مسعود معینی، عضو پیشین کمیته فنی فدراسیون فوتبال در گفتوگو با«ایران»:
زمان تعارف با بازیکنان بالای ۳۴ سال تمام شده است
پریسا غفاری/ تعویق جام ملتهای فوتبال آسیا و فاصله گرفتن زمان برگزاری این رقابتها، معادلات تیم ملی ایران را وارد مرحله تازهای کرده است؛ فرصتی نزدیک به یک ساله که میتواند به نقطه عطفی برای بازنگری در برنامههای فنی، جوانگرایی و اصلاح ساختار تیم ملی تبدیل شود. اکنون پرسش اصلی این است که آیا کادرفنی و فدراسیون از این زمان اضافه برای ایجاد تغییرات اساسی استفاده خواهند کرد یا قرار است مسیر گذشته با همان تفکرات و ترکیب قبلی ادامه پیدا کند؟ مسعود معینی، عضو پیشین کمیته فنی فدراسیون فوتبال در گفتوگو با «ایران» دراین خصوص میگوید: «این فرصت باید در خدمت ساختن تیمی برای جام جهانی ۲۰۳۰ قرار بگیرد.»
تعویق جام ملتهای آسیا چه تأثیری بر شرایط تیم ملی ایران خواهد داشت؟ آیا باید این اتفاق را یک فرصت تلقی کرد؟
تعویق جام ملتها برای فوتبال ایران تنها تغییر یک تاریخ در تقویم مسابقات نیست، بلکه فرصتی تازه برای اصلاح ساختار، جوانگرایی، بازنگری در کادرفنی و انتخاب مسیری جدید با برنامهریزی بلندمدت است. حالا نزدیک به یک سال فرصت بیشتری در اختیار داریم و باید ببینیم چگونه از آن استفاده میکنیم. نباید اجازه بدهیم این زمان به ادامه همان برنامههای قبلی سپری شود. فوتبال ایران به تصمیمات تازه نیاز دارد و باید از این فرصت برای ساختن تیمی قدرتمندتر استفاده کنیم.
با توجه به شرایط موجود، آیا ادامه همکاری با امیر قلعهنویی تصمیم درستی است؟
با توجه به شرایط جامعه و محدودیتهایی که وجود دارد، جذب یک سرمربی خارجی مطرح و تراز اول از سوی فدراسیون چندان امکانپذیر نیست. به همین دلیل معتقدم باید به امیر قلعهنویی اعتماد کرد و از او حمایت بیشتری داشت. حالا یک فرصت یکساله در اختیار او قرار گرفته و زمان مناسبی است تا روند تغییر نسل را سرعت ببخشد. باید از این فرصت برای ایجاد تحول در ترکیب تیم ملی استفاده کند.
آیا برای موفقیت قلعهنویی، تغییراتی در کادر فنی نیز ضروری است؟
سرمربی به بازوان قدرتمندی نیاز دارد. بهجز یک مربی، سایر نفرات کادر فنی نتوانستند کمک شایانی به او بکنند و این موضوع را بهوضوح در جام جهانی مشاهده کردیم. قلعهنویی به افرادی باتجربه در سطح فوتبال جهان و آسیا نیاز دارد تا بتوانند در بخشهای مختلف فنی به او کمک کنند. به اعتقاد من، تجربه تنها معلمی است که ابتدا مزدش را میگیرد و بعد درسش را میدهد.
یکی از انتقادهای همیشگی به تیم ملی، میانگین سنی بالای بازیکنان است. برای جوانگرایی چه برنامهای باید در نظر گرفته شود؟
مهمترین مسأله تیم ملی، اجرای پروژه جوانگرایی است؛ مطالبهای که مدتهاست از سوی هواداران و اهالی فوتبال مطرح میشود. سرمربی باید خون تازهای به تیم تزریق کند. بازیکنان ۲۹ و ۳۰ ساله میتوانند همچنان در تیم ملی حضور داشته باشند، اما باید بهتدریج بازیکنانی که بالای ۳۲ تا ۳۴ سال سن دارند از ترکیب خارج شوند. وقتی به بازه زمانی رسیدن به جام جهانی آینده فکر میکنیم، حضور این بازیکنان نمیتواند کمک چندانی به برنامههای بلندمدت تیم ملی بکند.
از طرفی، کیفیت لیگ برتر ما بهتر شده و بازیکنان فنی و مستعدی در اختیار باشگاهها هستند. کادرفنی باید با نظارت کامل بر تکتک مسابقات لیگ، استعدادهای برتر را شناسایی کند. لازم است نسل جدیدی وارد تیم ملی شود، به این بازیکنان میدان بدهیم، مسابقات تدارکاتی متعددی برگزار کنیم و اردوهای بیشتری در برنامه قرار دهیم. هدف ما باید ساختن تیمی برای جام جهانی آینده باشد. هدف نهایی جام جهانی ۲۰۳۰ است و چنین نگاهی به معنای تصاحب آینده فوتبال ایران خواهد بود.
به نظر شما مشکل تیم ملی فقط به مسائل فنی و انتخاب بازیکنان محدود میشود؟
امروز در فوتبال جهان شرایط فیزیکی و آمادگی جسمانی بازیکنان تا حد زیادی به یکدیگر نزدیک شده است. آنچه تفاوت ایجاد میکند، انگیزه، هماهنگی تیمی و مسائل روحی و روانی بازیکنان است؛ موضوعی که در فوتبال ما با چالشهایی همراه شده است. باید به بازیکنان تیم ملی باور و انگیزه لازم را بدهیم تا خودشان را در جایگاه تیم اول آسیا ببینند و برای رسیدن به این هدف تلاش کنند.
در فاصله باقیمانده تا جام ملتها، فدراسیون برای انتخاب حریفان تدارکاتی در فیفادیها چه رویکردی باید داشته باشد؟
راستش درباره افرادی که در فدراسیون مسئول تصمیمگیری در این زمینه هستند، کمی نگرانم. تیم ملی برای نشان دادن قدرت واقعی خود باید مقابل تیمهای مطرح جهان قرار بگیرد، نه تیمهای آفریقایی و درجهچندم که حتی جامعه نیز تمایلی به تماشای مسابقاتشان ندارد. زمانی میتوانیم ضعفهای خودمان را بشناسیم و آنها را برطرف کنیم که برابر تیمهای قدرتمند بازی کنیم.
نگاهی به شرایط فوتبال کره جنوبی و ژاپن بیندازید. این دو تیم به جایگاهی رسیدهاند که فراتر از سطح فوتبال قاره آسیا رقابت میکنند، اما ما نهتنها رشد قابلتوجهی نداشتهایم، بلکه هر روز نگرانیهای قلعهنویی نیز بیشتر میشود. او میخواهد تغییراتی ایجاد کند، اما متأسفانه افرادی در جایگاههای مهم و با وعده و وعید دادن، از زیر بار مسئولیت شانه خالی میکنند. فوتبال ایران اکنون فرصتی غیرمنتظره در اختیار دارد و باید دید مسئولان فدراسیون تا چه اندازه اراده استفاده درست از این فرصت را خواهند داشت. این زمان میتواند آغاز یک مسیر تازه باشد؛ به شرط آنکه تصمیمات درست، حمایت واقعی و برنامهریزی بلندمدت در دستور کار قرار بگیرد.

