دشمن در شوک
عماد بهاور
عضو شورای مرکزی نهضت آزادی
سیستم دفاع موشکی ایران تا این لحظه، بیشتر از حد انتظار دشمنان ظاهر شده و خیالات تجاوزکارانه آنها را بر باد داده است. توهم جنگ محدود و ضربه کوتاه مدت نظامی برای به تسلیم واداشتن ایران و تحمیل خواستههای نامشروع به ایرانیان، رنگ باخته است و آمریکا و اسرائیل با صخره سخت واقعیت برخورد کردهاند. اما فراتر از واقعیتهای نظامی و تسلیحاتی ایران برای دفاع از میهن، این انسجام، اتحاد و همدلی مردم ایران بوده که شوک واقعی را به آنها وارد کرده است.
بر کسی پوشیده نیست که طبق برنامههای دشمنان، پس از حملات نظامی اولیه و ایجاد ضربات سهمگین به ساختار نظامی، انتظامی و دفاعی کشور، باید زمینه برای شورشهای داخلی فراهم میآمد تا به خیال خودشان، مردم نظام سیاسی را ساقط کرده و کشور را تحویل بیگانگان دهند؛ اما بخش دوم عملیات آنطور که انتظار داشتند پیش نرفت و «واقعیت مردم ایران» بیش از پیش بر ایشان آشکار شد. آمریکا و اسرائیل فکر میکردند که میتوانند به مردم ایران به مثابه سرباز خود نگاه کنند و به جای دادن تلفات از نظامیان آمریکایی و اسرائیلی، با خون مردم ایران به اهداف نظامی خود دست پیدا کنند.
متأسفانه این نگاه ذلیلانه به مردم شریف ایران حاصل القائات اپوزیسیون تندرو و فرصتطلب خارجی به ایشان بوده است تا شاید به قیمت به خطر انداختن جان هزاران ایرانی و تجزیه خاک کشور، به اندک نان و نوایی برسند. مردم ایران اما، با وجود همه نارضایتیها و اعتراضات خود به وضع موجود و حاکمیت، منافع ملی و سرزمینی خود را بیش از هر ملت دیگری درک و فهم میکنند. تاریخ ایران مملو از تجارب سخت و تاریک از تجاوز بیگانگان به خاک کشور بوده و از دست دادن خاک و قتل عام ایرانیان در طول تاریخ، زخمهای کهنه و عمیقی بر قلب تک تک مردم بر جای گذاشته است که به این سادگیها ترمیم نمیشوند.
این مردم اجازه نخواهند داد تا بار دیگر ذلت و حقارت بر ایشان تحمیل شود. علاوه بر تجربیات جنگهای دویست سال اخیر، تجربه بیش از صد سال مبارزه آزادی خواهانه مردم از انقلاب مشروطه به بعد، آموزههایی ملی و بس گرانقدر در اذهان جمعی مردم انباشته است: تجربه آزادیخواهی ضمن استقلالطلبی و مبارزه با استعمار. این بازی ظریفی بوده است که دموکراسیخواهان و ملیگرایان ایران همواره در تعاملی نامشهود با حاکمیت به پیش برده و اجازه ندادهاند که چالش با حاکمیت، محملی برای سوءاستفاده بیگانگان شود. چه در اواخر قاجار و چه در دوران پهلوی و نظام جمهوری اسلامی، بسیاری از این دست تجارب را میتوان مستند ساخت.
اکنون و در میانه جنگی تحمیلی، مردم ایران درجه مواجهه با حاکمیت را با میزان الحراره منافع ملی و سرزمینی میسنجند. اگر چه تأمین امنیت هیچگاه نباید بهانهای برای بستن فضای سیاسی و سلب آزادیها باشد، اما این آگاهی جمعی وجود دارد که میتوان اعتراضات و اختلافات را تا زمان رفع مخاطرات ملی به تعویق انداخت. این آگاهی جمعی و این پشتوانه مردمی است که فراتر از تسلیحات نظامی، میتواند ضامن امنیت پایدار برای کشور باشد. از سوی دیگر، حاکمیت نیز میتواند پاسخ این فهم و آگاهی جمعی را با حمایت بیشتر از خواستهها و مطالبات مردم نشان دهد؛ میتواند با آزادی زندانیان سیاسی یا با دادن تریبونها و رسانههای رسمی به منتقدان و اپوزیسیون ملی، نشان دهد که خط قرمز همه ایرانیان، از هر قوم و با هر عقیدهای، تنها منافع ملی و سرزمینی ملت ایران است.

