«ایران» روزنامه مردم ایران شود
ابوالحسن داوودی
سینماگر
ایجاد فضای تازه، مؤلفهای است که تولد روزنامه ایران را برای من خاطرهساز کرده است. اوایل دهه 70 با ایران و همشهری شاهد دمیدن روح تازه در کالبد نشریات و روزنامههای ایران بودیم و تعریف جدیدتری نسبت به آن چیزی که تا آن زمان از روزنامه و روزنامهنگاری دیده بودیم، تجربه کردیم. فارغ از محتوا و مطالب منتشر شده در این دو روزنامه، انگار هویت جداگانه و نویی ایجاد شده بود. بخصوص در سالهای پس از انقلاب که شناسه روزنامهها عموماً به خاطر وابستگی و طیف سیاسیشان بود و این دو اما به خاطر بازتاب تصویر خود مردم و مسائل روزمرهشان به میان مردم راه پیدا کردند و همین شاخصه آنقدر متمایزشان کرد که در آن دوران با بالاترین تیراژ در دکههای روزنامهفروشی عرضه شوند؛ البته نکته قابل تأمل و توجه این بود که بدون متوسل شدن و دستاویز قرار دادن پخش در ارگانها و نهادها و مؤسسات دولتی چنین تیراژی را در تاریخ مطبوعات ثبت کردند. در آن دوران این دو روزنامه بیشترین حجم از تبلیغات را داشتند و همین ویژگی تأییدکننده این بود که ایران و همشهری تا چه میزان میان مردم مقبولیت داشتند و جامعه پیگیر مطالب آن بود. جای تأسف است که این دو به مرور از آن هویت انحصاری فاصله گرفتند و زیر سایه رویکرد دولت و شهرداری قرار گرفتهاند. روزنامه ایران بعضاً به پایگاه خبری دولت تبدیل شد و در دورههای مختلف با جابهجایی دولتها، شاهد اسبابکشی و خانهتکانی هستیم و موضعگیریها و زاویه نگاه به موضوعات تغییر میکند. همین تغییرات چه بسا باعث سلب اعتماد مخاطب شود و روزنامه از جایگاه اولیه خود فاصله بگیرد. البته که با تغییرات گسترده در دنیای ارتباطات، به طور کلی جایگاه مطبوعات در جامعه تغییر کرده است اما آیا میشود روزنامهها و به طور ویژه «ایران» با گذر دهه سوم عمر دوباره به میان جامعه بازگردد و اقبال پیدا کند؟ بله. پاسخ در خود سؤال مستتر است. «ایران» باید به میان مردم برگردد و از آن مردم ایران شود. روزنامه ایران در دهه 70 متفاوت از اکثر روزنامهها چه اصلاحطلب و چه محافظهکار بود که همه چیز را با نگاه خاص سیاسی و فکریشان ترجمه میکردند؛ حتی اگر چنین نگاهی هم وجود داشت، پنهان بود و آنچه در ویترین قرار داشت، مردم و جامعه بود. این هویت مستقل همان برگ برندهای بود که ایران باید دوباره آن را به دست آورد. اگر قرار باشد در مسیری حرکت کند که صرفاً به زبان دولت و ارگانهای حاکمیت تبدیل شود مسلماً این میزان مخاطب را هم از دست خواهد داد. روزنامه ایران باید فضایی برای گفتوگو و زبان جدیدی برای تعامل با مردم در موضوعات پیدا کند گرچه در برخی جاها ممکن است این بیان با سیاستهای حاکمیت و دولت همخوانی نداشته باشد. در آن صورت میتوان امید داشت که در دهه چهارم، ایران روزنامه مردم ایران شود.