حسین کرمانپور سخنگوی وزارت بهداشت در گفتوگو با «ایران» از چالشهای این وزارتخانه در دل بحرانها میگوید
خدمت زیر باران موشک، تحریم و محاصره
موشکها اطراف بیمارستان شهدای خلیج فارس فرود آمدند و سقف بخش نوزادان فرو ریخت. با وجود فرو ریختن بخشهایی از سقف و شرایط بحرانی، کارکنان بیمارستان در کوتاهترین زمان ممکن همه نوزادان را به محل امن منتقل کردند و حتی یک نوزاد هم آسیب ندید. این اتفاق، نمونهای از هزاران ایثار و مسئولیتپذیری کارکنان درمانی کشور است که در جنگ و بحرانها جانفدای ایران میشوند. در استان فارس پزشکان و اساتید بازنشسته دوباره روپوش سفید پوشیدند تا کنار مردم و کشور باشند. در جنوبیترین بخش ایران زیر باران موشک و پرتابههای دشمن و با وجود تخلیه بخش زیادی از جمعیت، تنها مرکز بهداشتی و درمانی جزیره تعطیل نشد، چون چندمادر باردار آنجا زندگی میکنند. کارکنان این مرکز هر روز با قایقهای مسافربری مسیر دریایی را طی میکردند تا خدمات سلامت متوقف نشود؛ آن هم در شرایطی که همین مسیرها نیز هدف حملات قرار میگرفت. یکی از کارکنان مرکز بهداشتی خارک روزهایی که به این جزیره حمله میشد، گفت: «حتی اگر یک نفر در جزیره باقی بماند، وظیفه دارم اینجا حضور داشته باشم.» این جمله به خوبی نشان میدهد که مهمترین سرمایه هر کشوری مردم هستند. به رغم تمام اختلاف نظرها، کمبودها و کاستیها در دل بحران، مردم و مسئولان کنار هم قرار گرفتند تا خدشهای به میهن وارد نشود. در ادبیات جهانی سلامت، شاخصی به نام «بیخبری» وجود دارد؛ به این معنا که وقتی مردم خبری از اپیدمی، آلودگی آب یا بحران بهداشتی نمیبینند، یعنی لایههای زیرین نظام سلامت به درستی وظیفه خود را انجام میدهند. در اوج روزهای نبرد، عالیترین شاخص موفقیت حوزه سلامت با وجود تعداد بالای مجروحان جنگی این بود که هیچ بحران بهداشتی ثانویهای به صدا درنیامد و مردم در امنیت و سلامت کامل بودند. حتی زمانی که بیش از 8 میلیون نفر از کلانشهرهای پرتهاجم به سمت شهرهای شمالی سفر کردند، نظام سلامت هم با وجود چالشهای بسیار، خدماتش را منتقل کرد. گفتوگوی مفصلی با دکتر حسین کرمانپور سخنگوی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی درباره اقدامات، چالشها و دغدغههای این وزارتخانه در ایام جنگهای تحمیلی داشتهایم که در ادامه میخوانید.
محدثه جعفری
گروه اجتماعی
نظام سلامت در دو سال گذشته چه چالشهایی داشته و چگونه توانستید با وجود دو جنگ تحمیلی این چالشها را مدیریت کنید تا مردم کمترین آسیب را ببینند؟
رخدادهای یکی دو سال گذشته از جنگ تحمیلی 12 روزه گرفته تا اتفاقات دی ماه و جنگ رمضان و البته جنگی که هنوز هم به نوعی درگیر آن هستیم، در صدسال گذشته کم سابقه بوده است. جنگهایی که به کشور تحمیل شد، همه استانهای کشور و شهرستانهایشان را درگیر کرد. به نوعی کل کشور و همه مردم درگیر جنگ و چالشهای آن بودند. با توجه به اینکه مسأله جنگ با دو بعد آسیب فیزیکی و روانی در هر کشوری همراه است، نظام سلامت مسئولیت سنگینی در قبال مردم و کشور داشته و دارد و با وجود چالشهایی که داشت باید برای مراقبت از سلامت جسم و روان مردم اقدامات لازم را هم انجام میداد. موضوع بعدی جابه جایی گسترده مردم از استانهایی بود که بیشتر مورد تهاجم دشمن قرار گرفت و بخش اعظمی از مردم مجبور شدند خانههایشان را رها کنند و به دیگر شهرها پناه ببرند. در جنگ هشت ساله مردم از شهرهای مرزی به سمت کلانشهرها مهاجرت میکردند تا در امان باشند، اما در جنگهای اخیر موضوع برعکس شد. مردمی که در شهرهای بزرگ بودند به علت تهاجم بیشتر مجبور شدند به سمت شهرهای کوچک و روستاها بروند.
منظورتان مهاجرت به مناطقی است که امکانات بهداشتی و درمانی محدودتری نسبت به کلانشهرها دارند؟
بله. شهرستانها و روستاهای اطراف به نسبت مردم همان منطقه امکانات بهداشتی، درمانی و دارویی دارند. با مهاجرت تعداد بالایی از مردم و بیماران به این بخشها، قطعاً با کمبود امکانات روبه رو میشدیم. چون وزارت بهداشت بر اساس نظام شبکه توزیع امکاناتش را در مناطق مختلف قرار میدهد. طبیعی است که بسیاری از بیماران که مهاجرت کردند، مثلاً نیازمند دیالیز بودند یا مادرانی بودند که برای فرزندانشان نیاز به شیرخشک داشتند یا افرادی که بیماری خاص داشتند و باید داروهای خاصی مصرف میکردند به یکباره در شهرهای کوچکتر حضور یافتند و باید بموقع خدمات درمانی و دارویی را دریافت میکردند. همین مسأله چالش جدی را پیش پای نظام سلامت قرار داد. بعد از وقوع جنگ، وزارت بهداشت تمهیدات حساب شدهای اندیشید و به سرعت وارد عمل شد تا بتواند دارو، شیرخشک و تجهیزات پزشکی مورد نیاز بیماران خاص را به این مناطق ارسال کند تا مردم با کمترین مشکل روبهرو شوند. خدا را شکر موفق شدیم با جابه جایی امکانات به شهرهای کوچکتر رضایت مردم را جلب کنیم و بیماران با مشکل خاصی روبهرو نشدند. یکی از نکات درخشان ارائه خدمات درمانی و دارویی در دوران بحران همین موضوع بود. در روزهای جنگ تحمیلی، حتی یک مراقبت مادر باردار تعطیل نشد بلکه در طول این مدت صدها زایمان طبیعی و سزارین داشتیم که حس امید در خانوادهها را بیدار نگه میداشت و خدا را شکر این کودکان به سلامت به دنیا آمدند و به جمعیت ایران اضافه شد. در دوران بحران حتی تزریق یک واکسن هم عقب نیفتاد. موضوعی که در بیشتر کشورها معمولاً کمرنگ میشود. مثلاً در اوکراین 60 درصد واکسیناسیون در ایام جنگ انجام نشده است. در حوزه درمان هم 66 هزار مجروح در ایام جنگ داشتیم که به شکل کاملاً رایگان درمان شدند. این اقدام ارزشمند در حالی به مردم ارائه شد که میزان خسارت وارده به زیرساختهای حوزه سلامت در جنگ تحمیلی حدود هشت همت برآورد شده است.
یکی از چالشهای مهمی که وزارت بهداشت با آن از گذشته تا به امروز دست به گریبان است، موضوع دارو است. چطور در دوران جنگ با این مشکل کنار آمدید؟
مشکلات دارویی در کشور مربوط به دولت چهاردهم نیست و از گذشته هم به علت تحریمهای ظالمانه مشکل واردات دارو و مواد اولیه داشتهایم. ایالات متحده آمریکا همواره میگوید، دارو در لیست تحریم نیست، اما در خرید و معاملات مالی مواد اولیه دارو و تجهیزات پزشکی همیشه مشکلات متعددی ایجاد کرده است. بنابراین کمبودهایی از دورههای قبل هم وجود داشت و در این دولت هم ادامه پیدا کرد البته میتوانست حتی تا 10 برابر بیشتر شود چون در دولت چهاردهم با بحران جنگ هم دست و پنجه نرم میکنیم. اما با انواع کمکهایی که سازمانها و وزارتخانههای مختلف با حوزه سلامت داشتند و تسهیل در مسیرهای هوایی، دریایی و زمینی با وجود تمام مشکلاتی که وجود داشت، موفق شدیم مواد اولیه را به کشور وارد کنیم. به طوری که در دو الی سه هفتهای که آتشبس وجود داشت با کمک کشورهایی مثل چین، ترکیه و هند توانستیم بخشی از مواد اولیه مورد نیاز دارو را وارد کنیم تا کمبودهای دارویی به بالای هزار قلم نرود. ترجیح دادیم دارو مقداری گرانتر شود اما در دسترس باشد و مردم بتوانند از خدمات دارویی استفاده کنند. قطعاً با توجه به شرایط موجود کمبود دارویی داریم و خواهیم داشت تا زمانی که تحریمها، محاصره و جنگ هست متأسفانه این مشکلات هم وجود دارد. با تمام این شرایطی که گفتم دولت چهاردهم و شخص رئیسجمهوری با اقتدار تلاش کرد تا هیچ خدمت دارویی و پزشکی برای مردم دچار مشکل نشود. رئیس جمهور در اوج جنگ که امنیتشان هم در خطر بود، برای حل مشکلات در جلسات گروهی شرکت کردند تا مشکلات هرچه سریعتر حل شود و شخصاً بر همه امور نظارت کردند.
تأمین ارز در شرایط عادی کشور هم جزو چالشهای وزارت بهداشت است. در دوران جنگ چطور این موضوع را مدیریت کردید؟
بسیاری از مواد اولیه و تجهیزات ما هایتک «فناوری پیشرفته» است و برای تهیه آنها به ارز نیاز داریم. دولت در بازه زمانی موفق و گاهی ناموفق بود اما با وجود مشکلاتی که در بحث تأمین ارز و دلار و... داشت، توانستیم بخشی از امکاناتی که نیاز داشتیم را فراهم کنیم آن هم با وجود جنگی که طی صدسال گذشته بیسابقه بوده، اما نظام سلامت توانست روی پا بایستد. چالش بعدی ما بحث تأمین خون و فرآوردههای خونی بود. خون اهدایی ملت ایران است. قبل از جنگ ذخیره خونی کشور حدوداً 4 تا 5 روز بود و با استاندارد جهانی که 8 روز است، فاصله داشتیم. در آن دوران با فراخوانهایی که داده شد جوانان و زنان استقبال خوبی در بحث اهدای خون از خود نشان دادند، چون جنگ مردم را همدلتر کرد و همین موضوع باعث شد دو رخداد مهم در این عرصه شکل بگیرد. اول اینکه توانستیم همراهی جوانان و زنان را در بحث اهدای خون تقویت کنیم و دوم افزایش ذخیره خون در کشور بود که موفق شدیم از مرز استاندارد جهانی هم عبور کنیم و ذخیره را به 10 روز برسانیم. موضوع بعدی جوان شدن این ذخایر خونی است به این معنی که در گذشته خونهای اهدایی از افراد میانسال بود اما در حال حاضر جوانها ترغیب به اهدای خون شدهاند.
طبق اعلام وزیر بهداشت در دوران جنگ بالغ بر 8 همت به زیرساختهای سلامت آسیب وارد شد، چطور این زیرساختها بازسازی میشوند به خصوص در شهرهایی که تنها بیمارستان دولتی شهر دچار آسیب شد؟
همان طور که دکتر ظفرقندی گفتند، خسارات بسیاری در جنگهای تحمیلی دوم و سوم به زیرساخت سلامت وارد شد و مراکز درمانی و بهداشتی بسیاری آسیب دیدند. تأمین و تجهیز و راهاندازی مجدد آسیبها کار آسانی نبود، اما تلاش کردیم در کمتر از یک هفته سیستم را راهاندازی کنیم و مرکز آسیب دیده را تا حد ممکن به چرخه خدمت بازگردانیم. اگرچه بخشی از بیمارستان به طور کامل به دلیل تخریبها تخلیه شد اما خوشبختانه موفق شدیم بیمارستانهای آسیب دیده را به مدار خدمت بازگردانیم. اما تجهیزات دیگری مثل آمبولانسها، هلیکوپترهای امدادی و دریایی هم مورد هدف دشمن قرار گرفتند. در خلیج فارس جزایر مسکونی متعددی داریم و برای اینکه بتوانیم به مادران باردار و بیماران خاص خدمات بدهیم از آمبولانسهای دریایی استفاده میکنیم. متأسفانه در دوران جنگ آمبولانسهای وزارت بهداشت مورد هدف قرار گرفت و منهدم شد و خدماترسانی را با چالش روبه رو کرد. البته نظام سلامت فوراً دست به کار شد و با مساعدت دولت برخی از این تجهیزات خریداری شد تا مردم مشکلی در دریافت خدمات درمانی و بهداشتی نداشته باشند.
دشمن در دوران جنگ به انستیتو پاستور هم حمله موشکی کرد. این مرکز علمی و تحقیقاتی در حال حاضر چه شرایطی دارد؟
آمریکا و رژیم صهیونیستی با حمله به انستیتو پاستور، سلامت عمومی جهانی را مورد هدف قرار دادند. تأسیساتی که توسط بمباران دشمن بشدت آسیب دید یا از بین رفت، صرفاً داراییهای ملی نیستند، بلکه میراث جهانی هستند. این کشورها با هدف قرار دادن مؤسساتی مانند مؤسسه پاستور ایران به یک مرکز همکاری WHO به سلامت عمومی جهانی حمله کردهاند. انستیتو پاستور ایران در سال 1298 تأسیس شده و یکی از مراکز باسابقه پژوهش پزشکی در کشور و «ستون صدساله سلامت جهانی» بود و حمله به آن را باید «تعرضی مستقیم به امنیت بینالمللی سلامت» دانست. بخشهایی از ساختمان این مرکز در پی حمله ویران شده و خسارت سنگینی به آن وارد شد. آسیب به مراکز علمی بزرگی مثل دانشگاهها و از همه مهمتر انستیتو پاستور ایران باعث شد این مرکز به طور کامل تعطیل شود. این مرکز بیش از 500 هیأت علمی دارد و خدماتی که در چرخه واکسیناسیون ارائه میکند، کمک به جامعه بشریت است. امیدواریم با کمک خیرین و دولت بتوانیم اعتبارات لازم را برای ساخت مجدد این مرکز به دست آوریم تا مردم از خدمات انستیتو پاستور محروم نمانند. البته به غیر از مراکز علمی، کارخانههای دارویی کشور هم مورد هدف مستقیم قرار گرفتند و همین موضوع باعث شد در برخی اقلام دارویی دچار کمبود شویم اما سعی شد با واردات و تمهیداتی که دیده شد، این کمبودها به سرعت جبران شود و تسهیلاتی را برای شرکتهای تولید کننده در نظر گرفتیم تا بتوانند به چرخه تولید بازگردند.
درباره آسیب به صنعت پتروشیمی و فولاد هم که به طور مستقیم حوزه سلامت را دچار مشکل کرد، توضیح میدهید؟
دو ماده اولیه که در صنعت داروسازی برای حوزه سلامت بسیار مهم هستند از دل همین صنایع خارج میشوند و با هدف قرار گرفتن این صنعت، سلامت هم دچار مشکل شد. بعد از حمله به این کارخانهها برای تأمین مواد اولیه باید از کشورهای خارجی خرید کنیم که همین موضوع قیمت تمام شده محصولات را بشدت افزایش میدهد. برای تهیه سرم و بسیاری از بستهبندیهای دارویی از این صنعت بهرهمند میشدیم که تولید داخل بود، اما با واردات قیمت تمام شده 10 برابر میشود. هرچند با پوشش بیمه کمی از این خلأ را پر کردهایم اما طبیعتاً بخشی از فشار افزایش قیمت بر دوش مردم میافتد. امیدواریم مسیر به گونهای طی شود که دیگر شاهد تحریم و فشار اقتصادی نباشیم.
در دل جنگهایی که کشور پشت سرگذاشت، دولت چهاردهم و نظام سلامت با پشتکار پیگیر اجرای پزشکی خانواده و نظام ارجاع است تا بتوانند بخشی از هزینههای درمانی را برای مردم کاهش بدهند و به عبارتی درمان را نظاممند کنند. این طرح مهم وزارت بهداشت در چه مرحلهای است؟
در کنار همه مشکلات و چالشهایی که نظام سلامت در این دوران داشت، تلاش کردیم از برنامههای وزارتخانه عقب نمانیم. شاید در پیگیریها و برگزاری جلسات مشکل داشتیم، اما تلاش کردیم این امر مهم که تغییری اساسی در بحث درمان مردم محسوب میشود، در اجرا دچار وقفه نشود. به همین دلیل در کنار تمام مشکلات حوزه بهداشت و درمان، وزیر بهداشت و شخص رئیسجمهوری پیگیر اجرای برنامه پزشکی خانواده و نظام ارجاع بودند. به رغم جنگهایی که پشت سرگذاشتیم و آنچه هنوز جاری است، موفق شدیم در 64 شهر این برنامه را کلید بزنیم و امیدواریم با این کار بتوانیم نظام سلامت را به سمت اثربخشی بیشتر، کاهش پرداخت از جیب مردم و کاهش بار بیماریها پیش ببریم که شعار بزرگی است. همین موضوع همراهی مردم و نظام سلامت را میطلبد و با کمکهایی که دولت در این خصوص انجام میدهد، امیدواریم این مسیر هم با موفقیت طی شود.
اگر وزارت بهداشت نمیتوانست در کنار خدمات روتینی که به مردم ارائه میدهد، جنگهای تحمیلی را مدیریت کند، چه اتفاقی رخ میداد. با توجه به اینکه در دوران جنگ اخیر ۶۶ هزار مجروح رایگان درمان شدند و بهداشت در این ایام تعطیل نشد؟
در تمام جنگها امنیت و سلامت در کنار هم آسیب میبینند. فروشگاهها و مراکز خرید مورد هجمه افراد سودجو قرار میگیرند و ارائه خدمات سلامت مختل میشوند و بسیاری از بیماریهای عفونی شکل میگیرند. برای مقایسه، در کشور اوکراین 60 درصد واکسیناسیونها در زمان جنگ انجام نشد. با اینکه در جنگی که پشت سرگذاشتیم بیش از 200 مرکز بهداشتی، بیش از 70 بیمارستان و حدود 300 دستگاه آمبولانس مورد تهاجم قرار گرفت و حدود 8 همت به زیرساختهای سلامت کشور خسارت وارد شد، ولی حتی ارائه یک خدمت در تمام این دوران به تعویق نیفتاد. وقتی میگویم نظام سلامت پای کار کشور ایستاد فقط مدیران نیستند منظورم تک تک افرادی هستند که در دور و نزدیک به مردم خدمات بهداشتی و درمانی ارائه کردند و پرسنلی که جانفدای ایران و مردم کشور شدند تا خللی در درمان مردم ایجاد نشود. با هیچ کاری نمیتوانیم جانفشانی پرسنل زحمتکش نظام سلامت را جبران کنیم. حتی حقوقشان را هم نمیتوانیم سروقت بدهیم. چون ما تنها وزارتخانهای هستیم که حقوق حقه پرسنلش هیچ زمانی سروقت پرداخت نمیشود و همیشه با ماهها عقبماندگی همراه است. همین هم ما را شرمنده تیم ملی سلامت کرده است. البته اینکه بگویم هیچ خللی در ارائه خدمت ایجاد نشده، فقط یک شعار است. قیمت خدمات درمانی و دارویی تغییراتی داشته که دست ما نیست و شرایط را این طور رقم زده اما تلاش میکنیم با حمایت از صنعت دارو، تجهیزات و بیمه مردم کمترین آسیب را ببیند. تا این لحظه کوتاهیها در حدی بوده که ملت گذشت کردهاند. وزارت بهداشت هیچ زمانی کوتاهی که بر اثر حب و بغض باشد، نداشته و اگر کوتاهی شکل گرفته سریع رسیدگی کردهایم. با این اوصاف، جنگ آسیبهایی را به کشور زده ، اما با تلاشی که دولتمردان ایران انجام میدهند، امیدواریم هر چه زودتر به درجهای از ثبات، آرامش و صلح برسیم.