در حافظه موقت ذخیره شد...
«ایران» چرایی رمز ماندگاری جهان پهلوان غلامرضا تختی را در جامعه بررسی میکند
محبوبیت، تاریخ مصرف ندارد
گذارههای بسیاری در این باره مطرح شده، اما بیتردید یکی از مهمترین شاخصههایی که «غلامرضا» را به اسطورهای بیبدیل در جامعه ورزش ایران تبدیل کرده است، رفتار او در قبال مردم بود. کنشهای اجتماعی او در برابر پدیدههای زودگذر چون شهرتطلبی، ثروتاندوزی و قدرتطلبی سبب شد جایگاهی مقبول و عزیز در دل مردم پیدا کند؛ دقیقاً همان رفتاری که امروز از سوی بسیاری ورزشکاران نه دیده میشود و نه حتی معنا و مفهومی دارد. راز ماندگاری «غلامرضا» را باید در حافظه تاریخی مردم جستوجو کرد؛ حافظهای که حقیقت رخدادهای جامعه را در یاد میسپرد و قضاوتی عادلانه از اتفاقات ارائه میدهد. در روزگار زیست «غلامرضا»، خبری از رسانههای اجتماعی نبود تا یک شبه چهرهای را به عنوان اسطوره به جامعه تحمیل کند و از کنار آن برای دستیابی به اهداف و مقاصد شخصی بهره ببرد. در آن ایام، خُلق و خوی «غلامرضا» مهمترین عامل بود که باعث میشد مردم در کوچه و بازار درباره منش و خصلتهای منحصر به فرد او سخن بگویند و یادش را گرامی بدارند. تختی ماندگار شد، زیرا نماینده وجدان جمعی یک دوره تاریخی بود؛ دورهای که جامعه بیش از هر چیز به قهرمانی نیاز داشت که رنج را بفهمد، هزینه بدهد و در عین حال، مغرور و متکبر نشود و «معمولی» باقی بماند. در این فرآیند، دیگر قهرمانان نه نفی شدند و نه کمارزش تلقی گشتند، بلکه در سایه سازوکار ناگزیر حافظه جمعی قرار گرفتند.جستوجو درباره چرایی رمز ماندگاری «غلامرضا تختی» میتواند مسیر روشنی را پیشروی ورزشکاران دوره معاصر قرار دهد تا رسم و رسوم تبدیل شدن به یک نام ماندگار را به خوبی بیاموزند. با وجود گذشت ۴۸ سال از درگذشت جهان پهلوان، نه تنها نام او در جامعه ایرانی کمرنگتر نشده، بلکه افراد بیشتری در جامعه امروز از او به نیکی یاد میکنند؛ آدمهایی که غالباً تنها یک اسم از «غلامرضا» شنیدهاند، اما همزادپنداری جامعه با
«آقا تختی» نشان میدهد محبوبیت تاریخ مصرف ندارد.

