تمدن ما، توحش آن‌ها

در نکوهشِ موهومات و مهملاتِ رئیس‌جمهور آمریکا

کاظم موسوی بجنوردی
رئیس مرکز دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی


سخنان رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا در روزهای اخیر و وعده بازگرداندن ایران، میهن عزیز ما، پاره تن ما، مام وطن ما به «عصر حجر» با توجه به شناختی که در این سال‌ها از او یافته‌ایم، چندان مایه شگفتی نیست. همو که مژده کمک داده بود، حالا گستاخانه سر آن دارد تا کهن‌بوم‌مان را حجرنشین کند و آنچه شایسته و بایسته خود بود به ما نسبت داده است. اما چه بیم و باک که تصوری از تمدن و فرهنگ ایران‌زمین ندارد. توقعی هم نمی‌توان از او داشت ولی از برخی سران کشورهای مدعی فرهنگ و تمدن و دیگر روشنفکران و دانشمندان جای شگفتی است که یا سکوت پیشه کرده‌اند و  سر در جَیب مراقبت و مصلحت و عافیت فرو برده‌‌اند یا خوش‌تر داشته‌اند که با آن دشمنِ دژخیمِ ددمنشِ آتش‌افروز خشونت‌طلب 
همراهی کنند.
باری نیازی به تحقیقات گسترده نیست و کمابیش هرکسی که اندکی مطالعه و حتی با رسانه‌ها آشنایی داشته باشد، نیک می‌داند که ایران از سپیده‌دم تاریخ از پیشروان فرهنگ و تمدن بشری بوده و انبوهی از نمونه‌های فرهنگ‌مداری و هنرآفرینی ایرانیان، زینت‌بخش بزرگ‌ترین و معتبرترین کتابخانه‌ها و موزه‌‎های 
دنیاست.‌
کدام کتاب اندیشمندان شرق و غرب در باب تاریخ تمدن و فرهنگ هست که فصل مهم و بلندی از آن به معرفی وجوه فرهنگ و تمدن ایران‌زمین اختصاص نیافته باشد که از دوران کهن تا روزگار اسلامی در انواع زوایا و خفایا ظهور و بروز یافته است که این بوم‌ و بر در این غوغای توحشِ مدرنِ قرن بیست‌‎ویکمی که مدرسه و بیمارستان و داروخانه و آزمایشگاه و زایشگاه و یتیم‌خانه را ویران می‌سازد، خانه مسکونی و کوچه و محله را تخریب می‌کند، بازار و کارگاه و کارخانه و زیرساخت و پل را به انهدام می‌رساند، دانشگاه و کتابخانه و ورزشگاه و ابنیه تاریخی را از میان برمی‌دارد، تأسیسات نفتی و آب‌شیرین‌کُن و بانک را تخریب می‌کند، خون نیروهای امدادی و سربازان وظیفه و کارگران و عابران پیاده را می‌ریزد و خلاصه آنکه غیرنظامی‌ترین‌ آدم‌ها و مکان‌ها را درهم ‌می‌کوبد و حد یقف هم ندارد، برترین و بهترین نماد و نماینده صلح‌دوستی و نوع‌طلبی از سپیده‌دم تاریخ تا همین امروز بوده است. در این باب آن‌‎قدر پهنه سخن فراخ است که در این عبارات کوتاه نمی‌توان حق مطلب را 
ادا کرد.
کوتاه‌سخن آن‌که ایرانیان همواره منادی انسانیت بوده‌اند. حتی در عصر جدید نیز در یک‌ سده‌و‌‌نیم اخیر ایرانیان پیش و بیش از دیگران در آزادی‌خواهی و برقراری حکومت قانون و ‌مردم‌سالاری پیشرو بوده‌اند، چنان‌که مرکز دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی در جای‌جای دانشنامه‌های خود از «دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی»، «تاریخ جامع ایران» و «جغرافیای جامع ایران» تا «دانشنامه فرهنگ مردم ایران»، «دانشنامه تهران بزرگ»، «دانشنامه حقوق ایران»، «دانشنامه زبان‌ها و گویش‌های ایرانی» و «دانشنامه هنر ایران» و البته منشورات و مکتوبات فراوان و در صدر و رأس آن‌ها، شاهنامه فردوسی به تصحیح زنده‌یاد دکتر جلال خالقی مطلق، طی 43 سال اخیر کوشیده است بازتاب آن را انعکاس دهد و به مردم ایران بشناساند و البته در نسخه انگلیسی (Encyclopaedia Islamica) 
و عربی (دایرة‌المعارف الإسلامیة الکبری) به جهانیــــــــان بنمایاند.
اکنون نیـــــــــز ایرانیـان برای دفاع از کشور کهنسال و فرهنگ و تمدن و تاریخ و جغرافیا و ادب و هنر خود در برابر دشمنان- که تجاوز وحشیانه آنان را به میهن عزیز محکوم می‌کنم و به خانواده‌های بسیاری که در این دو جنگ تحمیلی اخیر داغدار و سوگوار عزیزان خود شدند، تسلیت عرض می‌کنم - ایستادگی می‌کنند و این وظیفه‌ای است که در طول تاریخ خود بارها بر عهده گرفته‌اند و به‌درستی از پس آن برآمده‌اند و نام خود را در گیتی طنین‌انداز کرده‌اند. پس باید دونالد ترامپ و هم‌قطار صهیونیست‌اش و جماعت تازه‌به‌دوران‌رسیده بادیه‌نشینِ نفت‌پرورده و البته وطن‌فروش‌ها این پنبه را از گوش خود بیرون بیاورند و برای خود تکرار کنند که ما متحد و متفق می‌مانیم تا از وطن‌مان، پاره تن‌مان حفاظت و حراست کنیم و دیگران را هم تهییج و تحریک و تشجیع کنیم به مراقبت از این یک‌میلیون و 648 هزار و 195 کیلومتر مربع که به‌قول مرحوم دکتر محمدعلی اسلامی نُدوشَن در آن نوشته معروف در مجله «یغما» (شماره ۱۴۱، فروردین ۱۳۳۹): «ایران از پای نمی‌اُفتد، می‌تپد و چون قُقنوس از خاکستر خود برمی‌خیزد؛ مانندِ دُلفین جَست می‌زند و پیدا می‌شود و نهان می‌شود، و باز از نو پدیدار. هرکجا که گمان کنید که نیست، درست همان‌جا هست، در هر لباس، هر سیما، چه در زربفت و چه در کرباس، چه گویا 
و چه خاموش.»
تردید و تشکیک ندارم که دوباره همای امید بر دوش‌مان خواهد نشست. پس باید ققنوس‌وار از خاکستر جنگ و جنون و روزهای تلخ و تاریکِ خون و خشم به پرواز درآمد و سیمرغ شد. و این امید است که ما را امیدوار می‌کند؛ امید به رسیدن دوباره روزهای خوب. به نشستن دوباره لبخند. به بارش دوباره باران عشق. به برآمدن دوباره خورشید رخشان. به روییدن دوباره 
درخت محبت. به سفر کردن دوباره به کوه و دریا و جنگل و کویرِ این سرزمین. آفتاب، باز از ایران طلوع خواهد کرد و از خراسان و سیستان تا آذربایجان و کردستان و خوزستان را روشنایی خواهد بخشید. بگذاریم فرزندی اگر در همین‌ روزها از مادری زاده شود، وقتی به عقل رسید، با افتخار و ابتهاج، از این‌ روزهای موطن‌اش بشنود، که مردمی در سال‌های ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵، از قفای جنگی و روزهای غم‌باری، خم به ابــــــــــرو نیــاوردند، خــــــود را نباختند  و در نهایت استقامت و حصانت، با دفاع ملی و میهنی تمام‌عیار از این دوره و دوران عبور کردند؛ زیرا باور داشتند که رسالت این سرزمین هنوز به پایان نرسیده است؛ به جدّ و جهد و جان جهاد کردند و خون دادند اما خاک ندادند و نشان دادند که داوری درباره «عصر حجر» که مشخصه‌هایش بی‌‎قانونی و‌ وحشیگری و زورگویی و جنگ و نزاع و خونریزی است، چندان دشوار به‌نظر نمی‌رسد؛ پس ببینیم در روزگار ما چه کسانی و کدام دولت‌ها به چنین صفات و رفتارهایی نزدیک هستند؟ که به قول استاد روان‌شاد محمدابراهیم باستانی پاریزی؛ «فقط مجلدات تاریخ طبریِ ما از همه تاریخِ تدوین‌شده آمریکا بیشتر 
است.»
شاید بد نباشد در پایان، این سطور زنده‌یاد دکتر عبدالحسین زرین‌کوب در مجله «کاوه» منتشره در مونیخ آلمان (شماره 58، زمستان 1354) را بار دیگر مرور کنیم: «من وقتی در باب گذشته ‏ایران تأمل می‌کنم، از اینکه ایرانی‌ها دنیا را به نام دین یا به نام آزادی، به آتش و خون نکشیده‌اند، از اینکه مردم سرزمین‌های فتح‌شده را قتل عام نکرده‌اند و دشمنان خود را گروه‌گروه به اسارت نبرده‌اند، از اینکه در روزگار قدیم یونانی‌های مطرود را پناه داده‌اند؛ ارامنه را در داخل خانه ‏خویش پذیرفته‌اند؛ جهودان و پیغمبران‌شان را از اسارت بابل نجات داده‌اند؛‌ از اینکه در قرن‌های گذشته جنگ صلیبی بر ضد دنیا راه نینداخته‌اند و محکمه ‏تفتیش عقاید درست نکرده‌اند؛ از اینکه ماجرای سن بارتلمی نداشته‌اند و با گیوتین سرهای مخالفان را درو نکرده‌اند؛ از این‌که جنگ گلادیاتورها و بازی‌های خونین با گاو خشم‌آگین را وسیلۀ ‏تفریح نشمرده‌اند؛ از این‌که سرخ‌پوست‌ها را ریشه‌کن نکرده‌اند و بوئرها را به نابودی نکشانیده‌اند؛ از اینکه برای آزار مخالفان، ماشین‌های شیطانی شکنجه اختراع نکرده‌اند و اگر هم بعضی عقوبت‌های هولناک در بین مجازات‌های عهد ساسانیان بوده است، آن را همواره به چشم یک پدیده اهریمنی نگریسته‌اند؛ و از‌ اینکه روی‌هم‌رفته ایرانی‌ها به اندازه ‏سایر اقوام کهنسال دنیا نقطه ‏ضعف اخلاقی نشان نداده‌اند، احساس آرامش و غرور می‌کنم و در این احوال اگر پرسش سمج و تأمل‌انگیز منتسکیو و پاریسی‌های کنجکاوش یقه‌ام را بگیرد و باز از من بپرسد: «چگونه می‌توان ایرانی بود؟» پاسخ روشنی برای آن آماده دارم؛ جوابی که خود پرسشی دیگر است‌: «چگونه می‌توان ایرانی نبود؟»

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • بین الملل
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • ایران زمین
  • علم و فناوری-خودرو
  • حوادث
  • گزارش
  • ورزشی
  • کتاب
  • فرهنگی
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره هشت هزار و نهصد و نود و سه
 - شماره هشت هزار و نهصد و نود و سه - ۱۷ فروردین ۱۴۰۵