هنر چگونه سرچشمه همبستگی میشود؟
طیبه عزتاللهینژاد
انسانشناس فرهنگی
در شرایط کنونی جامعه، پرداختن به مقوله همبستگی ملی و امید اجتماعی از اولویتهای اساسی سیاستگذاری فرهنگی محسوب میشود. بیشک فرهنگ و هنر به عنوان مؤلفههای بنیادین حیات اجتماعی، میتوانند نقشی حیاتی و چندوجهی در تقویت این مؤلفهها ایفا کنند. این یادداشت با نگاهی سیاستگذارانه به بررسی ابعاد این نقش میپردازد.
تقویت همبستگی ملی
بازآفرینی و تحکیم هویت مشترک: فرهنگ و هنر با برجستهکردن تاریخ، اسطورهها، ارزشهای مشترک و میراث فرهنگی یک ملت، بستری برای درک عمیقتر هویت جمعی را فراهم میکند. در دوران جنگ، این هویت مشترک پیوندی ناگسستنی میان افراد و جامعه ایجاد کرده و آنها را در برابر تهدیدات متحد میسازد. آثار فرهنگی میتوانند با روایت داستانهای قهرمانی، فداکاریها و مقاومتهای تاریخی، حس تعلق و افتخار ملی را در افراد زنده نگه دارند.
خلق روایت واحد و هدف مشترک: هنر و فرهنگ قادرند روایتی جامع و یکپارچه از وضعیت موجود و چشمانداز آینده ارائه دهند. این روایت واحد، در برابر روایتهای پراکنده، موضعی مستحکم ایجاد کرده و انگیزهای قوی برای پیگیری اهداف مشترک ملی فراهم میآورد.
تقویت همدلی و درک متقابل: از طریق نمایش، ادبیات، موسیقی و دیگر اشکال هنری، افراد میتوانند تجربیات، احساسات و دغدغههای یکدیگر را بهتر درک کنند. این همدلی، شکافهای اجتماعی را کاهش داده و انسجام درونی جامعه را در مواجهه با دشواری ها تقویت میکند.
ایجاد و تقویت امید اجتماعی
نمایش مقاومت و تابآوری: هنر اغلب به مثابه آیینهای عمل میکند که روحیه مقاومت و تابآوری انسان را در سختترین شرایط بازتاب میدهد. آثار هنری که بر غلبه بر سختیها، ایستادگی و پایداری تمرکز دارند، میتوانند امید به آیندهای بهتر و امکان عبور از بحران را در دل مردم زنده کنند.
ترسیم چشمانداز آینده: هنرمندان با خلاقیت خود میتوانند تصاویری الهامبخش از صلح، بازسازی و شکوفایی پس از جنگ را ارائه دهند.
تخلیه هیجانی و تسکین روانی: هنر فضایی امن برای بیان ترسها، اندوهها و اضطرابهای ناشی از جنگ را فراهم میکند. فرآیند خلق و درک آثار هنری میتواند به عنوان یک شکل از تخلیه هیجانی عمل کرده و بار روانی را کاهش دهد که این خود راه را برای بازگشت امید هموار میسازد.
ارتقای روحیه عمومی جامعه
الهامبخشی و انگیزه: سرودهای حماسی، اشعار میهنپرستانه، فیلمها و نمایشهایی که روحیه مبارزه، شجاعت و فداکاری را ستایش میکنند، میتوانند مستقیماً بر روحیه عمومی تأثیر گذاشته و افراد را به مشارکت فعالتر در دفاع یا حمایت از تلاشهای ملی ترغیب نمایند.
ایجاد حس تعلق و حمایت اجتماعی: شرکت جمعی در فعالیتهای فرهنگی و هنری (مانند کنسرتها، نمایشگاهها یا حتی نمایشهای بومی) حس یگانگی و حمایت اجتماعی را تقویت میکند. افراد احساس میکنند که در سختیها تنها نیستند و این حس، روحیه آنها را در برابر فشارهای روانی جنگ مصون میدارد.
گریزگاه و تسلی: هنر میتواند لحظاتی از زیبایی، آرامش و لذت را در میان هیاهوی جنگ برای جامعه فراهم آورد. این گریزگاههای موقت، به افراد فرصت بازیابی قوای روانی و ذهنی را میدهد و تسلیبخش رنجها و سختیهای روزمره است.
حمایت از هنرمندان برای تولید آثار
در نهایت، فرهنگ و هنر نه تنها ابزاری برای بیان رنجها و واقعیتهای تلخ جنگ، بلکه مهمتر از آن، منابعی غنی برای ایجاد و تقویت سرچشمههای امید، همبستگی و پایداری در تاریکترین ایام هستند. آنها به جامعه کمک میکنند تا ضمن حفظ هویت خود، برای آیندهای روشنتر مبارزه کند. در شرایط جنگ، سیاستگذاری فرهنگی و هنری از سوی نهادهایی مانند وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، نقشی استراتژیک و حیاتی در حفظ انسجام ملی، مدیریت افکار عمومی، تقویت روحیه جامعه و مقابله با جنگ نرم ایفا میکند. اولویتهای کلیدی در این دوران، باید بر پایههای حفظ سرمایههای هویتی، ایجاد و تقویت امید و مدیریت روایتها استوار باشد.
در شرایط جنگ، دشمن غالباً تلاش میکند تا با هدف قرار دادن هویت ملی و ایجاد تفرقه، انسجام جامعه را از درون سست کند. نهادهای فرهنگی باید با برجستهسازی میراث غنی فرهنگی، تاریخی، دینی و انقلابی و همچنین بازنمایی ارزشهای مشترک، حس تعلق و وفاداری به هویت ملی را تقویت کنند. در همین راستا تولید و حمایت از محتوای فرهنگی، مانند تشویق و حمایت از تولید فیلم، سریال، تئاتر، موسیقی، ادبیات داستانی و غیرداستانی که به روایت ایستادگی، ایثار، قهرمانیهای ملی و تاریخ مشترک میپردازند، از اهمیت بالایی برخوردار است.
یکی دیگر از راهکارهای دوران جنگ، برگزاری جشنوارهها، نمایشگاهها و مراسم فرهنگی است که نمادی از وحدت ملی و پاسداشت فرهنگ بومی هستند.
جنگ غالباً با اضطراب و ترس همراه است. فرهنگ و هنر میتوانند به عنوان سپری روانی عمل کرده و با ایجاد امید به آینده، تقویت روحیه مقاومت و نمایش توانمندیهای جامعه، تابآوری عمومی را افزایش دهند. هنر می تواند با تمرکز بر داستانها و حماسهها، غلبه بر سختیها، آینده روشن و دستاوردهای ممکن را به تصویر بکشد.
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می تواند با حمایت از هنرمندان زمینه را برای ارائه خدمات فرهنگی و هنری برای تسکین روانی و ایجاد حس عادی بودن در میان جوامعی که مستقیماً تحت تأثیر جنگ قرار گرفتهاند، فراهم کند. جنگ، تجربهای سرنوشتساز است که ثبت دقیق و هنرمندانه آن، برای تاریخنگاری، درسآموزی و حفظ خاطره جمعی ضروری است. در همین راستا راهاندازی آرشیوهای فرهنگی و ایجاد و سازماندهی آرشیوهایی برای نگهداری آثار تولید شده در دوران جنگ از اهمیت بالایی برخوردار است.
در مجموع، سیاستگذاری فرهنگی و هنری در دوران جنگ باید رویکردی فعال، استراتژیک و چندلایه داشته باشد. این اولویتها نباید صرفاً واکنشی باشند، بلکه باید با چشماندازی بلندمدت، به تقویت سرمایههای فرهنگی و اجتماعی کشور در سختترین شرایط یاری رسانند.

