چشم طمع میلیاردرهای فناوری به «گرینلند»
محبوبه ستارزاده
گروه علم و فناوری
این روزها گرینلند در کانون اخبار قرار گرفته و احتمالاً شما هم درباره رویای «دونالد ترامپ»، رئیسجمهوری آمریکا برای تصاحب بزرگترین جزیره جهان شنیدهاید. این جزیره، یک قلمرو خودمختار پادشاهی دانمارک است و بارها تأکید شده که حاکمیت آن به هیچوجه منتقل نخواهد شد، با این حال ترامپ همچنان گرینلند را بهعنوان یک اولویت امنیت ملی مطرح میکند. اما چرا این جزیره در یک سال گذشته و بخصوص در روزهای اخیر به موضوعی داغ تبدیل شده است؟
از ذخایر معدنی و نفت تا خنکسازی دیتاسنتر
قلمرو وسیع گرینلند، ذخایر معدنی فراوان و البته جمعیت کم، این سرزمین قطبی را به دروازهای جذاب برای منابع حیاتی صنایع پیشرفته تبدیل کرده است، بنابراین چشمانداز تصاحب آن توسط آمریکا چندان تعجبآور نیست. با وجود همه مخالفتها، ترامپ حمایت کامل میلیاردرهای فناوری آمریکا را دارد که غالباً جزو حامیان مالی اصلی کمپین انتخاباتی او در سال ۲۰۲۴ بودند.
محیط فیزیکی گرینلند هم یکی از جذابیتهای این جزیره سردسیر برای میلیاردرهای فناوری بویژه شرکتهایی است که در حوزه هوش مصنوعی فعالیت دارند. میزان مصرف انرژی توسط دیتاسنترها در این شرکتها و نقش آنها در افزایش تغییرات اقلیمی، غالباً مورد بحث است. استفاده از صفحات یخی این جزیره، آبوهوای سرد طبیعی و دسترسی راحت به آب دریا، میتواند مشکلات این شرکتها را تا حد زیادی حل کند. به این ترتیب، هزینههای خنکسازی دیتاسنترها بسیار کم میشود، میزان مصرف انرژی پایین میآید و علاوه بر این، تولید کربن هم به کمترین حد ممکن خواهد رسید. قابلیت این جزیره قطبی در تولید انرژیهای تجدیدپذیر هم یکی دیگر از دلایلی است که میلیاردرهای فناوری به آن چشم دوختهاند و البته ترامپ را بیشتر به سمت تصاحب این جزیره رهنمون میشوند. وجود منابع معدنی از جمله اورانیوم، روی، سنگ آهن، طلا و شناسایی عناصر خاکی کمیاب و همچنین نفت و گاز فراساحلی در این جزیره، آن را بیش از پیش مورد توجه آمریکا قرار داده است. تاکنون به دلیل نگرانیهای زیستمحیطی و...، این جزیره قطبی تا حد زیادی دست نخورده باقی مانده است و میلیاردرهای دنیای فناوری نمیتوانند از این ظرفیت عظیم چشمپوشی کنند.
علاقه ترامپ به گرینلند
علاقه ترامپ به این جزیره در خلأ پدیدار نشده است. یکی از اولین دفعاتی که ترامپ درباره گرینلند صحبت کرد، در اوت ۲۰۱۹ و اولین دوره ریاستجمهوریاش بود. ترامپ در مصاحبهای تأیید کرد در حال بررسی این ایده است و از آن بهعنوان «یک معامله بزرگ املاک و مستغلات» یاد کرد. با این حال، این اقدام را اولویت اصلی خود ندانست. اما ظاهراً فهرست اولویتهای ترامپ تغییر کرده است. در طول مبارزات انتخاباتی ترامپ در سال 2024، مدام از گرینلند صحبت میشد. ترامپ بارها از آن بهعنوان یک فرصت از دست رفته یاد میکرد و تقریباً یک ماه قبل از تصدی مقام ریاستجمهوری، «مالکیت و کنترل» آمریکا بر گرینلند را «یک ضرورت مطلق» خواند.
سرمایهگذاری خزنده میلیاردرهای فناوری
در طول دهه گذشته، ترکیبی از میلیاردرهای فناوری، صندوقهای ســـــرمایهگــــذاری خطرپذیــــــــر و استارتاپهای بلندپرواز، بیسروصدا در اطراف گرینلند موقعیتهایی ایجاد کردهاند. با پختهتر شدن جاهطلبیهای این گروه بزرگ فناوری، ترامپ به عنوان مشتاقترین فرد برای تبدیل تمایلات فناوری خصوصی به اقدامات تحت حمایت دولت ظاهر شد.
مهمترین جاذبه گرینلند، ذخایر معدنی کمیاب آن است که برای دستگاههای الکترونیکی مدرن حیاتی هستند. از زمان اولین دوره ریاستجمهوری ترامپ، چهرههایی مانند بیل گیتس، مایکل بلومبرگ و جف بزوس علاقه مداومی به این سرزمین نشان دادهاند. طبق گزارش فوربس، این سه میلیاردر از سال ۲۰۱۹، اندکی پس از ابراز علاقه ترامپ برای خرید گرینلند، در شرکت
KoBold Metals سرمایهگذاری کردهاند. در سال ۲۰۲۲ هم سم آلتمن، بنیانگذار OpenAI و خالق «چتجیپیتی»، از طریق شرکت سرمایهگذاری خطرپذیر خود
Apollo Projects، بهعنوان سرمایهگذار به این شرکت پیوست. گزارشهای دیگر نشان میدهد این شرکت همچنین حمایت مارک زاکربرگ را جلب کرده است.
میلیاردرهای فناوری مانند «پیتر تیل» و «ایلان ماسک»، گرینلند را نهتنها بهعنوان منبع عناصر خاکی کمیاب، بلکه آزمایشگاهی برای آزمایشهای اقتصادی و اجتماعی آزادیخواهانه خود میبینند. این میلیاردرهای فناوری، «شهرهای آزاد» بدون نظارت در گرینلند را تصور میکنند که عاری از نظارت دموکراتیک، قوانین زیستمحیطی و حمایتهای کارگری باشد و بهراحتی بتوانند پروژههای بلندپروازانه و فناورانه خود را اجرا کنند.
دنیای کریپتو و سیاست
گرینلند فراتر از استخراج ذخایر معدنی، بهعنوان بستری برای آزمایش مدلهای حاکمیت و تأمین مالی بومی کریپتو و ارزهای دیجیتال نیز مورد توجه قرار گرفته و یک استارتاپ بزرگ با نام Praxis در این زمینه فعال است. «پیتر تیل»، متحد قدیمی ترامپ، از Praxis که قصد دارد یک «دولت شبکهای» ایجاد کند، حمایت کرده است. این استارتاپ، پا را از ایده فراتر گذاشته و با بررسی گرینلند بهعنوان یک مکان بالقوه، بیش از ۵۲۵ میلیون دلار برای توسعه یک شهر جدید، بر اساس کاهش مقررات و توکنیزه کردن داراییهای دنیای واقعی، جمعآوری کرده است.
Praxis این جزیره را بهعنوان مرزی برای توسعه شهری مبتنی بر کریپتو معرفی کرده است.
جدا از میلیاردرهای دنیای فناوری، نگاهی به دنیای سیاست آمریکا نشان میدهد افراد خاص مرتبط با شرکتهایی که قرار است از منابع گرینلند بهرهمند شوند، اکنون نقشهایی را برعهده دارند که مستقیماً بر سیاست ایالاتمتحده تأثیر میگذارند. یکی از این افراد «هاوارد لوتنیک»، وزیر بازرگانی ترامپ است که پیش از این رهبری شرکتی را به عهده داشت که پروژههای معدنی مرتبط با گرینلند را دنبال میکرد. سرمایهگذاران این شرکت، همپوشانی قابلتوجهی با سرمایهگذاران
Trump Media دارند. بسیاری از همین چهرهها صدها میلیون دلار در آخرین تلاش ترامپ برای ریاست جمهوری سرمایهگذاری کردند.
انتصابات دیپلماتیک ایالاتمتحده نیز منعکسکننده همین همگرایی بوده است. چندی پیش ترامپ،
«کن هاوری»، یک سرمایهگذار خطرپذیر سابق را بهعنوان سفیر ایالاتمتحده در دانمارک منصوب کرد. «هاوری»، مدیر اجرایی سابق «پیپال» و همکار قدیمی «پیتر تیل» و «ایلان ماسک» است که در سالهای اولیه تأسیس این شرکت از نزدیک با آنها همکاری داشته است. با عمیقتر شدن تمرکز استراتژیک واشنگتن بر گرینلند، به نظر میرسد این حرکت از سوی میلیاردرهای دارای موقعیت مناسب و دارای سهام تجاری مشخص در این جزیره، در حال انجام است.
از پیشنهاد پول تا توافقنامه
کاخ سفید از هر زاویهای برای پیشبرد اهداف خود تلاش میکند. مقامات آمریکایی حتی در مورد پرداخت مبلغی یکجا از 10 هزار تا 100 هزار دلار به هر گرینلندی صحبت کردهاند؛ تلاشی برای خرید تأیید از جمعیتی که مدام، «نه» میگویند. کاخ سفید همچنین در تلاش است با گرینلند به یک توافقنامه انجمن آزاد (COFA) وارد شود. در چنین توافقنامهای، ایالاتمتحده فقط عملیات تحویلنامه و حفاظت نظامی را در ازای فعالیت آزادانه و بدون عوارض ارتش ایالاتمتحده ارائه میدهد. البته چنین توافقنامههایی با جزایری مانند پالائو، جزایر مارشال و میکرونزی وجود دارد. با این حال بعید است این ترتیبات با گرینلند موفقیتآمیز باشد چراکه توافقنامههای COFA قبلاً با کشورهای مستقل امضا شده است و گرینلند برای پیشبرد چنین طرحی، باید از دانمارک جدا شود.

