در حافظه موقت ذخیره شد...
با تارم، سپر برق چهل درصد تهران خواهم شد
در این روزها با حمله جبرانناپذیر به زیرساختهای حیاتی کشور مانند پلها و کارخانههای صنعتی مواجهیم؛ اتفاقی که ایران و مردمش را برای تبدیل به عصر حجر، هدف گرفته است.
آرزو دارم قبل از اینکه مرحله جدیتر جنگ زیرساختی، چراغ خانههای کشورم را خاموش کند، چراغ زندگی خودم خاموش شود. آرزو دارم چشمانم هیچگاه جدا شدن حتی یک وجب از خاکمان را نبیند. من، همیشه بر سه اصل باور دارم: حلالخواری در زندگی شخصی، اعتراض با تکیه به اراده خویش، بیاعتمادی به دخالت خارجی.
همان طور که در عمرم هیچ فرصتی را برای اجرای رایگان برای مردم و عشقورزی خالص به اقوام از دست ندادهام و همیشه زیستم برای همنوا بودن با شرایط اقشار مختلف، متوسط و به دور از مالاندوزی بوده، اگر مسأله خاموشی برق جدیتر شود کاری خواهم کرد که برق چهل درصد تهران به جانم گره بخورد. چون نیروگاه برق یعنی برق و آب و زندگی و خواهیم دید که میتوانم با کمک هنرمندان روی از بین نرفتن برق چهل درصد تهران مؤثر باشم.
هدف جنگ به هیچ عنوان نجات نیست و ای کاش مردم به این موضوع آگاه باشند. برای من تقسیم کردن کودکان به خودی و غیرخودی معنا ندارد. کودک، بیگناهترین و زیباترین هدیه یزدان بزرگ است.
پس از سوگواری کشتهشدگان دی ماه، ریخته شدن خون دختران میناب، سوگواریام را دوچندان کرد. پس بر خود واجب میدانم درباره میناب سکوت نکنم. مردم ایران، با تکیه بر تاریخ چند هزار سالهشان بیشک به هوشیارانهترین شکل از این بحران دشوارعبور خواهند کرد.
ما یک رسانه کاملاً صادق و بیطرف در جهان، بیشتر نداریم… قلبمان. در هر برهه، قلبمان راه درست را به ما گوشزد میکند. رسانههای تندرو نمیتوانند ما را از قلبمان دور کنند. حتی همان انسانی که در آن رسانه حضور دارد نیز قلب دارد و حتماً بالاخره صدای قلبش را خواهد شنید… آسیب دیدهایم. اما بلند میشویم… »

