استرس بیتوقف
مهسا قویقلب
روزنامهنگار
سال 1379 که برای اولین بار وارد روزنامه شدم تا امروز شاید چند باری خانهام را عوض کرده باشم، اما تقریبا 24 سال است که هر روز ساعتهای زیادی از زندگیام را در ساختمان پلاک 208 روزنامه ایران زندگی کردهام. در این سالها اتفاقات خوب و بد زیادی را تجربه کردم. هرچند سالهایی از تعطیلی و تعلیق روزنامه گرفته تا تعدیل بسیاری از دوستانم، بیشتر از سالهای خوب بودند، اما آنچه که بشر را زنده نگه میدارد، امید است. حالا امروز بعد از این همه سال کاری که در زمره مشاغل سخت و زیانآور محسوب میشود، همچنان مانند هممیهنانم امید دارم به بازگشت روزهای خوب؛ روزهایی که دیگر مجبور نباشم از آلودگی هوا بنویسم، چون آن روز آسمان تهران آبی است، دیگر از اعتیاد نمینویسم چون جوانها همه کار دارند و جویای نامند، دیگر از سالمندی جمعیت نمینویسم چون هر پسر و دختر جوانی با شور عشق میتواند مراسم ازدواج بگیرد و در خانهای کوچک بدون اینکه دغدغه اجارهخانه کمرشکن را داشته باشد، فرزندانی زیبا و باهوش از نژاد آریایی را به ایران هدیه دهد.
خبرنگاری شاید به چشم بعضیها از راه دور کار سادهای باشد، اما واقعیت این است، در این شغل که هر روز با فکر جستوجوی سوژه جدید سر کار حاضر میشوی، دغدغه این را داری که فلان مسئول جواب تلفن را ندهد یا بعد از کلی پیگیری و شاید حتی بعد از مدتی طولانی مصاحبه حضوری یا تلفنی، فرد از انتشار مطلب پشیمان شود یا وقتی برای حضور در برنامه یا نشستی باید رأس ساعت حاضر شوی، ترافیک وحشتناک آن هم در همه ساعات روز، استرس بیحد و اندازهای را به جانت میاندازد که نمیتوان وصفش کرد.
دست آخر وقتی مطلب به مرحله چاپ و انتشار میرسد، باید نگران باشی که فلان نهاد یک وقت خدای نکرده از نوشتههایت ناراحت نشود و کار به شکایت نکشد. در این شغل حتی وقتی برای استراحت به خانه میروی فکر سوژهیابی قبل از خواب هم دست از سرت بر نمی دارد؛ اینکه به کدام درد مردم از چه زاویهای نگاه کنی تا شاید گرهای از مشکلات آنها باز شود.
خبرنگاری یعنی دقیقاً روزهایی که برای همه تعطیل رسمی است، تو موظفی سر کار حاضر باشی؛ فرقی نمیکند 13 به در باشد یا عاشورا، جشن باشد یا عزا. حالا لحظهای درنگ کن، آیا حاضری تکتک روزهای زندگیات اینگونه بگذرد؟ قطعا اگر عاقل باشی نه، اما وقتی عاشق باشی اوضاع فرق میکند، عشق به نوشتن و عشق به مردم، علت و معلولی هستند که برای هر لحظه استرسی که میکشی، توجیهی منطقی برایت دارند.