مصطفی هاشمی طبا درگفتوگو با «ایران»:
شفافیت و رویکرد اقناعی اعتماد عمومی را افزایش میدهد
رئیسجمهوری در جلسه هیأت دولت بر ضرورت اطلاعرسانی و شفافسازی درباره ناآرامیهای اخیر کشور تأکید کرد. او همچنین بر رویکرد جذب و اقناعی در مواجهه با مردم تصریح کرد. درباره این مواضع رئیسجمهوری گفتوگوی کوتاهی داشتیم با سید مصطفی هاشمی طبا، فعال سیاسی و معاون رئیسجمهور در دولت اصلاحات.
رئیسجمهوری درجلسه هیأت دولت گفتهاند که درباره اتفاقات اخیر باید اطلاعرسانی شفاف برای افکار عمومی انجام شود. ایشان همچنین بر رویکردهای جذبی و اقناعی تأکید کردهاند. شما چقدر با این مواضع رئیسجمهوری همراه هستید؟
سخنان آقای پزشکیان در جلسه دولت نشان از صداقت ایشان دارد. به نظر من، شفافیت در حد معقول و مناسب مفید است، اما در عمل گاهی مصلحتها اجازه نمیدهند که همه چیز روشن باشد. با این حال، اطلاعرسانی و شفافسازی درست، به جذب اعتماد مردم کمک میکند و مانع از تلنبار شدن مشکلات میشود. از این بابت متأسفانه کمبودها و کوتاهیهایی داشتهایم مثلاً به کرات اعلام میشود که کسانی ارز رانتی دریافت کردهاند و آن را برنگرداندهاند، اما اسامی آنها اعلام نمیشود. بانک مرکزی باید مواجهه بهتری با این موضوع داشته باشد و البته دیگر نهادهای کشور هم شایسته است که نسبت به امر شفافیت و پاسخگویی اهتمام بیشتری داشته باشند.
در دورههایی شاهد الگوها ی خاصی از دولتداری بودیم که در نتیجه آن، جامعه از ظرفیت برخی کارشناسان و نخبگان محروم میشدند و دوگانههای «خودی»، «غیر خودی» برجسته میشد که برای کشور مضر بود و کاهش اعتماد عمومی را در پی داشت.
من معتقدم همه افراد باید «خودی» تلقی شوند، مگر آنکه خلاف آن ثابت شود. تجربه کاری من نشان داده که هر زمان به سازمانی اعتماد کردهام، پاسخ مناسبی دریافت کردهام و حتی اگر درصد کمی استثنا وجود داشته باشد، روحیه اعتماد باید در کل حاکم باشد. این روحیه نباید مردم را از هم جدا کند یا باعث شود که عدهای از جریانها کنار گذاشته شوند.
ضعف در اطلاعرسانی و شفافیت باعث میشود که مردم از تصمیمات و اقدامات مسئولان بیاطلاع بمانند و این بیاطلاعی چه بسا ارزیابیهای نادرست یا شائبههایی را در پی داشته باشد.
فکر میکنید برای پررنگتر شدن رویکرد اقناعی و جذبی چه راهکارهایی باید مدنظر قرار گیرد؟
اطلاعرسانی شفاف درباره رویدادها و تصمیمات کشور اهمیت زیادی دارد. مردم باید بدانند چه اتفاقی افتاده، چه عللی پشت آن بوده و چه کسانی درگیر بودهاند. این اطلاعات نه تنها برای پیشگیری اهمیت دارد، بلکه موجب افزایش اعتماد و کاهش شایعات میشود. در عین حال، رویکرد اقناعی و جذبی هم واجد اهمیت بیشتری است همچنانکه رئیسجمهوری گفتند رویکرد صرف امنیتی جواب نمیدهد. رویکرد جذب و اقناع به معنای آن است که مردم به بهانههای بیمورد طرد نشوند و خود را خارج از جامعه احساس نکنند. اطلاعرسانی و جذب مردم دو مسأله جداگانه هستند زیرا اطلاعرسانی یعنی ارائه واقعیات و جزئیات به مردم، و رویکرد جذبی یعنی حفظ اعتماد و ایجاد انگیزه، بدون تبعیض بین افراد.
متأسفانه در ترکیب دولتها گاهی افرادی انتخاب میشوند که تجربه یا اطلاعات کافی ندارند و افراد توانمند کنار گذاشته میشوند. این نوع انتخابها باعث میشود که اعتماد عمومی کاهش یابد و مردم نسبت به دولتها احساس بیگانگی کنند. وقتی افراد خود را از دولت جدا احساس کنند، ذهنیتهای منفی شکل میگیرد و برداشت عمومی از اقدامات و تصمیمات مسئولان تحریف میشود.
چگونه می توان از تعداد و تکرار اعتراضات کاست؟
شفافیت و اطلاعرسانی درست و بموقع، همراه با رویکرد اقناعی و جذبی، میتواند اعتماد عمومی را افزایش دهد و از شکلگیری دودستگی و ذهنیتهای منفی و بروز نارضایتیها جلوگیری کند. هر زمان که مردم احساس کنند اطلاعات به آنها داده میشود و خودشان هم جزئی از جامعه و فرآیند تصمیمگیری هستند، احتمال اعتراضات و نارضایتیها کاهش مییابد. تجربه نشان داده که وقتی افراد خود را با حاکمیت همسو و مرتبط ببینند، همکاری و مشارکتشان بیشتر میشود و جامعه انسجام بیشتری پیدا میکند. از طرف دیگر، حذف افراد توانمند و تبعیض باعث تضعیف اعتماد و شکلگیری ذهنیتهای منفی میشود که ممکن است اعتراضات و بیاعتمادی عمومی را
تکرار کند.

