ایران تبلور جوانی ماست
سمیه افشینفر
روزنامهنگار
روزنامه ایران وقتی با تیتر به میان شما آمدیم، پا به عرصه مطبوعات گذاشت در مدت زمان کوتاهی روزنامه بزرگی شد و محل نامآوران عرصه مطبوعات در آن روزگار. برای همین برای ما جوانان در کنار هرکدام از بزرگان حضور داشتن و در محضرشان تلمذ کردن شوقی وصفناپذیر داشت. ما حرفهایمان را که تا دیروز هیچوقت از تریبونی رسمی نشنیده بودیم، درد دلهایمان را در «ایران جوان» میخواندیم. ایران جوان با تیترها و عکسها و گزارشهای جذابش آیینه جذاب جوانی بسیاری از جوانان آن روزهاست. برای مجله نامه مینوشتیم و منتظر میشدیم تا نامه چاپ شود و چه لذتی بالاتر از اینکه بزرگانی نامهات را خواندهاند و حرفهایت را شنیدهاند. در روزهای رونق مطبوعات، ایران در فضای رسانهای کشور نقش مهمی داشت هرچند تریبون رسمی دولت بود، اما حرفهای مردم از زبان خبرنگارانش در جامعه نقل میشد، برای همین هر روز خوانندگان روزنامهها جلوی کیوسکها میایستادند و این تیترها و عکسها بودند که دربرابر چشمان مخاطب با هم رقابت میکردند و ایران همواره موفق بود. این را میزان مشترکان و خوانندگان روزنامه ثابت میکردند، اما «ایران» روزهای پرفراز و نشیبی پشتسر گذاشته است، روزهایی با خاطرات تلخ و شیرین. ما تحریریه روزنامه ایران در همه روزهای غم و شادی تمام تلاشمان را کردهایم که همسو و همراه مردم و انعکاس صدای آنها در بین مدیران و مسئولان باشیم. به عبارتی ما چوب دو سر طلایی در عرصه رسانهای کشور قلمداد میشویم، از یک طرف حرفها و مطالبات مردم است که وظیفه داریم منعکس کنیم و از طرفی وقتی همینها را منعکس میکنیم، مسئولان گله میکنند که شما دیگر چرا؟ مگر روزنامه دولت نیستید؟ به عبارتی انتظار انتقاد و گله از ما را ندارند! البته سیاستهای کلان مدیران روزنامه در طی سالیان گذشته در این نوع نگاه هم بیتأثیر نبوده است. با این همه، جوان صبور ایران امروز وارد دهه چهارم عمرش میشود. آرشیو روزنامه را که ورق میزنی، نامهای بسیاری را میبینی، از همان کسانی که گزارشهایی طلایی برای روزنامه مینوشتند و امروز معلوم نیست در چه حالی هستند و روزگار را چگونه میگذرانند، گرد پیری بر سر و موی ما جوانان آن روزها هم پاشیده است. آنچه که در این میان مهم به نظر میرسد، این است که ایران نیازمند بازتعریف جدید در حوزه رسانهای کشور است و باید به مدد خبرنگاران جوان و باانگیزه به جایگاه قدرتمند خود در عرصه رسانهای کشور دست یابد که دیر و دور نیست، چرا که به نظرم ایران حالا همانند جوانان نسل من، چشمانتظار روزهای روشن و امیدوار به فردایی است که برای همه ایرانیان نویدبخش است. با اینکه شاید این گزاره تعریف به نظر میرسد، اما با وجود مدیریت جدیدی که از کاربلدهای عرصه روزنامهنگاری هستند، این امید در همین مدت کوتاه در بین روزنامهنگارانی که از دولت اصلاحات تا اکنون در تحریریه خاک خوردهاند، زنده شده است. فقط ما میدانیم چه کسانی سکان این مؤسسه خاطرهانگیز را در دست داشتهاند و چه روزهایی بر ایرانمان گذشته است...