«ایران» اعتراض‌ها به سکوت مجامع بین المللی در قبال تجاوز به کشور را بررسی می‌کند

فدراسیون‌های جهانی در آفساید اخلاق

گروه ورزشی/ در روزگاری که جهان بیش از هر زمان دیگری به صدای عدالت و مسئولیت‌پذیری نیاز دارد، سکوت نهادهای بین‌المللی ورزشی در قبال جنایت‌ها و تجاوزات علیه مردم ایران، پرسش‌های جدی درباره صداقت شعارهای آنان برانگیخته است. نهادهایی که در اساسنامه‌ها و بیانیه‌های رسمی خود از «ورزش به‌عنوان زبان صلح، دوستی و همبستگی میان ملت‌ها» سخن می‌گویند،امروز در برابر رنج و خون مردمانی که قربانی جنگ و تجاوز شده‌اند،سکوتی سنگین اختیار کرده‌اند؛ سکوتی که بیش از هر چیز، اعتبار اخلاقی این نهادها را زیر سؤال می‌برد.
در مقابل این سکوت معنادار، جامعه ورزش ایران – از ورزشکاران تا قهرمانان ملی – با صدایی رسا در کنار مردم مظلوم کشور ایستاده است. آنان نه‌تنها حمایت خود را از ملت ایران اعلام کرده‌اند، بلکه با ابراز انزجار از جنگ و تجاوز، خواستار واکنشی روشن، صریح و مسئولانه از سوی نهادهای بین‌المللی شده‌اند. این موضع‌گیری نشان می‌دهد که وجدان بیدار ورزشکاران، گاه از ساختارهای رسمی پیشی می‌گیرد و حقیقت را با شجاعت بیشتری بیان می‌کند. خانواده ورزش ایران با استناد به منشور المپیک، که بر ترویج صلح، کرامت انسانی و احترام متقابل میان ملت‌ها تأکید دارد، از فدراسیون‌های جهانی خواسته‌اند از لاک سکوت خارج شوند و موضعی بی‌پرده در قبال این فاجعه انسانی اتخاذ کنند. منشوری که فلسفه وجودی جنبش المپیک را بر پایه ارزش‌های انسانی بنا کرده است، نمی‌تواند در برابر کشتار انسان‌ها و تجاوز به خاک یک کشور بی‌تفاوت باقی بماند.اگر این اصول تنها در متن اساسنامه‌ها باقی بمانند و در بزنگاه‌های تاریخی به فراموشی سپرده شوند، دیگر نمی‌توان از صداقت آنها سخن گفت. بی‌تردید بسیاری از کارشناسان و صاحب‌نظران معتقدند که انتظار واکنش صریح از سوی برخی فدراسیون‌های جهانی شاید چندان واقع‌بینانه به نظر نرسد؛ چرا که تجربه‌های گذشته نشان داده است که سیاست و منافع قدرت‌های بزرگ گاه بر ارزش‌های اعلامی ورزش سایه می‌اندازد.با این وجود، همین لحظه‌هاست که ماهیت واقعی نهادهای بین‌المللی را آشکار می‌کند.امروز این نهادها در برابر آزمونی مهم قرار گرفته‌اند:آزمون وجدان، استقلال و پایبندی به اصولی که خود بارها بر آن تأکید کرده‌اند. اگر ورزش واقعاً قرار است پلی برای صلح و دوستی میان ملت‌ها باشد، این پل نمی‌تواند بر پایه سکوت در برابر ظلم و بی‌عدالتی بنا شود. سکوت در برابر رنج انسان‌ها، نه بی‌طرفی که نوعی همدستی خاموش با ظلم تلقی می‌شود. از همین رو، انتظار افکار عمومی و جامعه ورزش آن است که فدراسیون‌های جهانی و نهادهای بین‌المللی ورزشی، از مرز بی‌تفاوتی عبور کرده و با موضعی شفاف و مسئولانه، نشان دهند که ارزش‌های انسانی در ورزش، تنها شعار نیست؛ بلکه تعهدی واقعی در قبال کرامت و جان انسان‌هاست. امروز بیش از هر زمان دیگری، جهان ورزش در برابر یک پرسش بنیادین قرار دارد؛آیا شعار «ورزش برای صلح» حقیقتی زنده است یا تنها عبارتی زیبا در متون رسمی؟ پاسخ به این پرسش را نه کلمات، بلکه رفتار و موضع‌گیری‌های صریح همین نهادها در برابر چنین فجایعی روشن خواهد کرد.