افسوس که با « غیرت» وداع کرده اند

 احمد شیرزاد
استاد دانشگاه

ترور از دیرباز یکی از شوم‌ترین و کثیف‌ترین روش‌های رسیدن به مقصود بوده است. به زعم من، ترور خوب و بد  ندارد. ترور یعنی اعدام بدون محاکمه، یعنی کسانی در یک اتاق بنشینند و انسان دیگری را محکوم به مرگ کنند. ترور یعنی مرگ قانون، یعنی هرج و مرج، یعنی قانون جنگل، یعنی به مقصودت که حذف دیگری است برسی چون زور داری، چون قلدری. تنها عاملی که به تروریست، به زعم خودش، مشروعیت می‌دهد تفنگی است که در دست دارد یا بمبی است که به هر شکل در اختیار او قرار گرفته است و این یعنی بکُش چون می‌توانی بکشی، چون کسی که سوء قصد به جانش کرده‌ای در حال و هوای زندگی عادی خودش است و تو ناجوانمردانه غافلگیرش می‌کنی.  انسان عاقل و مدنی هرگز از ترور دیگران خوشحال نمی‌شود، آن دیگری هر کس که باشد. نفرت‌ها و دلخوری‌ها از یک شخصیت، بحق باشد یا نا بحق، نباید و نمی‌تواند روان انسان آزاده را از مرگ او بر اثر ترور خوشحال کند.   بیایید فرض کنیم در کشوری ناشناخته تحت زمامداری فردی خاص زندگی می‌کنیم و به هر حال از او راضی نیستیم. در این حال، دشمنی که سوء نیت او در حق آن سرزمین و مردم آن محرز است، از بیرون به نحوی آن زمامدار را در معرض ترور قرار می‌دهد و از بین می‌برد. چنین پدیده‌ای از سوی کسی که پایبند قانون و حقوق انسانی به معنای عام آن است و در دل اندک بویی از غیرت ملی برده است، پذیرفتنی نیست و او را برمی‌آشوباند. انسان آزاده و با شرف از هر وسیله‌ای برای رسیدن به مقصودش استقبال نمی‌کند. ترور غیراخلاقی‌ترین و کثیف‌ترین روش برای پیشبرد اهداف سیاسی است. تا جایی که یاد دارم از همان دوران جوانیم هرگز نتوانستم با ترورهای انجام شده توسط فدائیان اسلام  کنار بیایم. در خاطر ندارم که هیچگاه رهبر فقید انقلاب نیز این ترورها را تأیید و تقدیس کرده باشند. امام خمینی (ره) هیچگاه گروه‌های مسلحی که در آن زمان برنامه‌ای جز ترور نمی‌توانستند داشته باشند را نپذیرفتند. در دوران اصلاحات، افتخار ما و دولت خاتمی آن بود که با پدیده شوم قتل‌های زنجیره‌ای به مخالفت برخاستیم و با هر نوع حذف فیزیکی مخالفان به هر شکل و در هر جا کنار نیامدیم و این البته یک جنبش عمومی و خواستی بود که در وسعت زیاد از دل جامعه مدنی آن زمان جوشید و مورد حمایت واقع شد.  با خود می‌اندیشم که اگر مثلاً در زمان ناصرالدین شاه قاجار زندگی می‌کردیم، آیا می‌توانستیم از ترور او توسط میرزا رضای کرمانی خوشحال شویم؟ شعور مدنی ملی و سیاسی ما هرگز به چنین امری رضایت نمی‌داد، چه رسد به وجدان و انصاف اخلاقی و معیارهای انسانی. هرچند عامل آن ترور رعیتی ستمدیده بود و از جایی برای قتل ناصرالدین شاه مأمور نشده بود. با خود می‌اندیشم هرگز امام خمینی (ره) با تمام مخالفتی که با شاه داشت با ترور او توسط یک دولت تجاوزگر خارجی کنار نمی‌آمد و به آن رضایت نمی‌داد.  در شگفتم از کسانی که نام ایرانی بر خود دارند و به یک دولت گستاخ و جهانخوار اجازه می‌دهند بنا به تصمیم خود حکم قتل رهبر سیاسی کشورشان را به اجرا درآورد! حتی اگر به جای رهبر شهید جمهوری اسلامی ایران، که مورد علاقه و احترام امواج وسیع مردم ایران بود و هست، یک فرد عادی بر سرکار بود، که مثل هر کشور دیگر موافقان و مخالفانی داشت، باز هم غیرت ملی و شرف انسانی اجازه نمی‌داد مُهر تأیید به ترور او توسط عواملی در آن سوی دنیا زده شود. فکر می‌کنم کسانی واژه «غیرت» را از قاموس فکری و فرهنگی خود برشسته‌اند و از درک حقارتی که در پس این بی‌غیرتی گریبان وطنشان را خواهد گرفت، عاجزند. افسوس
 

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • بین الملل
  • اقتصادی
  • اجتماعی- گزارش
  • کتاب
  • ایران زمین
  • زیست بوم-علم و فناوری
  • اندیشه
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره هشت هزار و نهصد و هفتاد و هشت
 - شماره هشت هزار و نهصد و هفتاد و هشت - ۱۸ اسفند ۱۴۰۴