مجید نامجومطلق در گفتوگو با «ایران» :
بیتوجهی به بازیکنان جوان، فوتبال ملی را تضعیف کرده است
مهری رنجبر| مجید نامجومطلق، ملیپوش اسبق تیم ملی فوتبال ایران معتقد است اگر امروز برخی تیمهای لیگ برتری از خروج بازیکنان خارجی خود متضرر شدهاند به واسطه رفتار غلط مدیران باشگاههای لیگ برتری در مدل برنامهریزی کلان آنهاست. اگر ما در حوزه استعدادیابی خوب عمل کرده بودیم، چنین اتفاقی هرگز در فوتبال ما رخ نمیداد اما وقتی سرمایهگذاری در حوزه تیمهای پایه به صفر میرسد، خروج ناگهانی بازیکنان خارجی در فوتبال ما تبدیل به کابوس میشود. به بهانه خروج غیرمنتظره برخی بازیکنان خارجی باشگاههای لیگ برتری به سراغ مجید نامجومطلق رفتیم تا در این ارتباط با او گفتوگو کنیم که در ادامه
می خوانید:
برخی تیمهای فوتبال لیگ برتری در روزهای اخیر با چالش خروج بازیکنان و مربیان خارجی خود روبهرو شدهاند؛ تحلیل شما از این وضعیت چیست؟
این اتفاق لطمه بزرگی به برخی باشگاهها، از جمله استقلال و سپاهان زد چون شاکله اصلی آنها با بازیکنان خارجی شکل گرفته است. به همین علت در جریان دیدار تراکتور و استقلال نمایش قابل قبولی را از استقلال ندیدیم در حالی که انتظار میرفت این بازی کیفیت بهتری داشته باشد. یکی از عوامل کاهش کیفیت آن دیدار، غیبت بازیکنان خارجی استقلال بود چون استقلالیها بیش از حد متکی به بازیکنان خارجی خود شدهاند و در زمان غیبت آنها تیم ساپینتو به شدت آسیبپذیر ظاهر شد و در نهایت این اتکای مضاعف به افت کیفیت فنی تیم منجر خواهد شد. کیفیت بازیکنان ایرانی جایگزین خارجیها هم آن طور که توقع میرفت، نبود. به همین خاطر استقلال مقابل تراکتور به شدت تحت فشار بود. حضور ساپینتو، اسکوچیچ و اوسمار اتفاق ارزشمندی است که نباید به سادگی از کنار آن گذشت اما خروج خارجیها به علت وابستگی شدید تیمها باعث کاهش کیفیت مسابقات شد و این نشان میدهد ما در فرآیند پرورش استعدادها اصلاً خوب عمل نکردهایم.
چرا بازیکنان ایرانی نتوانستند جای خارجیهای استقلال را به خوبی پر کنند؟
متأسفانه ما از تربیت بازیکنان ایرانی غافل ماندهایم. در اصل بازیکنان ایرانی قربانی حضور خارجیها شدهاند، چون مربیان تمایل زیادی به استفاده از بازیکنان خارجی در ترکیب ثابت خود دارند به همین علت فضا به بازیکن ایرانی داده نمیشود و اعتماد به نفس آنها کاهش پیدا میکند و در چنین مواقعی عملکرد خوبی از خود نشان نمیدهند. حالا تصور کنید اگر این چالش ادامهدار باشد و بازیکنان خارجی نیایند، با توجه به بسته بودن پنجره نقل و انتقالاتی استقلال ادامه کار برای ساپینتو چقدر سخت خواهد شد. اینجاست که ارزش توجه به استعدادها مشخص میشود، قطعاً این چالش گریبانگر تمام تیمهایی که به بازیکنان خارجی خود متکی بودند، خواهد شد.
پس برگ برنده در شرایط فعلی با آن دسته از باشگاههایی است که به جوانگرایی اهمیت دادهاند و از اتکا به بازیکنان خارجی پرهیز کردهاند؟
قطعاً همینطور است. یکسری از تیمها به واسطه بودجه محدود و اندک خود در نقل و انتقالات نتوانستند بازیکن خارجی استخدام کنند و بیشتر به سمت بازیکنان جوان و ایرانی رفتند؛ مثل فجر، خیبر، ملوان و شمس آذر. طبیعتاً این باشگاهها بدون هیچ دردسری به کار خود ادامه خواهند داد و ممکن است نتیجه بهتری هم نسبت به سایرین بگیرند اما باشگاههایی که از جوانگرایی غافل ماندهاند، با چالش جدی مواجه میشوند و کار سختی پیش رو خواهند داشت.
بیتوجهی به جوانگرایی در باشگاهها تهدید است یا فرصت؟
هم فرصت است هم تهدید. تیمهای مدعی برای اینکه در کورس قهرمانی باشند روی بازیکنان خارجی حساب کردهاند اما روزگار به نفع آنها نچرخید و روی تلخ خود را به آنها نشان داد و اگر خارجیها به هر دلیلی برنگردند، کار برای آنها سختتر خواهد شد اما برای تیمهایی که سودای قهرمانی ندارند و به جوانان اعتماد کردهاند، این اتفاق یک فرصت طلایی محسوب میشود. قطعاً باشگاههایی نظیر استقلال و سپاهان کار دشواری برای پر کردن خلأ بازیکنان خارجی خود دارند و اگر آنها قید همکاری با آنها را بزنند، کار مربیان این تیمها سخت خواهد شد.
اما مزیت این اتفاق، توجه دوباره باشگاهها به اصل استعدادیابی و میدان دادن به بازیکنان جوان است.
ما 20 سالی است که به بازیکنان جوان فوتبال ایران بیتوجهی کردهایم، در حالی که اگر در این سالها به سمت استعدادیابی میرفتیم امروز حال و روز بهتری در فوتبال ملی شاهد بودیم. سالهاست که هیچ برنامهریزی درستی برای فوتبال پایه نداریم. به وضعیت تیمهای پایه نگاه کنید؛ متوجه واقعیت تلخ فوتبال ایران میشوید. تیم امید ایران با آن همه استعداد در بین چهار تیم مرحله گروهی، چهارم میشود اما تیم ویتنام که به مراتب از ما عقبتر بود، با موفقیت راهی دور بعد میشود و در دور دوم هم مجوز صعود میگیرد. این مسأله نشان میدهد عدم سرمایهگذاری در فوتبال پایه، ما را در حوزه ملی هم با چالش بزرگی مواجه کرده است که قطعاً عبور از آن کار دشواری خواهد بود.
موضوع نبود جوانگرایی در تیم ملی بزرگسالان هم وجود دارد.
وقتی شما استعدادیابی و پرورش نداشته باشید طبیعی است که تیم ملی بزرگسالان هم گرفتار مشکل شود. کارشناسان معتقدند تیم ملی پیر شده و برای موفقیت در جام جهانی باید تغییر نسل داشته باشیم، اما حقیقت تلخ این است که ما در حال حاضر بازیکنی نداریم که به واسطه حضور آن در تیم ملی بزرگسالان به دنبال جوانگرایی باشیم. فوتبال ایران با چالش بزرگی مواجه است که اصلاً کسی به آن توجه نمیکند، ما امروز به بازیکنان 27-26 ساله میگوییم بازیکن جوان، در حالی که در دنیا به بازیکن 17-16 ساله جوان میگویند.
یعنی اعتقاد دارید امکان حضور بازیکنان تیم امید در تیم ملی بزرگسالان وجود ندارد؟
ما در رده امید 30-20 بازیکن ملی داریم بدون اینکه تجربه بازی بینالمللی داشته باشند. در واقع بازیکنان جوان ما به خاطر نداشتن تجربه کافی جایگزین مناسبی برای ملیپوشان فعلی در تیم بزرگسالان نیستند. چون سالهاست در حوزه پرورش استعدادها خواب بودیم، هیچ برنامهریزی درستی برای پیشرفت نداشتهایم.
با این وضعیت ممکن است شاهد سقوط کیفیت فوتبال ایران در قاره آسیا باشیم.
شک نکنید این اتفاق رخ خواهد داد. چرا راه دور میروید، بازیهای هفته اول نیم فصل دوم را تماشا کنید؛ کدام بازی باکیفیت بود؟ حتی تیمهای بزرگ مثل استقلال، پرسپولیس ،تراکتور و سپاهان افت محسوسی داشتهاند، چرا ما باید با این وضعیت توقع پیشرفت و ترقی داشته باشیم؟ وقتی باشگاههای ما فوتبال بیکیفیت ارائه میدهند، نتیجهاش میشود افت فوتبال ملی. پس باید بدون حرف و حدیث واقعیت را بپذیریم که رفتار ما اشتباه بوده و مسیر پیشرفت را به درستی طی نکردهایم.

