نگاهی به قطعه مارش کارن همایونفر برای وعده صادق ۴

غم و سربلندی در یک اثر حماسی

علیرضا سپهوند
روزنامه‌نگار و آهنگساز


کارن همایونفر سه قطعه مارش اپیک برای عملیات وعده صادق ۴ ساخته است که از منظر هنری و موسیقایی  قابل ملاحظه هستند. دو قطعه در تونالیته ر مینور و یک قطعه در تونالیته دو مینور. هر سه قطعه که هر کدام حدود سه دقیقه‌اند، از نظر روند ملودیک به دستگاه نوای ایرانی نزدیک هستند. دستگاه نوا دارای شاخصه‌ای است که در آن می‌توان توأمان، حماسه، سلحشوری و غم را در لایه‌های موتیف‌های آن احساس کرد. این سه قطعه مارش، همچنین دارای ساختاری نزدیک به فانفار هستند که روایت لشکرکشی، رژه، آمادگی رزمی و نبرد را تداعی می‌کند. در آثار پیش‌ رو، غالب ارکستراسیون براساس پارتیتور سکشن سازهای برس یا بادی برنجی استوار است. پارت پولت سازهای ترومپت، کورنت و پیستون اجرا کننده موتیف اصلی در محدوده دومینانت هستند. سکش موازی در فاصله هارمونیک سوم برعهده دیگر سازهای بادی برنجی چون ترومبون‌ها، ساکسوفون تنور و آلتو گذاشته شده است و لاین سوم شامل سازهای باس، باریتون و توبا است که بم‌ترین سکشن سازهای بادی برنجی را تشکیل می‌دهند که پارت نت‌های دومینانت و پنجم موازی را برعهده دارند. بخش بعدی ارکستر که عهده‌دار حجم و پد ارکستر است را ویولن‌ها، آلتو، ویلنسل و کنترباس به اجرا گذاشته‌اند که در این سه اثر به نظر می‌رسد کار این بخش را نه سازهای آکوستیک، که از سمپل وی‌اس‌تی استفاده شده باشد، لیکن کیفیت صداها و لاین‌ها به قدری مطلوب است که خدشه‌ای در بافت کلی ارکستر و دینامیک اثر ایجاد نکرده است.
نگرشی که پشت تصنیف و آفرینش این سه قطعه در دریافت شنیداری این آثار دریافت و احساس می‌شود، به نظر، ترکیبی غالب و توأمان از دو حس سلحشوری و جانفشانی در عین غمی‌ست که این غم سرشار از سربلندیست و آهنگساز، آگاهانه و تعمدی توانسته این حس را در اثری بی‌کلام به شنونده منتقل کند. به نوعی، این مارش‌های کارن همایونفر، حسی به شنونده القا می‌کنند که در آدمی احساسی ایجاد می‌شود که با وجود تمامی غم‌ها و دشواری‌هایی که در این روزگار بر ما تحمیل شده اما با تمام وجود، تا پای جان، پای میهن و آرمان‌های ایران عزیز ایستاده‌ایم.
این سه اثر که به نوعی دارای یک ایده مرکزی مشترک هستند، با اینکه دو قطعه در تونالیته ر مینور و یکی در دو مینور ساخته شده‌اند، اما هر سه اثر از تکنیک‌های ساختاری چه از نظر هارمونیک و بهره از تم و واریاسیون‌ها و چه از نظر ساختار کونترپوئنتیک، دارای شباهت‌های فراوانی هستند که این شباهت‌ها، در نقطه‌ای با بسط و گسترش، تم، موتیف‌ها و پریودها، به کثرتی در عین وحدت رسیده‌اند. از این منظر، آفریننده این سه اثر توانسته، احساسی مشترک را به شکلی سهل و ممتنع در آثاری که توأمان هم شباهت دارند هم تفاوت، بیافریند.
کارن همایونفر در این سه قطعه، موتیف‌هایی را معرفی کرده که به گوش شنونده آشنا هستند. به نوعی، موتیف‌ها و پریودهایی را که قطعاً از آثار یا نغماتی قبلاً شنیده شده، ارائه داده که با تغییراتی در نتهای پایانی هر موتیف، حسی از آشنایی در پی آشنایی‌زدایی ایجاد کرده تا حسی نوستالژیک نیز در این آثار ترکیب یافته باشد اما شنونده، بی آنکه نغمه یا موتیف خاص و شنیده شده‌ای از گذشته را در میزان‌های این اثر بشنود، حس نوستالژیک را از آن دریافت کند. لازم به ذکر است که این بهره از موتیف‌ها و حتی قطعات آهنگ‌های شناخته شده را نمی‌توان ایراد بر آهنگساز دانست و در موسیقی کلاسیک حتی بزرگانی چون بتهوون، بسیاری از موتیف‌ها، جملات و حتی قطعات آهنگسازان پیشینیان خود را استفاده کرده اما به نحوی در آنها تغییر و آفرینش و نوآوری ایجاد کرده‌اند که به بهترین آثار تاریخ موسیقی جهان تبدیل شده‌اند. از این رو بهره و دستکاری موتیف‌های آشنا به گوش مخاطب، ایرادی در پروسه آهنگسازی نیست و چون همین مورد آثار کارن همایونفر، با ذوق و تبحر آهنگساز و بسط و گسترش و بهره از واریاسیون‌های به‌جا، باعث خلق آثاری قدرتمند و پرجاذبه شده است.