محمد ایرانی دیپلمات ارشد پیشین در گفتوگو با «ایران» عنوان کرد
همگرایی عربی برای حفظ امنیت منطقه
محمد ایرانی، سفیر سابق ایران در کویت و کارشناس ارشد مسائل منطقه، معتقد است که هشدارهای کشورهای عربی به آمریکا برای خودداری از هرگونه اقدام نظامی علیه ایران، ریشه در نگرانی جدی آنها از یک آتشسوزی منطقهای دارد. به گفته او، کشورهای عربی میدانند که بیثباتی در ایران مانند ریختن بنزین بر آتش ناامنی در منطقه خواهد بود و امنیت و برنامههای توسعهای خودشان را نیز به خاکستر خواهد کشید. ایرانی در مصاحبه با «ایران» تأکید کرد که علیرغم اختلافات گاهوبیگاه، منافع حیاتی اقتصادی و امنیتی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس آنها را در مقابل تهدید جنگ علیه ایران متحد کرده است. او معتقد است: «این کشورها به این جمعبندی رسیدهاند که هرگونه تحول با حضور و نقشآفرینی قدرتهای بیگانه، بویژه با توجه به نقش تحریکآمیز رژیم صهیونیستی، منافع آنها را تأمین نخواهد کرد.» این تحلیلگر مسائل منطقه، شکاف احتمالی بین واشنگتن و تلآویو را نیز مورد اشاره قرار میدهد و میگوید: «برای اسرائیل، تشدید تنش در منطقه خط قرمزی ندارد... اما واشنگتن با توجه به متحدان عربی خود، ملاحظاتی برای حفظ ثبات دارد.» روایت ایرانی از همسویی غافلگیرکننده همسایگان ایران، تصویری پیچیده از معادلات امنیتی خاورمیانه ترسیم میکند؛ جایی که انگاره تهدید بودن ایران برای منطقه جای خود را به لزوم اتحاد برای مقابله با هرگونه اقدام نظامی علیه ایران میدهد.
با توجه به هشدارهای جدی کشورهای عربی مانند عربستان، قطر و دیگران به آمریکا مبنی بر خودداری از حمله نظامی به ایران، این پرسش مطرح است که این کشورها اساساً چه اهدافی را در تحولات منطقه دنبال میکنند که در این مقطع، به نوعی در کنار ایران قرار گرفتهاند؟
به نظر من واکنش دولتهای عربی، بویژه کشورهای حوزه خلیج فارس، نسبت به تحولات اخیر حول ایران به چند عامل کلیدی بازمیگردد. عامل اساسی اول، اهمیت حیاتی مقوله «امنیت» برای آنهاست. این کشورها برای بهرهبرداری از آزادی تردد در خلیج فارس و اجرای برنامههای توسعهای و اقتصادی خود، نیازمند فضایی آرام و باثبات هستند. امنیت منطقه، پیششرط تأمین خواستههای توسعهای آنهاست. یعنی علاوه بر ملاحظات همسایگی که معمولاً کشورها را از دخالت مستقیم در ناآرامیهای یکدیگر بازمیدارد، تأکید بر امنیت منطقه و لزوم فضای آرام برای پیگیری طرحهای ملی، نکته بسیار مهمی است.
نکته دوم به جمعبندی این کشورها از آینده منطقه و مناسبات امنیتی آن در سالهای اخیر برمیگردد. آنها تا حدود زیادی به این نتیجه رسیدهاند که هرگونه تحول در منطقه که با حضور و نقشآفرینی قدرتهای بیگانه همراه باشد بویژه با توجه به نقش آشکار و تحریکآمیز رژیم صهیونیستی در بسیاری از تحولات کنونی منطقه منافع آنها را تأمین نخواهد کرد.
تحولات اخیر منطقه، مخصوصاً پس از حمله نظامی رژیم صهیونیستی به قطر و تداوم تنشها، این فضا را برای کشورهای عربی منطقه تثبیت کرده که هرگونه تغییر و بیثباتی در ایران میتواند به ناامنی گسترده در منطقه بینجامد و در گام بعدی تهدیدات علیه خود این رژیمها را نیز افزایش دهد. به نظر من این دو دلیل عمده موجب شده تا آنها موضعگیری معقول و منطقی در قبال این تحولات داشته باشند.
برخی رسانههای آمریکایی ازجمله «آکسیوس» در گزارشهایی به تأثیر قابل توجه هشدار کشورهای عربی به ترامپ درخصوص پرهیز از اقدام نظامی علیه ایران پرداختهاند به نظر شما این هشدارها در تصمیمگیری واشنگتن چه وزنی داشت؟
اینکه گمان کنیم آمریکاییها برای هر اقدامی در منطقه، لزوماً در همه موارد با متحدان منطقهای خود هماهنگ یا مشورت کامل میکنند چندان درست نیست، تاریخ نشان داده آنها خود تصمیم میگیرند و عمل میکنند و بعد هم پیمانان خود را در جریان میگذارند. با این حال در اغلب موارد «رضایت» همپیمانان منطقهای برای آنها مهم است. در دوره کنونی هم اگر به سند امنیت ملی سال 2025 دولت ترامپ رجوع کنید، کاملاً به این موضوع اشاره شده که برای حفظ امنیت منطقه دو ستون اساسی قائل شدهاند، یکی مشارکت کشورهای عربی منطقه با رژیم صهیونیستی در شکل دهی به یک مجموعه امنیت منطقهای و دیگری همکاری برای توسعه اقتصادی کشورهای منطقه است.
علاوه بر این، حضور گسترده پایگاههای نظامی آمریکا در این کشورها، ایجاب میکند که واشنگتن به نظرات آنها توجه داشته باشد. بنابراین این هشدارها بیتأثیر نبوده است. به نظر من نکته کلیدیتری که بسیاری از تحلیلگران بر آن تأکید دارند و حتی میتواند مبنای اختلاف نظر بین تلآویو و واشنگتن باشد، این است که ترامپ و مشاورانش نگران آن هستند که هرگونه ناآرامی غیرقابلکنترل در ایران، منافع خود آمریکا در کل منطقه را به خطر بیندازد.
همانطور که میدانیم درباره تشدید تنش و آشوب و ناامنی در منطقه برای اسرائیل خط قرمزی وجود ندارد و تلآویو به دنبال بر هم زدن ثبات و تجزیه و خدشه وارد کردن به تمامیت ارضی در تمام کشورهای منطقه است و این را به نفع خود میداند اما واشنگتن با توجه به متحدان عربی خود در منطقه ملاحظاتی را پیرامون حفظ ثبات آنها دارد.
آیا این منافع آمریکا که اشاره کردید، صرفاً شامل موارد امنیتی میشود یا ابعاد اقتصادی را نیز دربر میگیرد؟
حتماً شامل ابعاد اقتصادی نیز میشود. وقتی وضعیت به هم بریزد، آمریکا نگران پیامدهای اقتصادی، روابط با متحدان کلیدی، امنیت پایگاههایش و حتی بازخوردهای نظامی احتمالی خواهد بود. اینجاست که تفاوت دیدگاه تلآویو و واشنگتن آشکار میشود. در تلآویو بهویژه در حلقه نتانیاهو، معتقدند هرگونه هرجومرج و بیثباتی در ایران، متناسب با اهداف استراتژیک اسرائیل است. اما به نظر میرسد دستکم بخشهای تأثیرگذار در کنگره و سنا که به کاخ سفید مشورت میدهند، دیدگاه متفاوتی دارند و بر این باورند که بیثباتی در ایران میتواند منافع حیاتی و بلندمدت آمریکا در منطقه را به مخاطره بیندازد.
آیا بین کشورهای عربی مانند عربستان، قطر و عمان از یک سو وکشورهایی مثل امارات و بحرین و کویت از سوی دیگر، در رویکرد فعلی نسبت به ایران تفاوتی مشاهده میشود؟
شاید نزدیکترین نمود عینی واکنش هماهنگ این کشورها را در مواضع اخیر شورای همکاری خلیج فارس و نشستهای اخیر شورای امنیت بتوان دید. همه آنها به شکلی علیه اقداماتی که منجر به بههمریختن وضعیت امنیتی ایران شود، موضع گرفتهاند و معتقدند هرگونه تحول بیثباتکننده در ایران، تأثیر مستقیم و قطعی بر امنیت کل منطقه
خواهد داشت.
ما دیدیم که امارات، کویت و حتی بحرین نیز در این مسیر حرکت کردند. نکته اینجاست که عربستان سعودی هنوز هم در بسیاری از موارد موضعگیریاش برای دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس تعیینکننده است. گرچه ممکن است در سایر مسائل مانند یمن بین کشورهای عربی اختلافهایی وجود داشته باشد، اما در موضوعاتی که مستقیماً به امنیت و ثبات ایران مربوط میشود، نوعی همسویی و همگرایی را شاهد هستیم. نمونه بارز آن، همراهی این کشورها با یکدیگر در بیانیههای مربوط به «جزایر سهگانه ایرانی» است که حتی قطر و عمان نیز در آن همراه شدهاند. بنابراین میتوان نتیجه گرفت در مسائل امنیتی کلان مرتبط با ایران، مواضع آنها تقریباً یکسان است، اگرچه در سایر پروندههای منطقهای ممکن است اختلافات زیادی میان خود داشته باشند.

