در حافظه موقت ذخیره شد...
«دختر پری خانم»؛ صفر و صدی
کارگردان خود در نشست خبری عنوان کرده که فیلم به باور فلسفی و شرایط زندگیاش ارتباطی ندارد، اما سپس تغییر موضع میدهد و میگوید که از دست دادن مادر در سن پایین، ترومای وحشتناک آن را برانگیخته که او را به ساخت فیلم سومش واداشته است. این تناقض در صحبتهای معتمدی، باعث میشود که «دختر پری خانم» نتواند آنچه را که قصد بیانش را دارد، بهطور واضح به زبان بیاورد. فیلم پر از لایههای پیچیده نمادگرایی است که نتیجه آن سردرگمی در روایت و داستان است. این اثر هم قصه دارد و هم ندارد؛ از همین رو برای برخی کسلکننده است و برای برخی دیگر جذاب. داستان فیلم در مورد مردی ۴۰ ساله است که علیرضا معتمدی نقش او را ایفا میکند؛ مردی خانهنشین و تقریباً بیکار که عاشق «دختر پری خانم» است.
بیش از هر چیز، تم فیلم بر انتخاب بین آرزوها و واقعیتها متمرکز است و یکی از مشکلات عمده فیلم ریتم آن است. فیلم از منظر ریتم دچار نقصان است و زمانی که داستان رو به پایان میرود و فرشته وارد داستان میشود، فیلم جان میگیرد و کمی منسجمتر میشود. اگر از ابتدا زمینهچینی برای ورود فرشته انجام میشد، ممکن بود مخاطب از همان ابتدا مشتاق به تماشای ادامه فیلم باشد. اما وقتی فرشته وارد داستان میشود، بیننده قبلاً دلسرد و ناامید از تماشای فیلم شده است. از منظر شخصیتپردازی، معتمدی بازی کرخت و یکنواختی از خود ارائه میدهد. او همان نقشی را بازی میکند که در آثار گذشتهاش ایفا کرده بود: یک شخصیت بیتحرک و بدون عمق. اما سها نیاستی در این فیلم بسیار قدرتمند ظاهر شده است.
بازی او در نقش یک زن اغواگر، جذاب و عاشقپیشه بسیار به اندازه است، اما شیمی بین معتمدی و نیاستی بهدرستی شکل نمیگیرد. از نظر فیزیکی و ظاهری این دو هیچ تطابقی با هم ندارند و این نکته در جذابیت رابطهشان تأثیرگذار است. داستان «دختر پری خانم» بیشتر شبیه یک نمایش رادیویی است تا یک فیلم سینمایی. سؤالات بیشماری در فیلم بیپاسخ مانده است.
یکی از نکات جالب توجه در تیتراژ فیلم، نام بردن از حیوانات به عنوان بازیگران فرعی است که بهطور غیرمنتظرهای در پایان اثر آورده میشود. در مجموع، «دختر پری خانم» فیلمی است که نه تنها از لحاظ فنی و ساختاری با چالشهایی مواجه است، بلکه در بیان مفاهیم و انتقال پیام نیز در برخی موارد ناکام مانده است.

