عبدالله ویسی در گفتوگو با «ایران»:
باید جریان انتخاب مربیان سفارشی تمام شود
باشگاههای ما فعالیت در حوزه پایه را به تمسخر گرفتهاند
پریسا غفاری| یکی از بااستعدادترین تیمهای المپیک ایران طی دو دهه اخیر فوتبال ایران با کسب دو امتیاز از رقابتهای جام ملتهای زیر ۲۳ سال آسیا حذف شد تا کلکسیون ناکامی تیمهای پایه ایران در مسابقات آسیایی و بینالمللی تکمیل شود. تیمی که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان پتانسیل حضور در مراحل بالاتر از رقابتها را داشت اما بدون برد، بدون گل زده و با قبول شکست برابر ضعیفترین تیم گروه از دور مسابقات کنار رفت. به بهانه ناکامی تیم المپیک ایران در بازیهای جام ملتهای آسیا به سراغ عبدالله ویسی رفتیم تا در این رابطه با وی گفتوگو کنیم. عبدالله ویسی در تحلیل شرایط موجود در گفتوگو با «ایران» میگوید: «این نتایج نشان میدهد که دیگراز پس تیمهای هند و لبنان هم برنمیآییم. البته وقتی تیم بزرگسالان در تورنمنت کافا از ازبکستان شکست میخورد، باید هم ملاقات با لبنان برای تیم امید ما مشکل و سخت شود با این وضعیت آیا توقع صعود به المپیک از این تیم منطقی است؟!»
تیم المپیک در بازیهای جام ملتهای آسیا با دوتساوی و یک شکست آن هم مقابل ضعیفترین تیم حاضر در گروه شانس صعود به مرحله بعد را از دست داد.تحلیل شما از این وضعیت چیست؟
به نظرم این نتایج با توقع جامعه همخوانی ندارد و به نوعی تداوم این ناکامیها نشان دهنده بیتفاوتی مدیران فوتبال به آینده این رشته پر مخاطب در ایران است. تمام بازیکنان تیم امید در تیمهای لیگ برتری فیکس بازی میکنند.4-3 بازیکن این تیم لژیونر هستند و به اعتقاد من یکی از بهترین تیمهای سالهای اخیر را در این مسابقات دیدیم که باشگاهها نیز با این تیم نهایت همکاری را به خرج دادند اما حاصل کار چیزی نبود جز شکست. فارغ از این ناکامی حاصل همکاری باشگاهها با تیم امید سه بازیکن مصدوم بود که با بدترین نوع مصدومیت یعنی پارگی رباط مواجه شدند که قطعاً ضربه مهلکی برای تیمهای باشگاهی و تیم ملی بزرگسالان ما خواهد بود.
اما اعضای کادر فنی تیم امید معتقدند نمایش قانع کنندهای را به اجرا در آورند و با بدشانسی از چرخه مسابقات خارج شدند.
پاسکاریها محدود به دروازهبان، دفاع وسط و جناحین بود. این فرآیند در فوتبال حرفهای دنیا منسوخ شده است. آنوقت میگویند بیشترین کلین شیت و 80 درصد مالکیت توپ متعلق به تیم ایران بود!چرا وقتی جرأت نداریم واقعیت را بگوییم به آمارسازی روی میآوریم. تیم امید در عربستان در یک سوم زمین حریف پاسکاری میکرد تا آمار مالکیت توپ را بالا ببرند، اما فراموش نکنید به آمار امتیاز نمیدهند بلکه برتری وقتی ثابت میشود که شما نتیجه را به نفع خودتان رقم بزنید. برخی کارشناسان تلویزیون تصور میکنند مردم متوجه اتفاقات فوتبال نمیشوند به همین دلیل با بزرگنمایی روی آمار معتقدند اتفاق بدی رخ نداده است اما حقیقت مسلم آن است که ما یک نسل دیگر از فوتبال ایران را با تصمیمات خود سوزاندیم!
عملکرد فنی و تاکتیکی تیم امید را چطور دیدید؟
کار فنی در تیم المپیک بشدت بد و ضعیف بود. اگر صادقانه بخواهیم درباره فرآیند فنی صحبت کنیم میبینیم که اصلاً جای دفاع ندارد. وقتی تیم شما بدون گل زده و پیروزی در مقابل ضعیفترین تیم گروه شکست میخورد یعنی عملکرد فنی تیم ضعیف بوده است.این تیم در جریان بازی با تیم لبنان سه شوت در چارچوب داشته که دروازهبان لبنان به راحتی آنها را مهار کرده است، این یعنی شما اصلاً از این تیم شناخت نداشتهاید. آنوقت کارشناسان میگویند چهار بار به دیرک زدهایم مگر در فوتبال دنیا کوبیدن توپ به دیرک دروازه گل به حساب میآید که از این موضوع با افتخار صحبت میکنید؟ سه مسابقه بدون گل یعنی نبود برنامه و پلن هجومی، اگر با سه تساوی هم از مسابقات خارج میشدیم، کادر فنی مدعی میشدند که بدون شکست از مسابقات خارج شدیم اما موضوع اینجاست که ما هیچ پیشرفتی نداشتیم و تا زمانی که بخواهیم این موضوع را از دید افکارعمومی پنهان کنیم و در قبال رفتار خود پاسخگو نباشیم این وضعیت در فوتبال ما ادامه خواهد داشت.
آیا چرخه انتخاب کادر فنی تیم فوتبال امید را استاندارد و منطقی میدانید؟
وقتی مربیان تیمهای پایه ما بدون رزومه و داشتن کارنامه موفق و تنها به صرف سفارش آدمهای خارج از فوتبال به عنوان سرمربی هدایت تیمهای ملی پایه را برعهده میگیرند نتیجه میشود وضعیت فعلی، ما باید از قوانین و استانداردهای دنیا پیروی کنیم. فوتبال را نباید با سفارش و تلفن آدمهای غیر ورزشی اداره کنیم، انتخاب سرمربی قانون دارد نه تلفن و سفارش فلان آدم که هیچ ارتباطی با فوتبال ندارد. البته منظورم تنها امید روانخواه نیست، مشکل اصلی و کلیدی به کمیته فنی تیمهای ملی در فدراسیون فوتبال برمی گردد که زیر بار سفارشها و توصیهها میروند، با توصیه پذیری و سفارش فوتبال ما صاحب موفقیت نمیشود.
ازبکستان به عنوان تیم دوم به مرحله بعدی صعود کرد، این کشور به تازگی حتی در بازیهای کشورهای اسلامی و جوانان آسیا در رده بهتری از کاروان ایران ایستاد.علت این موفقیت را چه عواملی میدانید؟
بهخاطر دارم وقتی ازبکها با تیم ایران روبهرو میشدند تن و بدنشان میلرزید ولی اکنون تیم ملی بزرگسالان ما به راحتی مقابل آنها شکست میخورد و امیدهای ما به تساوی رضایت میدهند.مربی نوجوانان ازبکستان این تیم را قهرمان آسیا کرد.همان مربی به رده جوانان رفت؛ این رفتار نشان میدهد سیکل ورزش حرفهای را بهدرستی طی میکنند. ازبکستان در رده
زیر 21 سال سرمایهگذاری کرده است و قطعاً نتیجه این سرمایهگذاری خود را به خوبی خواهند دید.
گویا صعود به دور دوم جام ملتها و دوری 50 ساله از المپیک برای ما آرزو شده است؟
این نتایج نشان میدهد که دیگر از پس تیمهای هند و لبنان هم برنمیآییم. البته وقتی تیم بزرگسالان در تورنمنت کافا از ازبکستان شکست میخورد، باید هم بردن لبنان برای امیدها سخت باشد.آیا به نظر شما میتوان به این تیم امیدی برای رسیدن به المپیک داشت.
گویا فدراسیون فوتبال برای هدایت این تیم از شما هم برنامه گرفته بود؟
بله کاندیدا بودم.ولی حتی سراغی از من نگرفتند. سرمربی نباید برنامه بدهد بلکه فدراسیون است که باید برنامههای خود برای المپیک، بازیهای آسیایی و قهرمانی در جام ملتها را با ما در میان بگذارد. سپس مربیان درخواستهای خود را مبنی بر اردوها، بازیهای تدارکاتی و...خواهند داد.البته همه مسئولین خود را همیشه پشت نتایج مخفی میکنند. همه را بر گردن سرمربی میاندازند.
در خصوص فوتبال پایه، همه تقصیر را میتوان بر گردن فدراسیون انداخت؟
باشگاهها هم تیمهای پایه را به سخره گرفتهاند و به صرف درآمدزایی به آن نگاه میکنند.برخی مربیانی را جذب میکنند که به لحاظ فنی و اخلاقی مشکل دارند. بارها دیدهام که هیچ کدام به آینده فرزندان و ایران اهمیت نمیدهند.سالهاست دور خودمان میچرخیم و هیچ پیشرفتی نداشتهایم.
راهکار شما برای موفقیت فوتبال ایران چیست؟
تیم ملی ملک شخصی نیست که با سفارش نفرات و سرمربی انتخاب شود. حداقل 4 تا اسم درست اعلام کنند و به یک اجماع خوب برسند. آینده فوتبال را نباید دست هر کسی داد.این تیم یک کشور است، نه یک فرد. به هرحال امیدوارم فوتبال در جام جهانی کاری کند که دل مردم شاد شود و روزهای موفقی را در ورزش کشورمان
داشته باشیم.

