشان نسبت به نهادهای مختلف را به پای حفظ تمامیت ایران برای وقتی دیگر گذاشته اند؛ سیاستمداران نیز می توانند تکرارکننده همین وحدت باشند. رویه ای که در آن همیشه جای نقد هست اما جایی برای توهین، تهدید و تخریب وجود ندارد. سیاستورزان فهیم حالا بیش از هر زمان دیگری میدانند که در برابر دشمنی که منتظر کوچک ترین شکاف است تا از خلال آن کارد را به استخوان برساند، بهترین سلاح وحدت درونی و انسجام ملی است.
یادداشت
وحدت ملی؛ شرط پیروزی در روزهای سرنوشتساز
علی مطهری
نماینده ادوار مجلس شورای اسلامی
در شرایطی که کشور با تهدیدات و فشارهای خارجی روبهروست، بیش از هر زمان دیگری ضرورت وحدت و همدلی میان مردم و بین مسئولان احساس میشود. امروز یک واقعیت روشن پیش روی ما قرار دارد و آن اینکه ایران تنها زمانی میتواند از این مرحله حساس عبور کند که با صدایی واحد و ارادهای مشترک در برابر دشمنان خود بایستد. هرگونه شکاف و چنددستگی در داخل، نهتنها کمکی به حل مسائل نمیکند، بلکه پیامی از ضعف و تزلزل به بیرون مخابره کرده و دشمن را به افزایش فشارها و اقدامات خصمانهتر ترغیب میکند.
تجربههای تاریخی ملتها نشان داده است که انسجام داخلی، مهمترین عامل عبور موفق از بحرانهاست. در مقابل، اختلاف و تفرقه، توان ملی را تحلیل میبرد و مسیر پیشروی دشمن را هموار میسازد. این حقیقت، در آموزههای دینی ما نیز بهروشنی مورد تأکید قرار گرفته است. قرآن کریم با صراحت بر ضرورت وحدت و پرهیز از تفرقه تأکید کرده و هشدار داده است که پراکندگی، سستی و از دست رفتن قدرت را به دنبال دارد. این هشدار، امروز بیش از همیشه برای ما معنا پیدا میکند.
البته باید توجه داشت که وحدت به معنای یکدستسازی اجباری افکار و حذف اختلافنظرها نیست. جامعه زنده و پویا، بهطور طبیعی شاهد طرح دیدگاهها، نقدها و پیشنهادهای مختلف است. آنچه اهمیت دارد، نحوه مواجهه با این اختلافهاست. اگر بیان دیدگاهها در فضایی منطقی، محترمانه و مبتنی بر استدلال صورت گیرد، نهتنها تهدید محسوب نمیشود، بلکه میتواند به تقویت تصمیمگیریها و افزایش کارآمدی کمک کند. اما هنگامی که اختلافنظرها به عرصه توهین، تخریب و تهدید کشیده شود، نتیجهای جز تضعیف انسجام ملی و انحراف افکار عمومی از مسائل اصلی نخواهد داشت.
در این مقطع حساس، همه جریانها و سلایق باید به این درک مشترک برسند که اولویت نخست، حفظ منافع ملی و تقویت جبهه داخلی است. پرداختن به حاشیهها، بزرگنمایی اختلافها و ایجاد فضای تنشآلود، دقیقاً همان چیزی است که دشمنان این سرزمین به دنبال آن هستند. در مقابل، حفظ آرامش، تقویت روحیه همبستگی و تمرکز بر اهداف مشترک، میتواند کشور را از این مرحله با سربلندی عبور دهد.
اگر این وحدت و همدلی تا پایان حفظ شود، میتوان امیدوار بود که ایران نهتنها از این بحران عبور کند، بلکه با دستی پرتر و موقعیتی قدرتمندتر در عرصه منطقهای و جهانی ظاهر شود. ایستادگی هوشمندانه و مقاومت همراه با انسجام، این امکان را فراهم میکند که کشور خواستههای خود را بر دشمن تحمیل کرده و هزینه هرگونه تعرض را برای او بهشدت افزایش دهد.
بیتردید، آیندهای که در پی این مقاومت شکل میگیرد، میتواند نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران باشد. آیندهای که در آن، کشور با قدرتی بیشتر، محدودیتهای کمتر و اعتمادبهنفسی بالاتر، مسیر پیشرفت، توسعه و رفاه را با سرعتی مضاعف طی خواهد کرد. تحقق چنین چشماندازی، در گرو یک اصل کلیدی است: حفظ وحدت ملی و پرهیز از هر آنچه این سرمایه ارزشمند را خدشهدار میکند.
وحدت؛ سپر ملت در برابر تهدیدات دشمن
عباس سلیمی نمین
تحلیلگر سیاسی
در شرایطی که ملت ایران با دشمنی بیرونی مواجه است؛ دشمنی که هم جنایات فراوانی مرتکب میشود و هم آشکارا حذف و تضعیف امکانات ملت ایران را هدف گرفته است، سخنگفتن از «تفکیک میان دولت و ملت ایران» بیش از هر زمان دیگری فریبکارانه به نظر میرسد. آمریکاییها میگویند «ما با ملت ایران کاری نداریم و فقط با حکومت مشکل داریم»، اما واقعیت تحرکات نظامی و تهدیدات آنان چیز دیگری را نشان میدهد.
امروز عمده اقدامات و تهدیدات نظامی آمریکا، مستقیماً زندگی مردم را نشانه گرفته است. حتی اگر بگویند هدف، دولت ایران است، در عمل، آثار این اقدامات بر دوش ملت سنگینی میکند؛ چرا که دولت، متولی رسمی دفاع از ایران است و تقویت دولت در چنین شرایطی، در حقیقت تقویت ملت ایران است.
یکی از مصادیق روشن این رویکرد، تهدید به حمله به زیرساختهای انرژی است. وقتی میگویند مراکز تولید انرژی را هدف قرار میدهیم، معنایش این است که میخواهند زندگی روزمره مردم را مختل کنند. این یک شمشیر تهدید دائمی بر فراز سر ملت ایران است؛ پیامی صریح که: «اگر تابع خواستههای ما نباشید، با ضربه زدن به زیرساختها، شما را دچار رنج و فشار خواهیم کرد.» بنابراین، ادعای «ما با ملت ایران کاری نداریم»، در عمل، کاملاً پوچ و بیاساس است.
در عین حال، عدهای در داخل میکوشند همه مشکلات را صرفاً ناشی از عملکرد دولت معرفی کنند و نقش فشارها و خصومت مستقیم آمریکا را نادیده بگیرند. این رویکرد، تصویری ناقص و نادرست از واقعیت ارائه میدهد و باعث میشود بخشی از جنگ روانی دشمن، ناخواسته در داخل بازتولید شود.
در چنین مقطعی، همه درک میکنند که نیاز به وحدت ملی بیش از هر زمان دیگری است. منظور از وحدت، یکسانشدن سلیقهها و دیدگاهها نیست. هر کس میتواند نگاه متفاوت و حتی نقد جدی داشته باشد؛ اما نه به شکلی که موجب تنش در جبهه ملت و تضعیف توان ملی شود. نیروها و جریانهایی که واقعاً به منافع ملی پایبند هستند، مراقباند که نگاه مردم از دشمن بیرونی به دعواهای داخلی منحرف نشود؛ چرا که این انحراف، خواست اصلی دشمن است.
طبیعی است که در فضای سیاسی، گاهی سخنان تند هم گفته میشود. پاسخ به این سخنان، اگر لازم باشد، باید محترمانه، مستدل و به دور از دامنزدن به شکافهای داخلی باشد. میتوان گفت فلان موضعگیری سست است، دقیق نیست، یا هوشمندانه بیان نشده؛ اما بدون آنکه به تشدید تنش در داخل و ایجاد خوراک تبلیغاتی برای دشمن منجر شود.
انتظار از همه کسانی که دغدغه منافع ملی و آینده کشور را دارند این است که مراقب باشند ابزار و خوراک جنگ روانی دشمن نشوند. آمریکا امروز تلاش میکند ضعفها و ناکامیهای خود در تجاوز به ملت ایران را پنهان کند و با برجستهکردن برخی مسائل داخلی ایران، افکار عمومی را از جنایات و از ناتوانیاش در رسیدن به اهداف تجاوزکارانه منحرف سازد.
در مقابل، ما باید تصویر واقعی ملت ایران را بهدرستی نشان دهیم: ملتی مقتدر، باعزت و استوار که در برابر مهاجم ایستاده است و با همکاری و همراهی همه اقشار، از حقوق و عزت خود دفاع میکند. این همبستگی و وحدت ملی، مهمترین سرمایه ایران در مقابله با فشارها و تهدیدهای خارجی است و میتواند کشور را از این مقطع دشوار با سربلندی عبور دهد.
بعثت مردمی در خیابان، تجلی وحدت است
محمدکاظم انبارلویی
عضو شورای مرکزی مؤتلفه اسلامی
بیش از یک ماه است که ملت ایران در برابر تجاوز وحشیانه آمریکا و رژیم صهیونیستی ایستاده است و ایران با مقاومت جانانه و با هدف گرفتن پایگاههای آمریکا در منطقه، شگفتی و حیرت جهانیان را برانگیخته است. ملت ایران از ابتدای حادثه به خیابانها آمدند و برای تضمین پیروزی خود، پشتیبان نیروهای مسلح بودند.
امروز یک سؤال کلیدی در جهان مطرح است و آن اینکه این پدیده نادر، یعنی برداشته شدن فاصله دولت و ملت، از کجا پدید آمده است. این وضع را امامِ شهیدمان، حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای پیشبینی کرده بودند؛ اینکه اگر چنین اتفاقی بیفتد، هم جنگ جنبه منطقهای پیدا میکند و هم مردم به نوعی مبعوث میشوند برای دفاع از کشور. اکنون شاهد یک بعثت مردمی در کف خیابانها هستیم.
در این مدت بیش از یک ماه، هیچگاه مشاهده نکردهایم که مردم میدان را ترک کنند. در عین حال، شدتِ «بارش» و شلیک نیروهای مسلح، چه از موشک و چه از پهپاد، نهتنها کاهش پیدا نکرده، بلکه افزایش هم یافته است. این وضعیت باعث شده که دشمن بهدنبال یک «پنجره فرار» باشد؛ بهدنبال راهی برای خروج از این بنبست است و یکی از این راهها را طرحِ بحث گفتوگو و مذاکره قرار داده است.
طبیعی است که در این شرایط، کسی به این درخواست دشمن پاسخ مثبت نخواهد داد. دشمن تا زمان تنبیه بهعنوان متجاوز، باید زیر ضربات (ملت و نیروهای مقاومت) باقی بماند.
در این جنگ، مسأله استفاده ایران از تنگه هرمز بهعنوان یک اهرم قدرت و اثرگذاری بر بازارهای جهانی و قیمت نفت نیز مطرح است. ما پیش از این، از این ظرفیت به این شکل استفاده نکرده بودیم. تمام استراتژیستهای جهان معتقدند که در این جنگ، ایران از این مزیت جغرافیایی برخوردار است و میتواند تأثیر دقیق و جدی بر روند نبرد و بر شرایط منطقه بگذارد.
همه اقوام و لایههای اجتماعی کشور، در میدان حاضر هستند و این اتحاد مثالزدنی ملت ما، موجب شگفتی جهانیان شده و یکی از دلایل مشخص پیروزی ماست. بههر صورت، مردم تا رسیدن به نتیجه نهایی این نبرد، در صحنه خواهند ماند.
حضور گسترده و مستمر مردم در خیابان ها و تجمعات مختلف در سراسر کشور جلوه ای از اتحاد و انسجام ملی و تاکید بر ضرورت حفظ و تقویت آن است.
رمز پیروزی در میدانهای نبرد
عزت الله یوسفیان ملا
نماینده ادوار مجلس شورای اسلامی
در هر نوع مواجهه و رویارویی، چه در میدان نبرد نظامی و چه در عرصههای سیاسی، یک اصل بنیادین همواره تعیینکننده بوده است: وحدت کلمه. تجربههای گوناگون نشان میدهد که پیروزی، بیش از آنکه صرفاً به ابزار و امکانات وابسته باشد، به میزان انسجام و همصدایی یک ملت بستگی دارد. هرجا این وحدت حفظ شده، مسیر پیروزی هموارتر شده و هرجا خدشهدار شده، آسیبهای جدی به همراه داشته است.
در شرایطی که کشور درگیر نوعی از نبرد و مقابله است و نیروهای مختلف بهصورت شبانهروزی در حال تلاش و ایستادگی هستند، ضروری است که فضای عمومی جامعه نیز در راستای تقویت این مقاومت شکل بگیرد. بیان دیدگاهها و نظرات، امری طبیعی و حتی لازم است، اما این بیان نباید بهگونهای باشد که اراده و تمرکز نیروهای درگیر در خط مقدم را دچار تزلزل کند. سخن و موضعگیری در چنین شرایطی، باید در چهارچوب سیاستهای کلی و با در نظر گرفتن مصالح کلان کشور تنظیم شود.
از سوی دیگر، نحوه مواجهه با اختلافنظرها نیز اهمیت زیادی دارد. ممکن است فردی دیدگاهی متفاوت مطرح کند، اما پاسخ به آن نباید با توهین، تخریب یا برخوردهای تند همراه شود. اینگونه رفتارها نهتنها کمکی به حل مسأله نمیکند، بلکه به تشدید شکافها و ایجاد فضای بیاعتمادی منجر میشود. آنچه مورد نیاز است، گفتوگویی منطقی، سنجیده و مسئولانه است که در نهایت به تقویت همگرایی کمک کند، نه تضعیف آن.
چندصداییِ کنترلنشده و پراکندگی در مواضع، یکی از مهمترین آسیبهایی است که میتواند در چنین شرایطی به کشور وارد شود. وقتی پیامهای متناقض به بیرون مخابره شود، این تصور شکل میگیرد که انسجام لازم در داخل وجود ندارد. این مسأله، هم میتواند موجب دلسردی نیروهایی شود که در خط مقدم در حال دفاع هستند و هم باعث سردرگمی و فاصله گرفتن بخشهایی از جامعه از یکدیگر شود.
در مقابل، یکصدایی و همراستایی در بیان مواضع، بهعنوان یک راهبرد اساسی، میتواند نقش تعیینکنندهای در پیشبرد اهداف کشور ایفا کند. این یکصدایی به معنای حذف نظرات نیست، بلکه به معنای هماهنگی در چهارچوبی مشترک و حرکت در مسیری واحد است. بیتردید، بسیاری از افرادی که دیدگاههای مختلفی مطرح میکنند، از سر دلسوزی و دغدغهمندی سخن میگویند، اما آنچه اهمیت دارد، بیان حسابشده و مسئولانه این دیدگاههاست.
در نهایت، آنچه میتواند کشور را از این مرحله حساس عبور دهد، نه صرفاً قدرت سخت، بلکه انسجام درونی و وحدت ملی است. این وحدت، مهمترین پشتوانهای است که میتواند معادلات را به نفع کشور تغییر دهد و مسیر پیروزی را هموار سازد.

