روایت اریک هوگلاند، ایران‌شناس آمریکایی از اخلاق پژوهش جواد صفی‌نژاد

فروتنی در منش، سخاوت در دانش

صفی‌‌نژاد تأکید داشت برای فهم مردم، باید کنارشان ‌نشست

آنچه یک استاد از خود به‌جا می‌گذارد، همیشه در کتاب‌ها و مقاله‌هایش خلاصه نمی‌شود؛ گاهی مهم‌ترین میراث او در شیوه‌ای است که به شاگردان و همکارانش آموخته است که جهان و انسان را چگونه ببینند. روایت اریک هوگلاند، ایران‌شناس آمریکایی، از جواد صفی‌نژاد از همین جنس است. او می‌گوید، از صفی‌نژاد آموخته است که پژوهشگر برای فهم مردم نباید تنها از آنان اطلاعات بگیرد، بلکه باید در مقام انسانی همتراز با آنان بنشیند، به تجربه‌هایشان گوش کند و مجال دهد صدای خودشان در پژوهش شنیده شود. هوگلاند این نکات را در پیامی برای اولین نشست سالانه «بازخوانی آثار و آرای استاد جواد صفی‌نژاد» که در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات برگزار شد، مطرح کرد؛ پیامی که در آن از دوستی و همکاری خود با صفی‌نژاد و نیز از مهم‌ترین درسی گفت که از او درباره اخلاق پژوهش و نحوه مواجهه با مردم آموخته است. جواد صفی‌نژاد از چهره‌های برجسته مطالعات اجتماعی و روستایی ایران بود و سال‌ها در زمینه ساختارهای اجتماعی و اقتصادی روستا، تاریخ و فرهنگ ایران و شناخت جامعه ایرانی پژوهش کرد.

حمیدرضا حبیبی
گروه اندیشه
 

نخستین دیدار من با جواد صفی‌نژاد به پاییز سال ۱۳۵۰ بازمی‌گردد؛ زمانی که برای انجام پژوهش‌های میدانی رساله دکترایم درباره «ساختارهای اجتماعی ـ اقتصادی روستایی در ایران» به این کشور سفر کرده بودم. در آن دوره توانستم با مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی ایران که در ساختمانی نزدیک میدان بهارستان تهران فعالیت می‌کرد، ارتباط علمی برقرار کنم و در طول ۱۰ ماه حضورم در ایران با شماری از استادان و پژوهشگران ایرانی آشنا شدم.
 استاد راهنمایی که دوستم شد
اما آشنایی من با جواد صفی‌نژاد از یک رابطه صرفا دانشگاهی فراتر رفت. او یکی از چندین پژوهشگر و استاد ایرانی بود که در آن دوره با آنان آشنا شدم، اما تنها کسی بود که رابطه‌ام با او هم در جایگاه  استاد و راهنما شکل گرفت و هم به دوستی صمیمانه و ماندگار انجامید.
بسیاری از آنچه امروز درباره پژوهش در جامعه روستایی ایران و همچنین شیوه مواجهه با مردم این سرزمین می‌اندیشم، ریشه در همان سال‌ها و در آشنایی و همکاری با صفی‌‌نژاد دارد. یکی از مهم‌ترین درس هایی که از این دوست گرانقدر آموختم، این بود که چگونه با کشاورزان و روستاییان ایرانی صرفاً مصاحبه نکنم، بلکه بلکه با آنان نه در مقام پرسشگری از موضعی برتر، بلکه در مقام انسانی برابر به گفت‌وگو بنشینم.
این تفاوت، برای من بسیار اساسی بود. صفی‌‌نژاد به من آموخت پژوهشگر نباید فقط پرسش‌کننده‌ای باشد که برای گردآوری اطلاعات به سراغ مردم می‌رود. او باید بتواند با آنان وارد گفت‌وگویی برابر شود، با صبر و حوصله به سخنان‌شان گوش دهد و دغدغه‌ها، ناکامی‌ها و نارضایتی‌هایشان را بشنود. 
در مورد کشاورزان و روستاییان، این مسأله اهمیت بیشتری داشت؛ بویژه در فهم تجربه آنان از اصلاحات ارضی و تأثیراتی که این برنامه بر زندگی و مناسبات اجتماعی‌شان گذاشته بود.
 
رویکردی برای شناخت واقعی مردم
آنچه من از صفی‌نژاد آموختم،  فراتر از یک روش پژوهشی بود. او به من یاد داد شناخت جامعه صرفا از طریق پرسشنامه، مصاحبه و جمع‌آوری اطلاعات کامل نمی‌شود. 
برای شناخت واقعی مردم باید به آنان فرصت داد که از تجربه زیسته خود بگویند و به آنچه می‌گویند با احترام گوش سپرد. رابطه میان پژوهشگر و مردمی که موضوع مطالعه او هستند، می‌تواند رابطه‌ای انسانی، متقابل و برابر باشد. به گمان من، همین نگاه است که پژوهش میدانی را از یک فرآیند صرفاً اطلاعاتی فراتر می‌برد و آن را به راهی برای فهم عمیق‌تر زندگی اجتماعی تبدیل می‌کند. صفی‌‌نژاد خود نیز فقط در یک حوزه تخصصی خلاصه نمی‌شد. او کارشناسی برجسته در زمینه ساختارهای اقتصادی و اجتماعی روستایی بود، اما دانش و علایقش بسیار گسترده‌تر از این حوزه بود. او متخصصی تمام‌عیار در تاریخ ایران و بویژه زادگاهش، شهر ری بود و درباره ادبیات، شعر، دین و آداب و رسوم اجتماعی ایران دانش فراوان داشت. حتی در زمینه سفره و آشپزی ایرانی نیز دانشی داشت که برای من همیشه دلپذیر و جالب بود.
 
اندیشمند بی‌ادعا
یکی از ویژگی‌های دوست‌داشتنی او این بود که این دانش گسترده را برای خودش نگه نمی‌داشت. صفی‌نژاد بی‌دریغ و مشتاقانه دانشی بی‌پایان را با من و با هر کس دیگری که گوش شنوایی داشت، به اشتراک می‌گذاشت. سخاوت علمی او بخشی از شخصیتش بود و همین روحیه، گفت‌وگو با او را به تجربه‌ای همواره تازه و آموزنده تبدیل می‌کرد.
برای من، جواد صفی‌نژاد فقط یک استاد و پژوهشگر برجسته نبود. او در همان سال‌های اول آشنایی، به راهنمای علمی من در پژوهش‌های میدانی تبدیل شد و در کنار آن، دوستی‌ای صمیمی و ماندگار شکل گرفت؛ دوستی‌‌ای که تأثیر آن بر نگاه من به ایران، جامعه روستایی و خود کار پژوهش بسیار عمیق بود. 

 

بــــرش

سخاوت علمی؛ خصلت یک اندیشمند بی‌ادعا
اکنون که به سال‌های گذشته نگاه می‌کنم، بیش از هر چیز به این فکر می‌کنم که «صفی‌ جان» چگونه در شیوه نگاه کردن من به مردم و شنیدن صدای آنان اثر گذاشت. او به من آموخت که برای فهم زندگی روستاییان ایران، پیش از آنکه درباره آنان سخن بگویم، باید به سخنان خودشان گوش بدهم؛ نه از موضع کسی که از بیرون نگاه می‌کند، بلکه در مقام انسانی که برای تجربه و صدای دیگری ارزش و احترام قائل است. برای این همه چیز که از او آموختم و برای دوستی ارزشمندی که نصیبم شد، همیشه از او یاد خواهم کرد.
 

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اقتصادی
  • علم و فناوری
  • کتاب
  • ورزشی
  • اجتماعی
  • صفحه آخر
  • همچنین در نسخه برخط می خوانید:
  • اندیشه
  • خودرو
  • ایران زمین
  • دولت چه کار می‌کند
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و صد و شصت و شش
 - شماره نه هزار و صد و شصت و شش - ۱۳ آبان ۱۴۰۵