فرشید سمیعی، مدیرعامل سابق باشگاه استقلال در گفتوگو با «ایران»:
پولپاشی راه موفقیت در فوتبال نیست
فوتبال بیبرنامه وهزینهمحور، صنعت به حساب نمیآید
مهری رنجبر/ شکست سرمایهگذاری در فوتبال عربستان و رشد سرسامآور زیان انباشته باشگاههای این کشور، به سوژه داغ رسانههای منطقه تبدیل شده است. اتفاقی که عربستانیها تنها با هدف کسب میزبانی جامجهانی رقم زدند. هرچند آنها با جذب و بازی ستارههای جهان در لیگ فوتبال کشورشان، نگاهها را متوجه خود کردند و حتی رویای میزبانی جام جهانی را محقق ساختند، اما هیچ پیشرفت واقعی در فوتبال عربستان حاصل نشد.
فرشید سمیعی، مدیرعامل سابق باشگاه استقلال، سرمایهگذاری فوتبال در عربستان را جدا از فوتبال مدرن اروپا میداند. به نظر او، کپیبرداری نابجا و سطحی فوتبال ایران از تجربه عربستانیها نه تنها کارگشا نبوده، بلکه باشگاهها را تا لبه ورشکستگی کشانده است. به بهانه ماجرای زیان انباشته چند میلیارد یورویی باشگاههای عربستان، گفتوگویی با فرشید سمیعی داشتیم که در ادامه میخوانید.
زیان ابرسرمایهگذاری فوتبال در عربستان میتواند هشداری برای باشگاههای ایران باشد؟
سرمایهگذاری در فوتبال دو نوع است. نوع اول، فوتبال مدرن است که اکثریت فوتبال جهان را شامل میشود و نوع دوم، مدلی است که در عربستان، قطر و امارات رایج شده است.
در فوتبال مدرن دنیا، ۶۰ تا ۷۰ درصد بودجه باشگاهها از محل حق پخش تلویزیونی تأمین میشود، به اضافه درآمد حاصل از تبلیغات دور زمین، فروش بلیت و درآمدهای داخلی استادیوم. این مدل سرمایهگذاری، پایدار و صنعتی است.
اما در مدل فوتبال عربستان، شرایط متفاوت است. عربستان از فوتبال برای تبلیغ کشورش استفاده کرده است؛ صندوقی حاکمیتی با بودجه کامل، برای خرید ستارههای جهان در اختیار ۶ تیم بالای جدول لیگ قرار میگیرد. این نوع سرمایهگذاری، وابسته به تصمیمات حاکم و شرایط اقتصادی است و نمیتواند پایدار باشد؛ زیرا با تغییر حاکمیت یا بروز مشکلات اقتصادی، احتمالاً سرمایهگذاری در فوتبال دیگر اولویت نخواهد بود. در حالی که مدل مدرن، تابع اقتصاد آزاد و قوانین تجارت است؛ سود و زیان تیمها در جدول لیگ قابل پیشبینی و مدیریت است و سرمایهگذاری تیم، وابسته به تصمیم فردی نیست.
لیگ ستارگان عربستان با جذب ستارههای اروپایی تلاش کرد نگاهها را برای میزبانی جام جهانی جلب کند، اما این ریختوپاشها نه تنها سود نداشت، بلکه ضرر بزرگی روی دست باشگاهها گذاشت. آیا این میتواند زنگ خطری برای باشگاههای ایرانی هم باشد؟
عربستان سعودی وقتی سرمایهگذاری کرد، اهداف مشخصی داشت؛ تمرکز نگاه جهانی بر فوتبال این کشور و پروژههای اصلاحی نئو. بودجه تبلیغاتی بسیار سنگینی نیز صرف شد. هدف اصلی، توسعه فوتبال داخلی نبود، بلکه تبلیغ عربستان از طریق فوتبال بود. به همین دلیل، ستارههایی مانند نیمار و رونالدو به لیگ این کشور آمدند. مشابه چین، سرمایهگذاری کلان انجام شد، اما پروژه به اندازه کافی موفق نبود و سقف هزینهها
محدود شد.
ظاهراً این پروژه در عربستان هم چندان موفق نبود.
در عربستان شاید این طرح در جذب توجه جهانی موفق بود، اما برای تیم ملیشان شکست کامل بود و هیچ پیشرفتی حاصل نشد. حضور بازیکنان خارجی در لیگ، مانع دیده شدن استعدادهای محلی و فرصت پیشرفت آنها شد. باشگاهها نیز توان تأمین هزینههای سنگین ستارهها را نداشتند و بنابراین سرمایهگذاری کاهش یافت.
در ایران وضعیت چگونه است؟
در فوتبال ایران ابتدا باید اهداف کوتاه و بلندمدت مشخص شود. اگر پول به تیمهای دولتی، خصولتی یا خصوصی تزریق میکنیم، باید بدانیم چه دستاوردی دارد. واقعیت این است که حتی در اغلب باشگاههای خصولتی، اهداف مشخصی وجود ندارد و در نتیجه هزینهها بینتیجه است. در لیگ ایران، هدفگذاری باید شبیه عربستان باشد؛ مثلاً توسعه صنعت گردشگری یا اهداف دیگر. تا امروز، هیچ هدف مشخصی در لیگ فوتبال ایران وجود ندارد. شاید اگر هدف نهایی، حق پخش واقعی باشد و نه دستوری، رقابت میان باشگاهها نیز افزایش یابد. ریخت و پاش بودجه و منابع بدون برنامه و استراتژی عامل موفقیت هیچ کشوری نشده است.
چطور حق پخش واقعی میتواند رقابت ایجاد کند؟
با صدور مجوز برای تلویزیون اینترنتی که البته این نیازمند حضور اتحادیه فوتبال است. اتحادیه میتواند قدم اول در مذاکره برای صدور مجوز تلویزیون اینترنتی باشد و بخشی از هزینههای فوتبال تأمین شود. نکته دیگر، ساخت ورزشگاه اختصاصی باشگاهها طبق مدل ترکیه است؛ زمین اختصاصی توسط شهرداری و وام با سود ۴ درصد در اختیار باشگاهها قرار میگیرد. وقتی کار با زحمت و برنامه انجام شود، نتیجه هم ملموس است.
باشگاههای ایرانی با انباشت بدهیهای سنگین و پروندههای حقوقی، چالش مجوز حرفهای را نیز دارند، درست مثل عربستان که اگر سرمایه را افزایش ندهند، سهمیهشان در لیگ قهرمانان آسیا کاهش مییابد. واقعاً هدف ایران چیست؟
مالکان باشگاهها باید اهداف مشخص داشته باشند، حتی اگر ادعا کنند دنبال افتخارآفرینی هستند. واقعیت این است که در فوتبال ایران ما شاهد آن هستیم که هزینه ها نتیجه ای نداده و ما با رشد محسوسی مواجه نبودهایم. بهترین راهکار، اجرای فوتبال مدرن در ایران است. باشگاهها حق پخش و تبلیغات محیطی دریافت کنند و برای درآمدها برنامهریزی داشته باشند. فوتبال بدون برنامه و صرفاً هزینهمحور، صنعت به حساب نمیآید.
این یعنی فقط هدر دادن سرمایه؟
دقیقاً. فوتبال ایران چه در تیم ملی و چه در تیم های باشگاهی به موفقیت های ایده آل دست پیدا نکرده است. هدف، حلقه گمشده فوتبال ایران است. حتی قانونی برای محدودیت حضور بازیکنان خارجی وجود ندارد که از استعدادهای جوان استفاده شود. ضعفها شامل نبود امکانات، زیرساختها، مربیان توانمند و آکادمیهای پیشرفته است. ابتدا باید هدف تعیین شود و سپس حرکت درازمدت مطابق آن شکل گیرد.
پس فوتبال ایران، اشتباه از روی دست عربستان کپیبرداری کرده است؟
بله، این کپیبرداری بینتیجه بود. اگر ارزشمند بود، تیمهای ایرانی نیز مانند باشگاههای عربستان در آسیا به سکوی قهرمانی میرسیدند. تیم ملی عربستان در جام جهانی ضعیف بود، زیرا ستارههای خارجی، تیمهای بالای جدول لیگ را پر کرده بودند؛ فوتبال ایران بهتر هم عمل نکرد، زیرا بدون بررسی، بازیکنان خارجی درجه دو را جذب میکند و هیچ ساختار مشخصی برای خرید بازیکنان خارجی وجود ندارد.

