یارانه ارزی به دست مردم نمی‌رسید

محمدحسین شریف‌زادگان
اولین وزیر رفاه:

مرتضی گل پور / محمد حسین شریف‌زادگان، جزو اصلاح‌طلبانی است که وجه عدالت‌جویانه او پررنگ است. او اولین وزیر وزارت رفاه، پس از تأسیس وزارتخانه‌ای با این اسم در دولت اصلاحات است. بنابراین شریف‌زادگان را باید از جمله کارشناسان حوزه رفاه در ایران برشمرد. اما او به رغم دغدغه رفاهی و به رغم تأکید بر تأمین معیشت مردم در شرایط فعلی، دو ایده را مطرح می‌کند: اول، اینکه سیاست رفاهی جدید دولت مبنی بر اعطای یارانه‌ای کالایی به مردم نباید طولانی مدت باشد، یعنی سال‌ها طول بکشد و دوم اینکه به نظر او سازوکار قابل اطمینانی برای اجرای کامل این سیاست جدید دولت وجود ندارد. از این رو می‌توان دریافت که او حمایت معیشتی از مردم در شرایط فعلی را سیاستی قابل دفاع می‌داند، و درعین حال حذف ارز ترجیحی را تصمیمی درست که می‌بایست مدت‌ها پیش اتخاذ می‌شد. اما او معتقد است برخلاف دوره هشت ساله جنگ تحمیلی، امروز نظام اداری کشور فاقد سازمان‌هایی است که تبحر اجرای این کار را داشته باشند. به رغم همه این موافقت‌ها، شریف‌زادگان معتقد است که سیاست یارانه کالایی گرچه در شرایط فعلی مطلوب است، اما در درازمدت، تلاش دولت برای ایجاد رشد و رونق اقتصادی پایدار، مطلوب‌ترین شیوه حمایت از مردم است.

شما جزو کارشناسان و افراد با سابقه در حوزه رفاه هستید. می‌‌دانیم که هر سیاستی، هم جنبه مثبت دارد و هم جنبه منفی. جنبه مثبت سیاست جدید دولت این است که ۱۰ میلیارد دلار یارانه‌ای که سالانه به گروه خاصی داده می‌‌شد تا کالاهای اساسی وارد کنند، دیگر به دست عده بسیار معدود و خاصی نمی‌رسد. جنبه مثبت دیگر این است که همه این مبالغ قرار است به صورت یارانه کالایی به دست مردم برسد. اما نگرانی دیگر این است که در ادامه، این کالاها هم مشمول تورم شوند. آیا این نگرانی را شما هم می‌‌بینید یا خیر؟
ابتدا باید باید هدف دولت از اجرای این طرح را بررسی کنیم. اگر مسأله، تراز کردن ارز باشد، این مسأله می‌‌تواند در فضای دیگری و با قیمت دیگری مطرح شود. 
زیرا در شرایط خاصی که اکنون کشور با آن مواجه است، یعنی شرایط تحریمی، باید بررسی کرد که آیا اجرای این سیاست اصلاً به صلاح است یا نیست؟ در مجموع، جهت‌گیری یکپارچه کردن نرخ ارز، جهت‌گیری درست است و ما نباید چند نرخ ارز در بازار داخلی خود داشته باشیم، اما آیا این مسأله با شرایط فعلی همخوانی دارد یا نه، نیازمند بررسی است.

ارزیابی شما چیست؟
نکته دیگری که در نظر من هست و نیازمند بررسی است، این است که آیا تصمیمی که دولت گرفته است، یعنی دادن یک میلیون تومان به همه کسانی که افزایش نرخ ارز به قدرت خریدشان آسیب می‌زند، عملیاتی است یا خیر؟

چرا این مسأله را مطرح می‌‌کنید؟
دادن سوبسید به صورت موقت، هدف بسیار روشنی دارد و ادبیات مشخصی در دنیا دارد؛ یعنی به طور موقت (و نباید دائمی شود) به این گروه‌ها یارانه می‌دهد تا قدرت خریدشان بالا بیاید و همتراز دیگران بتوانند زندگی عادی، زیست طبیعی اقتصادی و انسانی داشته باشند و در بازارها مشارکت کنند. اما اگر این کار را دائمی کنیم، بسیار بد است؛ زیرا در این صورت ممکن است ملتی درست کنیم که فردا با واریز یارانه خوشحال می‌شوند، اما انتظار داشته باشند این یارانه همیشگی باشد. این وجه خوب و مطلوبی نیست.

به نظر شما که کارشناس حوزه رفاه هستید، آیا امکان‌پذیر است که به همه یک میلیون تومان داده شود؟
زمانی در پس از انقلاب، به خاطر شرایط جنگی و انقلابی کشور سازمان‌هایی در کشور بودند که تشکیلات سراسری داشتند مانند سازمان بسیج اقتصادی. آن تشکیلات و فرهنگ وجود داشت که می‌‌توانست این سیاست را تا آخر پیاده کند، اما اکنون آن سازمان‌ها از بین رفته است.
 امروز وزارت رفاه گفته است از دستگاه‌های فروشگاهی استفاده شود. اما سؤال این است که آیا این سیاست 
قابل اجراست؟

 در گذشته پایگاه داده رفاه ایرانیان راه‌اندازی شد. با وجود این، آیا فکر می‌کنید هنوز در حوزه اجرا، ستاد، سازمان، وزارتخانه یا دستگاهی باشد که مستقیم بتواند این را مدیریت کند؟ آیا هنوز جای کار دارد و باید روی آن کار شود؟
بله، کاری که دولت در تشکیل پایگاه داده رفاه ایرانیان انجام داده است، بسیار ارزنده است، اما کامل نیست و گاهی اشکالات اساسی دارد؛ مثلاً خانواده فقیری که پسرش خودروی دست‌دوم خریده تا شب‌ها مسافرکشی کند، به عنوان کسی که اتومبیل دارد از سقف یارانه‌بگیران حذف شده است. چنین مواردی فراوان است. 
 پیشنهاد شما برای رفع این نواقص چیست؟ آیا ستاد یا سازمانی لازم است؟
دولت آقای هاشمی رفسنجانی هم برای یکپارچه کردن نرخ‌ها و برداشتن سوبسید مرغ تلاش کرد، اما هیچ‌کدام نتیجه‌بخش نبود. سوبسید مرغ برداشته شد و مصرف‌کنندگان نهایی مجبور به پرداخت شدند؛ علامت بدی هم برای مردم شد. چون نتایج سیاست‌ها معلوم است، همه می‌دانند که داده می‌شود و قطع می‌شود، اما قیمت به همان شکل سابق باقی می‌ماند.
 
بنابراین، نقد شما را اینطور جمع‌بندی کنیم: ما در حوزه برنامه‌ریزی و اجرا، اعم از ستاد، نیازمند تجربه‌های گذشته هستیم؛ مثلاً دولت تعدیل اقتصادی آقای هاشمی یا تجربه‌های دیگر را جمع کنیم تا سازوکار کارآمدی داشته باشیم که بتواند این سیاست را با حداقل خطا   اجرا کند.
دیگر اینکه کلاً مردم را به یارانه‌های وسیع آلوده کردن برای کشور خوب نیست؛ ضد کرامت انسانی و ضد فرهنگ کار است. در ۸ سال جنگ، درآمد ارزی کشور حداکثر ۳ میلیارد دلار بود؛ یک و نیمش برای جنگ و یک و نیم برای مردم می‌رفت. حالا تقریباً به همان وضعیت رسیده‌ایم؛ شرایط جنگی فعلی شاید سخت‌تر از جنگ هشت‌ساله باشد. می‌توانستیم بدون این سیاست‌ها پیش برویم. 
بهتر است کاری کنیم که منشأ به وجود آمدن این شرایط را حل و فصل کنیم تا این شرایط همواره بر اقتصاد ایران حاکم نباشد. باید دنبال این باشیم که دولت این بحران‌های اقتصادی و اجتماعی را حل کند تا از این بحران‌ها خارج شویم. ما کشور بزرگی هستیم و باید توسعه پیدا کنیم؛ مردم کرامت و مشارکت داشته باشند و از امکانات کشور استفاده کنند تا کشور توسعه یابد. 
 
بنابراین خارج از موضوع کلانی که فرمودید، به هر طریقی که شد، در این وضعیت قرار گرفته‌ایم. شما معتقد هستید به صورت موقت می‌تواند از اقشار فرودست حمایت کند و چاره‌ای نیست، اما دولت باید پایبند باشد و این سیاست را تا آخر  پیش ببرد.
می‌گویند این ارز ترجیحی را به مردم تبدیل به ریال کرده‌اند؛ چون ارزی که از فروش نفت وارد می‌شود، پیش‌فروش می‌شود و ریال آن استفاده می‌شود، اما ارزی که دیگران می‌آورند در اختیار خودشان است. از نظر بودجه‌ای و درآمدی قابل بحث است؛ منابع از کجا می‌آیند؟
 
پیش‌بینی یا حدس شما چیست؟ مثلاً چون گفته شده ۸ میلیارد دلار پیش‌بینی‌شده برای کالای اساسی در شش ماه اول سال مصرف شده، آیا می‌توان پیش‌بینی کرد که منابع از صندوق توسعه ملی برداشت شده باشد؟
ممکن است در شرایط اضطراری از آنجا برداشت کنند، اما قاعدتاً این خوب نیست؛ شرایط طبیعی نیست. اقتصادی که برای خودمان درست کرده‌ایم این‌چنینی است و نمی‌شود این‌گونه 
اداره کرد. 

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره هشت هزار و نهصد و بیست و هشت
 - شماره هشت هزار و نهصد و بیست و هشت - ۱۵ دی ۱۴۰۴