«ایران» دلایل حذف نمایندگان باشگاهی فوتبال کشورمان در رقابتهای آسیایی را بررسی میکند
ناکامی مطلق نجومی بگیرها
سینا حسینی / حذف دو نماینده از سه نماینده فوتبال باشگاهی ایران در رقابتهای آسیایی، بار دیگر واقعیتی تلخ را پیش روی فوتبال کشور قرار داد؛ حقیقتی که نشان میدهد باشگاههای ایرانی با وجود صرف هزینههای قابل توجه، هنوز از دستیابی به موفقیت پایدار در سطح قاره فاصله زیادی دارند. تکرار نتایج ضعیف در سالهای اخیر نشان میدهد مشکل فوتبال باشگاهی ایران صرفاً فنی یا مقطعی نیست، بلکه ریشه در نوع سیاستگذاری، مدیریت و برنامهریزی باشگاهها دارد. نگاهی به عملکرد نمایندگان ایران در رقابتهای قارهای، بهویژه در چهارچوب مسابقاتی مانند لیگ قهرمانان سطح دو آسیا، نشان میدهد که باشگاههای ایرانی بیشتر به دنبال راهحلهای کوتاهمدت بودهاند. مدیران باشگاهها اغلب موفقیت را در جذب بازیکنان و مربیان خارجی با هزینههای بالا جستوجو میکنند؛ رویکردی که نهتنها تضمینی برای موفقیت ایجاد نکرده، بلکه در بسیاری از موارد موجب افزایش فشار مالی و بیثباتی مدیریتی نیز شده است.
در مقابل، بسیاری از باشگاههای متوسط آسیایی- بهویژه در منطقه غرب قاره- با بودجههایی بهمراتب کمتر، اما با برنامهریزی دقیقتر و ساختار حرفهایتر، توانستهاند نتایج بهتری کسب کنند. این باشگاهها با تکیه بر سیستمهای آکادمی، ثبات در کادر فنی و مدیریت علمی منابع مالی، مسیر توسعه تدریجی را انتخاب کردهاند؛ مسیری که در نهایت به رقابتپذیری بیشتر در سطح قاره منجر شده است.
یکی دیگر از مشکلات اساسی فوتبال باشگاهی ایران، نبود ثبات مدیریتی و تغییرات مکرر در سطح مدیریت و کادر فنی است. این بیثباتی باعث میشود پروژههای فنی باشگاهها پیش از رسیدن به مرحله بلوغ متوقف شوند. در چنین شرایطی، تیمها هر فصل با رویکردی تازه و بدون تداوم برنامههای قبلی وارد رقابتها میشوند و طبیعی است که در برابر باشگاههایی که سالها بر اساس یک برنامه مشخص حرکت کردهاند، دچار ضعف ساختاری شوند.
از سوی دیگر، ضعف در زیرساختهای حرفهای، از جمله در حوزه استعدادیابی، آکادمیهای پایه و مدیریت علمی باشگاهها، سبب شده است فوتبال ایران نتواند از ظرفیتهای داخلی خود بهدرستی بهره ببرد. در حالی که بسیاری از باشگاههای موفق آسیایی بخش قابل توجهی از ترکیب خود را از بازیکنان پرورشیافته در آکادمیهای باشگاهی تأمین میکنند، باشگاههای ایرانی همچنان وابستگی زیادی به نقل و انتقالات پرهزینه دارند. پیامد طبیعی این روند، کاهش قدرت رقابت نمایندگان ایران در سطح قاره و در نهایت کاهش سهمیه فوتبال ایران در مسابقات آسیایی است؛ موضوعی که زنگ خطری جدی برای آینده فوتبال باشگاهی کشور به شمار میرود. اگر اصلاحات ساختاری در مدیریت باشگاهها، نظام مالی و برنامههای توسعهای صورت نگیرد، احتمال تکرار این ناکامیها در سالهای آینده نیز بسیار بالا خواهد بود.
در مجموع، تجربه سالهای اخیر نشان داده است که موفقیت در فوتبال آسیا تنها با صرف هزینههای سنگین به دست نمیآید. آنچه باشگاههای ایرانی بیش از هر چیز به آن نیاز دارند، تغییر در نگاه مدیریتی، حرکت به سمت برنامهریزی بلندمدت، تقویت زیرساختهای فنی و اعتماد به سیستمهای توسعه بازیکن است؛ مسیری که اگرچه زمانبر است، اما تنها راه خروج از چرخه ناکامیهای تکراری در رقابتهای قارهای محسوب میشود.

