روایت چهرههای ایرانی و ترکیهای از شخصیت نامی ادبیات فولکلور
ملانصرالدین منتقد طناز بود
مریم شهبازی
روزنامهنگار
پیرمردی که در قامت مردی سادهلوح، بزلهگویی را برای به سخره گرفتن و البته نقد اوضاع سیاسی و اجتماعی زمانهاش به کار میبرد، یکی از شخصیتهای اثرگذار در ادبیات فولکلور ایرانی است؛ ملانصرالدین که البته به جغرافیای خاصی محدود نمیشود و به تازگی بهانهای برای برپایی نشست «ملانصرالدین راوی فرهنگی مشترک»، با همراهی چهرههای ادبی ایرانی و ترکیه شده است. یکی از گفتههای سخنرانان این مراسم که همگی بر آن اتفاق نظر داشتند این بود که به کمک مفاخر فرهنگی میتوان پلی برای دوستی کشورها زد.
شخصیتی سرشناس در فرهنگ شفاهی منطقه
نشست فرهنگی «ملانصرالدین، راوی فرهنگ مشترک» به میزبانی مؤسسه فرهنگی اکو و در همکاری با مؤسسه فرهنگی «یونس امره» ترکیه و همچنین مؤسسه انتشاراتی شمع و مه برگزار شد؛ سعدخان، مدیر مؤسسه فرهنگی اکو سخنرانی خود را با اشاره به ضرورت برپایی برنامههایی با محور مفاخر فرهنگی مشترک میان کشورهای منطقه آغاز کرد و گفت: «سال قبل میزان برگزاری این همکاریهای مشترک فرهنگی منطقهای به خصوص میان ترکیه و پاکستان به حداقل رسیده بود. درحالی که ما از افزایش این مراودات فرهنگی استقبال میکنیم.»
سعدخان، دیپلمات اسبق پاکستانی که در زمینههای تاریخی و همچنین در زمینه روابط بینالملل نیز دارای سوابق پژوهشی مختلفی است، ادامه سخنرانی خود را با بیان نکاتی به خاطرات سالهای دور کودکیاش و چگونگی آشنایی با ملانصرالدین اختصاص داد. سعدخان گفت: «ملانصرالدین از شخصیتهای مورد علاقه من است که در دوره ابتدایی با او آشنا شدم. هنوز آن موقعی که پدرم کتاب حکایتهای ملانصرالدین را به من هدیه داد به خاطرم مانده است؛ کتابی که پنجاه سال است آن را دارم. حضور دراین جلسه و به بهانه نقد و بررسی جایگاه و اثرگذاری ملانصرالدین یادآور آن خاطرات و باعث خرسندی من است.»
حجابی کئرلاکنیچ، سفیر ترکیه در تهران از ملانصرالدین به عنوان یک شخصیت فرهنگی مشترک میان کشورهای منطقه یاد کرد و گفت: «به بهانه صحبت درباره یکی از مفاخر اسطورهای کشورهای منطقه گردهم آمدهایم، شخصیتی که شاید از آن اطلاعات چندانی در دست نباشد اما حکایتهای او نسل به نسل حفظ شده است. بر اساس اسناد تاریخی محدودی که درباره او در دست است، ملانصرالدین در قرن هفتم میزیسته است. او به فرهنگها و کشورهای مختلفی راه یافته و در ادبیات هر کشوری نقشآفرینی داشته است.»
شخصیتی شاخص در کشورهای اسلامی شرقی
حجابی ادامه داد: «حکایتهای ملانصرالدین با آنکه از آناتولی منتشر شده است اما به ترکیه محدود نمیشود و آن را میتوان تجلی هوش منطقه شرق و کشورهای اسلامی دانست. او به شخصیتی شاخص در سرزمینهای شرقی تبدیل شده است. مردم کشورهای منطقه با حکایتهای او همراهی و زندگی کردهاند. جالب است بدانید که او حتی فراتر از کشورهایی نظیر ترکیه و ایران، حتی در رومانی نیز به واسطه آنکه برای دوره تحت حاکمیت عثمانی بوده است راه یافته و میان مردم آن کشور نیز محبوبیت زیادی دارد.»
همانطور که سفیر ترکیه در ایران نیز تأکید کرد، از معدود اطلاعاتی که درباره ملانصرالدین در اختیار داریم این است که در قرن هفتم هجری زندگی میکرده و وقایع تاریخی بسیاری از جمله سقوط سلجوقیان و تأسیس حکومت عثمانی را شاهد بوده است. او درباره ویژگیهای بارز در حکایتهای این شخصیت مشهور ادبیات شفاهی گفت: «در حکایتهای ملانصرالدین انتقاد به اوضاع روز به بیان طنز یکی از مهمترین شاخصها به شمار میآید؛ او نه تنها به وضعیت سیاسی و اجتماعی، بلکه حتی به مقامات دولتی ثروتمندان نیز انتقاداتی مطرح کرده است.»
ادامه این نشست با سخنرانی سه چهره دانشگاهی ایران و ترکیه در خصوص ویژگیهای آثار ملانصرالدین و جایگاه او در ادبیات شفاهی کشورهای منطقه همراه شد. پروفسورسیفالله یئلدیریم، استاد دانشگاه قاضی آنکارا با ارائه تعریفی از فرهنگ و چیستی آن گفت: «مراجعه به حکایتها، مثلها و افسانههای هر سرزمینی را میتوان یکی از بهترین راهها برای شناخت ملتهای مختلف دانست. باورهای خاص هر ملتی از طریق شخصیتهای نمادینشان نشان داده میشود. اما در خصوص ملانصرالدین، نکتهای که اهمیت زیادی دارد، شیوه او برای بیان انتقاد در قالب طنز است.»
این پژوهشگر و استاد دانشگاه ترکیهای در بخشی از گفتههای خود به ارائه اطلاعات مختصری در این خصوص پرداخت که ملانصرالدین در سال 1208 میلادی متولد شده، تحصیلاتش را ابتدا نزد امام روستای زادگاهش و بعدتر نیز با سفر و بهرهمندی از محضر اساتید دیگری کامل کرده است. او در نهایت به عنوان قاضی مشغول کار شده و در سال 1284 میلادی نیز زندگی را بدرود گفته است.
بازتاب دهنده مشکلات اجتماعی و سیاسی مردم
پروفسور یئلدیریم درباره حکایتهای منتسب به ملانصرالدین گفت: «براساس پژوهشهای صورت گرفته، حدود پانصد حکایت در ترکیه منتسب به این شخصیت مشهور است، هرچند که براساس تحقیقات، تنها 300 حکایت را میتوان از آن او دانست؛ حکایتهایی که همگی به شکل شفاهی حفظ و جمعآوری شدهاند. جالب است بدانید قدیمیترین این حکایتها نیز به کتاب سلجوقنامه تعلق دارد. البته در کتاب پندنامه نیز حکایتهایی از او آمده است. یکی از ویژگیهای بارز ملانصرالدین آن است که در حکایتهای او میتوان انعکاسی از مشکلات مردم را به زبان طنز دید و همین است که او را میتوان نماینده مردم زمانهاش دانست.»
بعد از تأکیدی که این چهره دانشگاهی اهل ترکیه بر ضرورت بهرهمندی از مفاخر فرهنگی مشترک برای تحکیم روابط میان کشورهای منطقه داشت، فاطمه پرچکانی، استاد دانشگاه خوارزمی و پژوهشگر ادبیات عرب نیز به بیان نکاتی درباره اثرگذاری سه زبان ترکی، فارسی و عربی برهمدیگر و در کشورهای منطقه پرداخت و گفت: «اثرگذاری این سه زبان بر یکدیگر بسیار مشهود است، هرچند که تحقیقات کمی در این رابطه انجام شده و نیازمند بررسیهای بیشتری در این خصوص هستیم. دوستان حاضر در این جلسه به نکات خوبی درباره ملانصرالدین اشاره کردند و من تنها به بیان اطلاعاتی درباره حضور این شخصیت در زبان عربی اکتفا میکنم.»
به گفته پرچکانی، دو دیدگاه درباره «جحا» در زبان عربی مطرح است؛ عدهای جحا را همان ملانصرالدین میدانند ولی در مقابل برخی نیز تأکید دارند که جحا و ملانصرالدین با وجود شباهتهای بسیار، دو شخصیت متفاوت هستند. اما آنچه که قابل انکار نیست حضور عثمانی در جغرافیای منطقه و تأثیر آن بر شکلگیری ادبیات و فرهنگ شفاهی آن دوران است. نکته دیگر آنکه ما نمیدانیم ملانصرالدین وجودی حقیقی داشته یا برخاسته از افسانه و اسطوره است.
با وجود ابهامی که درباره موجودیت این شخصیت فرهنگ شفاهی وجود دارد، آنچه بنابر گفتههای پرچکانی قابل انکار نیست، زیست شخصیت ملانصرالدین در کشورهای منطقه و به فراخور شرایط اجتماعی و سیاسی هر یک از آنهاست؛ آنچنان که میتوان گفت هر کشور و ملتی بنابر شرایط خود برخوردار از یک جُحا یا ملانصرالدین بودهاند.
فقدان اسناد تاریخی کافی
در مواجهه با ملانصرالدین
عباس احمدوند، استاد گروه تاریخ و تمدن ملل اسلامی دانشگاه شهید بهشتی از دیگر سخنرانان این مراسم بود. او با تأکید بر تحقیقاتی که درباره طنز و طنزسیاسی دوره سلجوقیان انجام داده است، گفت: «در بررسی آثاری که درباره ملانصرالدین در دست است، با اطلاعات متناقضی درباره او مواجه میشویم، اطلاعاتی که عمدتاً به قرنهای هشتم و نهم بازمیگردد. در این اسناد ما از نظر تاریخی با شخصیت مبهم و پیچیدهای مواجه هستیم، در مطالعاتی که به شخصه انجام دادهام، هیچ اطلاعاتی تا قبل از قرن هشتم درباره ملانصرالدین در دست نیست.»
این پژوهشگر تاریخ و ادبیات نیز نظیر فاطمه پرچکانی تأکید کرد که در ارتباط با تبارشناسی و همچنین اینکه موجودیت او واقعی است یا برخاسته از افسانهها و اسطورهها به شمار میآید نیازمند بررسیهای بیشتری هستیم. احمدوند ادامه داد: «عبید زاکانی از نظر زمانی مقدم به ملانصرالدین است؛ این دو از جهاتی قابل مقایسه هستند. انتقادهای ملانصرالدین برخلاف نقدهای عبید، بایکوت نمیشوند. شاید دلیل آن را بتوان در نوع بیان انتقادهای هریک دانست.»
احمدوند ادامه داد: «عبید زاکانی خطوط قرمز را به راحتی زیرپا گذاشته است و شاید همین سبب شده که در آن دوران انتقادهای او را برنتابند. اما وقتی همان انتقادها به شکلی دیگر و به زبان یک قاضی مطرح میشود جامعه برای آن پذیرش بیشتری دارد و نه تنها آنها را پس نمیزنند بلکه شرایطی برای بیان آنها نیز فراهم میشود. در این رابطه میتوان به گفتهای از استاد محمدرضا شفیعیکدکنی اشاره کرد؛ ایشان در تعریف طنز گفته که طنز ارائه تصویری متناقض از یک چیز به شکلی خندهدار است، آن هم به شکلی که بتوان تناقضها را نشان داد.»
در پایان این مراسم از نسخه انگلیسی کتاب به ترجمه «کارولین روسکری» که از سوی انتشارات شمع و مه منتشر شده است رونمایی شد.