چرا عربستان سعودی و امارات در یمن رویاروی یکدیگر قرار گرفتند؟
رقابت از دریای سرخ تا شاخ آفریقا
نبرد خاموش برای نفوذ منطقهای بین عربستان سعودی و امارات هفته گذشته به طور چشمگیری آشکار شد، زمانی که جنگندههای سعودی در 30 دسامبر شهر بندری مکلا در یمن را بمباران کردند، پس از آنکه ریاض ابوظبی را به ارسال سلاح به شورشیان جداییطلب در این کشور جنگزده متهم کرد. در اقدامی بیسابقه، پادشاهی عربستان سعودی علناً متحد سابق خود را محکوم کرد و گفت که از اقدامات امارات متحده عربی که به ادعای آن امنیت ملی عربستان سعودی را تهدید میکند، ناامید شده است.
امارات به سرعت این محمولهها را که حاوی هرگونه سلاحی بودند، تکذیب کرد. ابوظبی در اقدامی آشکارا برای کاهش تنش اعلام کرد به اولتیماتومی که یک روز قبل توسط دولت یمن صادر شد، پایبند خواهد بود. این اولتیماتوم امارات را ملزم به خروج نیروهایش از این کشور میکرد. ابوظبی از جناحهای همسو با شورای انتقالی جنوب (STC) که اکنون به دنبال یک کشور مستقل در جنوب یمن هستند، حمایت میکند. عربستان سعودی با یک کشور جداگانه در جنوب یمن مخالف است و پتانسیل آن را به عنوان یک چالش مستقیم برای امنیت مرزی خود و چهارچوب سیاسی که از سال ۲۰۱۵ در آن سرمایهگذاری کرده است، میبیند. یمن از سال ۱۹۶۷ تا زمان اتحاد در سال ۱۹۹۰ به دو کشور تقسیم شد.
ابوظبی رسماً در سال ۲۰۱۹ از یمن خارج شد، اما یک نیروی موسوم به ضد تروریسم باقی مانده داشت که اکنون آن را خارج کرده است. اما دیپلماتها و تحلیلگران منطقهای میگویند اختلافاتی که دو کشور حاشیه خلیج فارس را در مقابل یکدیگر قرار میدهد، احتمالاً بیشتر خواهد شد. یک دیپلمات ارشد که در منطقه خدمت میکند، به المانیتور گفت: «بیاعتمادی بسیار عمیق است. مشکلات ساختاری هستند و از بین نخواهند رفت.» این دیپلمات توضیح داد: «این یک جنگ بر سر کل شاخ آفریقا و کریدور دریای سرخ است، جنگی بر سر اینکه چه کسی نیروی سیاسی و اقتصادی غالب و قطب اصلی لجستیک دریایی در خاورمیانه خواهد بود.»
یمن که در محل تلاقی خطوط کشتیرانی حیاتی در دریای سرخ و خلیج عدن قرار دارد، برای این جاهطلبیها محوری است، زیرا هر دو کشور به دنبال تثبیت موقعیت خود در جهان اقتصاد پس از نفت هستند. کنترل و نفوذ در یمن، اهرم فشاری بر مسیرهای تجارت جهانی است که آسیا، آفریقا و اروپا را به هم متصل میکند. عربستان سعودی میخواهد مطمئن شود که یمن دست نخورده باقی میماند و آبراه بابالمندب تحت کنترل دولت یمن باقی میماند. این دیپلمات افزود: «اگر عربستان سعودی بابالمندب یا خلیج عدن را از دست بدهد، چیز بعدی که از دست خواهد داد، دریای سرخ خواهد بود.»
برخی دیگر استدلال میکنند که منافع مشترک بر هرگونه نزاعی غلبه خواهد کرد. عبدالخالق عبدالله، دانشیار علوم سیاسی در دانشگاه امارات در العین گفت: «متحدان هر از گاهی با هم درگیر میشوند. این یک مورد کلاسیک است. شما نمیتوانید به سادگی از ۴۰ سال پیوندهای اقتصادی استراتژیک صرف نظر کنید. در نهایت، مشترکات آنها را به دوره قبل از درگیری باز خواهد گرداند.»
اما ناامیدی و اختلاف بر سر یمن احتمالاً باقی خواهد ماند. خطر بزرگتر، خلأ امنیتی است که احتمالاً القاعده در شبه جزیره عربستان (AQAP) آن را پر خواهد کرد. عبدالله به المانیتور گفت: «از این پس، دولت یمن با کمک سعودیها باید با این چالش عظیم مقابله کند و من مطمئن نیستم که آنها از عهده آن برآیند.» این گروه سابقه طولانی در سوءاستفاده از کشورهای از هم پاشیده و ضعیف برای بازسازی شبکههای خود و انجام حملات با تأثیر بالا دارد. اگر اختلاف بین ریاض و ابوظبی ادامه یابد، هماهنگی در زمینه اشتراکگذاری اطلاعات را که هر دو نگرانی بزرگی برای ایالات متحده هستند، پیچیدهتر خواهد کرد.
از دوستان صمیمی تا دشمنان یکدیگر
یک دهه پیش، این دو کشور در یمن علیه مجموعهای از دشمنان مشترک متحد بودند: انصارالله متحد ایران، الاصلاح مرتبط با اخوان المسلمین و القاعده در شبه جزیره عربستان. همه اینها در پی قیامهای بهار عربی که پادشاهیهای خلیج فارس را به لرزه درآورد، تهدیدهای وجودی تلقی میشدند. حتی قطر که روابط نزدیکی با اخوانالمسلمین دارد تا زمان اخراجش در سال ۲۰۱۷ به ائتلاف عربی تحت حمایت آمریکا پیوست.
در همان سال، شکافها در ائتلاف زمانی شروع به آشکار شدن کرد که ابوظبی به تأسیس، تأمین مالی و ترویج فعال شورای انتقالی جنوب به رهبری استاندار سابق عدن، عیدروس الزبیدی کمک کرد. الیزابت کندال رئیس کالج گیرتون در دانشگاه کمبریج که دورههای طولانی را در یمن گذرانده است، گفت: «اماراتیها اساساً این موضوع را ایجاد کردند.»
کندال به المانیتور گفت: «سعودیها امیدوار بودند که شورای انتقالی جنوب بتواند به چهار استان از شش استان [در جنوب] یمن محدود شود که نوستالژی بیشتری برای عربستان جنوبی سابق دارند.» او به منطقه تاریخی اشاره میکرد که عمدتاً در جنوب یمن فعلی متمرکز است و از سال ۱۹۶۷ تا زمان اتحاد مجدد در سال ۱۹۹۰ به جمهوری دموکراتیک یمن جنوبی تحت حمایت شوروی تبدیل شد.
در آوریل ۲۰۱۸ شورای انتقالی جنوب به همراه نیروهای اماراتی، مجمعالجزایر زیبای سقطری یمن را تصرف کردند که از آن زمان به یک مقصد گردشگری درجه یک تبدیل شده است و پروازها و ویزاها در امارات متحده عربی ترتیب داده میشوند. علیرغم برخی نارضایتیهای اولیه، سعودیها این واقعیت جدید را پذیرفتند. شاید امارات ماه گذشته که متحدان شورای انتقالی جنوب، استانهای حضرموت و المهره را که به ترتیب با عربستان سعودی و عمان هممرز هستند، تصرف کرد، روی نتیجه مشابهی شرط بسته بود. ریاض اصرار دارد که جداییطلبان این کار را به دستور امارات انجام دادهاند. ابوظبی این ادعاها را رد میکند.
عبور از خطوط قرمز
هشام العمیسی، پژوهشگر یمنی در مؤسسه اروپایی صلح با اشاره به تصرف زمین توسط شورای انتقالی جنوب گفت: «این یک اشتباه انتحاری بود که از تمام خطوط قرمز عبور کرد. این یک لحظه سرنوشتساز بود.» «دولت (مورد حمایت عربستان و به رسمیت شناخته شده بینالمللی) یمن تقریباً ۹۵ درصد از حضور خود را در میدان از دست داد» و بسیاری از رهبران آن به ریاض گریختند.
عیدروس زبیدی در دوم ژانویه با اعلام برنامههایی برای تأسیس «دولت عربی جنوبی» آتش اختلافات را شعلهورتر کرد. او همچنین اظهار کرد که اگر یمن جنوبی مستقل شود، روابط رسمی با اسرائیل برقرار خواهد کرد، همان طور که امارات متحده عربی در سال ۲۰۲۰ با پیوستن به توافقنامه ابراهیم این کار را انجام داد.
کندال گفت:«امارات متحده عربی «در محاسبه شدت مخالفت عربستان سعودی با این موضوع، دچار اشتباه فاحشی شد.»
او افزود: «تصور کنید حضرموت با مرز ۷۰۰ کیلومتری با عربستان سعودی و المهره با مرز ۳۰۰ کیلومتری با عمان، بخشی از توافقنامههای ابراهیم شوند و به دریای سرخ نگاه کنید.» جایی که عربستان سعودی از دولت به رسمیت شناخته شده بینالمللی و امارات متحده عربی از یک گروه شبهنظامی جداییطلب دیگر به نام نیروهای پشتیبانی سریع (RSF) حمایت میکند که توسط یک ژنرال رقیب (محمد حمدان دقلو مشهور به حمیدتی) که متهم به جنایات جنگی است، رهبری میشود. نیروهای پشتیبانی سریع اخیراً کل استان دارفور و بزرگترین میدان نفتی این کشور را تصرف کردند. در حالی که امارات اتحاد نظامی خود با نیروهای پشتیبانی سریع را انکار میکند کمتر کسی شک دارد که این کشور مایل است شاهد حضور نیروی نیابتی ادعایی خود در دریای سرخ باشد که از جمله اهداف اعلام شده آن است.
خط ساحلی ۸۰۰ کیلومتری سودان در دریای سرخ، مشرف به عربستان سعودی است. کندال گفت: «اگر شما عربستان سعودی باشید، نمیخواهید یک نهاد تحت حمایت امارات متحده عربی به قدرت مسلط در آنجا تبدیل شود و سپس نهاد دیگری در جنوب، در حضرموت در همسایگی شما قدرت بگیرد. همه چیز کمی تهدیدآمیز به نظر میرسد.»
حضرموت که بیشتر ذخایر نفتی اندک یمن در آن قرار دارد، مسلماً قابل بهرهبرداریترین بخش یمن از نظر تجاری است. با این حال، مهمتر از آن، این استان عمیقاً با پادشاهی عربستان سعودی در هم تنیده است. چهار نفر از ثروتمندترین خانوادههای غیرسلطنتی در این پادشاهی ریشه در این استان دارند. آنها شامل غولهای پیمانکاری، بن لادنها و سلسله بانکداری، خانواده آل محفوظ میشوند. سعود القحطانی دستیار کلیدی سابق ولیعهد عربستان سعودی که اطلاعات آمریکا ارزیابی کرده بود در توطئه قتل جمال خاشقجی روزنامهنگار مخالف سعودی در کنسولگری عربستان سعودی در استانبول در سال ۲۰۱۸ دست داشته است، نیز اهل حضرموت است. بسیاری در حضرموت تابعیت دوگانه یمنی و سعودی دارند. عمیسی، محقق یمنی، اظهار کرد: «از نظر تاریخی، حضرموت حیاط خلوت عربستان سعودی بوده است.» سقوط آن یک نقطه عطف بود.
منبع: المانیتور

