جایگاه از دست رفته باشگاهها
اصغر مدیر روستا
مربی فوتبال
آنچه این روزها در فوتبال باشگاهی ایران میبینیم، دیگر یک ناکامی ساده یا یک نتیجه بد نیست؛ بلکه نشانهای روشن از بحرانی عمیق در ساختار فوتبال کشور است. شکست دو باشگاه پرطرفدار یعنی استقلال تهران و سپاهان اصفهان مقابل تیمهای الحسین اردن و الاهلی دوحه در رقابتهای لیگ قهرمانان آسیا، آیینهای بود که واقعیت عریان فوتبال ما را نشان داد. باید این حقیقت را پذیرفت که ما دیگر بزرگ آسیا نیستیم؛ فوتبال ایران امروز حتی برای نفس کشیدن هم با دشواری روبهرو است.
یکی از مهمترین نشانههای این افول، تغییر سطح رقبایی است که فوتبال ایران مقابل آنها شکست میخورد. در سالهای گذشته، حذف تیمهای ایرانی برابر باشگاههایی مانند الهلال، النصر یا تیمهای قدرتمند ژاپنی و کرهای اتفاقی بود که تا حدی میشد آن را با تفاوت امکانات و قدرت مالی توجیه کرد. این باشگاهها توانستهاند ستارههای بزرگی مانند کریستیانو رونالدو و نیمار را جذب کنند و طبیعی است که فاصله فنی ایجاد شود. باید صادقانه گفت که در شکلگیری این شرایط همه عوامل نقش داشتهاند، اما سهم مدیران از همه بیشتر است. البته نمیتوان نقش برخی مربیان را هم نادیده گرفت؛ مربیانی که بدون داشتن توانایی لازم تنها با ادعا یا با کمک روابط و لابی و گاهی نقش دلالان روی نیمکت تیمها مینشینند.
در مقابل، مربیانی هم هستند که توانایی کار دارند اما به دلیل نبود زیرساختها و امکانات مناسب با مشکلات فراوانی روبهرو میشوند. اینجاست که یک سؤال اساسی مطرح میشود: چگونه تیمی مانند الاهلی قطر با بودجهای محدودتر و جایگاهی پایینتر در جدول لیگ داخلی خود میتواند سپاهان را حذف کند؟ پاسخ روشن است؛ مشکل فوتبال ایران صرفاً کمبود پول نیست. مشکل اصلی سوءمدیریت منابع و نبود یک استراتژی فنی مشخص است. پولی که باید صرف توسعه آکادمیها، ایجاد زیرساختها و برنامههای بلندمدت بازیکنسازی میشد، اغلب برای جذب بازیکنانی هزینه شده که در روزهای سخت کمترین کارایی را دارند. نتیجه چنین رویکردی چیزی جز کاهش کیفیت فنی فوتبال ایران و از دست رفتن جایگاه آن در سطح آسیا نیست.

