رسول کربکندی، دروازه‌بان سابق تیم ملی در گفت‌و‌گو با «ایران»:

پول‌‌پاشی باشگاه‌ها بلای جان فوتبال ایران شده است

برای عبور از این برزخ به برنامه‌ریزی بلندمدت نیاز داریم

مهری رنجبر/ حذف استقلال تهران و سپاهان اصفهان از رقابت‌های لیگ قهرمانان آسیا بار دیگر زنگ خطر را برای فوتبال باشگاهی ایران به صدا درآورد؛ اما مدیران این حوزه هیچ پاسخ شفافی درباره عملکرد ضعیف خود به افکار عمومی ارائه نکرده‌اند. رسول کربکندی، مربی سابق تیم ذوب‌آهن اصفهان، عقب‌گرد فوتبال ایران را به نبود برنامه‌ریزی و تعطیلی بازیکن‌سازی نسبت می‌دهد. البته نباید از نقش پررنگ دلال‌ها نیز غافل شد. اگرچه چند سالی است که قراردادهای میلیاردی در فوتبال ایران بسته می‌شود، اما کربکندی این مسأله را بلای جان فوتبال ایران می‌داند؛ درست برخلاف کشورهای دیگر که پول به اهرم پیشرفت فوتبال تبدیل شده است. فوتبالی که تا چند سال پیش سرآمد آسیا بود، اکنون چنان پسرفت کرده که بعید نیست حتی مقابل تیم‌های درجه دو و سه آسیا نیز دچار چالش شود.

چرا فوتبال ایران به جایی رسیده که استقلال و سپاهان مقابل تیم‌های درجه دو آسیا هم حرفی برای گفتن ندارند؟
به این دلیل که در فوتبال ما برنامه‌ریزی وجود ندارد و از حرفه‌ای‌گری تنها پرداخت‌های کلان باقی مانده است. در فوتبال ایران خبری از بازیکن‌سازی نیست. بی‌توجهی به مربیان پایه بیداد می‌کند و آنها حق و حقوق مناسبی دریافت نمی‌کنند. در حالی که مناطق محروم بیشترین استعدادها را دارند، بسیاری از بازیکنان مستعد به دلیل نداشتن تمکن مالی و ضعف اقتصادی خانواده‌های‌شان جایی در فوتبال پیدا نمی‌کنند. در مقابل، بازیکنانی از خانواده‌های مرفه در ترکیب تیم‌ها قرار می‌گیرند که الزاماً استعداد خاصی ندارند، اما به واسطه پولی که به مربی یا باشگاه می‌دهند همچنان بازی می‌کنند. در فوتبال فعلی ایران به ندرت ستاره‌ای پیدا می‌شود؛ در واقع فوتبال ایران ستاره تعیین‌کننده‌ای ندارد.

یعنی پول بلای جان فوتبال ایران شده است؟
پول در بسیاری از کشورها باعث پیشرفت فوتبال شده، اما در ایران به عاملی برای تخریب آن تبدیل شده است. پول زیادی در فوتبال ایران وجود دارد، اما فوتبال درخشان و پیشرفته‌ای دیده نمی‌شود. این یک هشدار جدی برای فوتبال ماست. به همین دلیل تیم‌های باشگاهی ایران که زمانی رقبای آسیایی به گرد پای‌شان هم نمی‌رسیدند، اکنون از پس تیم‌های درجه دو آسیا برنمی‌آیند. کم‌کم از آن فوتبال سرآمد چیزی باقی نمی‌ماند و به همین دلیل است که حدود ۵۰ سال است تیم امید ایران رنگ المپیک را ندیده است.

چرا چنین وضعیتی به وجود آمده است؟
علاوه بر اینکه بازیکن‌سازی نداریم، مدیران باشگاه‌ها نیز اغلب با رابطه و بدون تخصص ورزشی به این سمت‌ها رسیده‌اند. برخی از آنها برای حفظ موقعیت خود زیر سلطه دلال‌ها قرار می‌گیرند و در نتیجه دلال‌ها در عمل فوتبال را هدایت می‌کنند. نقش دلال‌ها در تصمیم‌گیری‌های فوتبال بسیار پررنگ شده است. وقتی دلالی پنج یا شش بازیکن را به یک باشگاه می‌آورد و در قرارداد آنها بندی می‌گنجاند که در صورت تبدیل بازیکن به ستاره بتواند به‌راحتی قرارداد را فسخ کند، در واقع اختیار آن بازیکنان را در دست می‌گیرد. قرارداد فوتبالیست‌ها ـ چه بازیکنان و مربیان خارجی و چه ایرانی ـ اصولاً حرفه‌ای نیست. دلال‌ها با گنجاندن بندهای خاص در قراردادها اختیار جابه‌جایی آنها را در دست می‌گیرند تا هر زمان که خواستند آنها را منتقل کنند.

با این شرایط فوتبال باشگاهی ایران در مسیر سقوط قرار دارد.
فوتبال ایران با این وضعیت به سرعت در حال عقب‌گرد است. نه تنها فوتبال، بلکه فوتسال هم شرایط چندان مطلوبی ندارد. وقتی کشوری مانند اندونزی که پیش‌تر جایگاه مهمی در فوتسال آسیا نداشت، ژاپن را شکست می‌دهد و در فینال مقابل ایران قرار می‌گیرد و کار را برای تیم ملی فوتسال ایران دشوار می‌کند ـ به‌طوری که بازی به ضربات پنالتی کشیده می‌شود و تنها تجربه بازیکنان ما باعث قهرمانی می‌شود ـ این وضعیت چه معنایی دارد؟ اگر فوتبال ایران در مسیر درستی حرکت می‌کرد، جای نگرانی نبود؛ اما اکنون من هیچ چشم‌انداز روشنی برای آن نمی‌بینم. با ادامه این روند ممکن است به جایی برسیم که فوتبال ما حتی مقابل تیم‌هایی مانند افغانستان و تاجیکستان نیز دچار 
مشکل شود.

تنها نماینده باقی‌مانده ایران در لیگ قهرمانان آسیا تراکتور است. شرایط این تیم را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
تراکتور تبریز نسبت به بسیاری از تیم‌های دیگر هنوز بازیکنان خارجی خوبی دارد. البته تلاش بازیکنان تراکتور بیشتر برای دیده شدن در آسیا و فراهم کردن فرصت انتقال به تیم‌های بزرگ‌تر است؛ زیرا بازی‌های آسیایی پخش مستقیم دارد. بنابراین آنها با کمترین هزینه به دنبال موقعیت بهتر هستند؛ وگرنه از این تیم در لیگ برتر بازی چندان چشمگیری دیده نمی‌شود.

نکته مهم این است که سه تیم استقلال، سپاهان و تراکتور در آسیا، همراه با پرسپولیس تهران و گل‌گهر سیرجان، از مدعیان لیگ فوتبال ایران هستند و در جدول رده‌بندی اختلاف امتیازی بسیار کمی دارند.
زمانی که من سرمربی ذوب‌آهن بودم برای دوره مربیگری «سولیداریتی» به سوئیس رفتم؛ جایی که بهترین مربیان فوتبال جهان حضور داشتند. اما اکنون چنین شرایطی در ایران وجود ندارد. امروز در فوتبال ایران تقریباً خبری از تیم‌سازی نیست. با وجود هزینه‌های سرسام‌آور، تیم‌های مطرح و مدعی اغلب بازیکنان مؤثر و هماهنگ ندارند. این روزها تیم‌ها بیشتر دنبال نام‌های بزرگ هستند، نه بازیکنانی که با یکدیگر هماهنگ باشند و برای کار گروهی آماده شوند. بازیکنان به جای بازی تیمی بیشتر به شکل انفرادی بازی می‌کنند.
در مقابل، تیم‌های معمولی مانند چادرملو اردکان که با هزینه پایین بسته شده‌اند و مربی جوانی دارند که ترکیب تیمش را خوب می‌چیند و حتی از بازیکنان خارجی هم عملکرد خوبی می‌گیرد، اگرچه بازیکنان گران‌قیمتی ندارند اما در خدمت تاکتیک و سیستم تیم هستند. چرا؟ چون دلال‌ها در آن نفوذ ندارند.

زیبایی فوتبال در کار تیمی است.
در لیگ ایران تیم‌هایی موفق هستند که کار گروهی انجام می‌دهند. تیم‌هایی که شاید چندان نامدار نباشند، اما با یک‌دهم هزینه تیم‌های مدعی، آنها را متوقف می‌کنند. انگیزه بازیکنان جوان برای دیده شدن و رسیدن به جایگاه بهتر نیز به این موفقیت
 کمک می‌کند.
از سوی دیگر، بازیکنان گران‌قیمت تیم‌های مدعی این روزها بیشتر به فکر حفظ سلامتی خود هستند. همین مسأله باعث شکست تیم‌های بزرگ می‌شود؛ زیرا بازیکن در نیم‌فصل دوم به جای بازی برای تیم، به فکر سلامت خود است تا فصل بعد قرارداد بزرگ‌تری ببندد. اگر امسال قراردادی ۱۰۰ میلیاردی دارد، می‌خواهد فصل بعد قراردادی ۲۰۰ یا حتی ۳۰۰ میلیاردی ببندد. در واقع نام‌های بزرگ و پول‌های کلان به تیم‌های مدعی ضربه می‌زند.

به همین دلیل نتایج لیگ قابل پیش‌بینی نبود؟
لیگ امسال یکی از دشوارترین لیگ‌ها بود و پیش‌بینی نتیجه هیچ مسابقه‌ای آسان نبود. جدول رده‌بندی حالت آسانسوری پیدا کرده است. هر هفته تیمی بالا می‌رود؛ امروز سپاهان می‌بازد یا مساوی می‌کند و عده‌ای خوشحال می‌شوند، اما فردا همان تیم‌هایی که از نتیجه سپاهان خوشحال بودند، شکست می‌خورند. در چنین شرایطی باید برای مربیان تیم‌های استقلال اهواز، خیبر خرم‌آباد و چادرملوی اردکان ایستاده کلاه از سر برداشت و دست زد؛ زیرا با کمترین هزینه تیم ساخته‌اند.

با این وضعیت فوتبال ایران به کجا می‌رسد؟
فوتبال ما آینده روشنی ندارد. نمونه عینی آن وحید هاشمیان است که وقتی سرمربی پرسپولیس شد تلاش داشت چهارچوب فوتبال آلمان را در این تیم پیاده کند، اما بازیکنان زیر بار آن نرفتند و به راحتی باعث کنار رفتن او شدند. در فوتبال امروز ایران سه یا چهار بازیکن می‌توانند به راحتی سرنوشت یک مربی را تعیین کنند. پرسپولیس با این مهره‌ها نتیجه مطلوبی نمی‌گیرد. با وجود پرداخت پول هنگفت به مربی، پس از برکناری او باید هزینه دیگری هم برای سرمربی جدید پرداخت شود. در مجموع فوتبال ایران در همه ابعاد با مشکلات فراوانی روبه‌روست.

با این شرایط نباید از تیم ملی در جام‌جهانی ۲۰۲۶ انتظار زیادی داشت؟
در سال ۱۹۹۸ که تیم ملی ایران برای اولین بار در جام جهانی حضور یافت، سهمیه مشترک آسیا و اقیانوسیه تنها یک تیم بود. اما اکنون با حضور ۴۸ تیم در جام جهانی، آسیا هشت و نیم سهمیه دارد و سهمیه اقیانوسیه نیز جدا شده است. بنابراین انتظار مردم برای صعود تیم ملی از مرحله مقدماتی چندان بی‌دلیل نیست.

راهکار عبور از این وضعیت چیست؟
فوتبال ایران برای عبور از این برزخ به برنامه‌ریزی بلندمدت نیاز دارد. کشورهایی مانند عربستان سعودی با وجود آن‌که تیم ملی بسیار قدرتمندی ندارند، با سرمایه‌گذاری گسترده پای ستاره‌های بزرگ جهان را به لیگ خود باز کرده‌اند تا هم به جوانان انگیزه بدهند و هم ورزشگاه‌ها را پر از تماشاگر کنند. همچنین با میزبانی جام جهانی در حال تقویت زیرساخت‌های فوتبال خود هستند.
در مقابل، در فوتبال ایران بیشتر به امروز توجه می‌شود و آینده چندان در نظر گرفته نمی‌شود. در ایران بسیاری می‌خواهند هم‌زمان بکارند و درو کنند، در حالی که چنین رویکردی نتیجه‌بخش نیست. اکنون تنها پول‌های دولتی هزینه می‌شود؛ پول‌هایی که هیچ تناسبی با سطح واقعی فوتبال ما ندارد. از سوی دیگر، بازیکنان به دلیل نداشتن بیمه مناسب بیشتر به فکر حفظ سلامتی خود و بستن قراردادهای بهتر در فصل بعد 
هستند.

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • اطلاع رسانی
  • گزارش
  • خودرو
  • حوادث
  • ورزشی
  • گفت و گو
  • کتاب
  • اندیشه
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره هشت هزار و نهصد و هفتاد
 - شماره هشت هزار و نهصد و هفتاد - ۰۹ اسفند ۱۴۰۴