خاطرات یک نسل

روایتی از روزگار آژیر قرمز و پرسش‌های بی‌جواب کودکی در زنگ هفتم

 بهار خسروی
گروه کتاب


دهه شصت برای خیلی از افراد یادآور دوره‌ای پر از خاطره‌های مشترک است؛ روزهایی با صدای آژیرهای خطر، کوچه‌ها و صف‌های طولانی و سادگی غریبی که در زندگی روزمره جریان داشت. روزگاری که با شنیده شدن صدای اضطراب‌آور آژیر قرمز، کودکان ناگهان از بازی‌های پرنشاط و پرهیاهوی کوچه رها می‌شدند و دستپاچه و نگران به دل زیرزمین‌های تاریک و پناهگاه‌های نمور خانگی پناه می‌بردند؛ جایی که در آن، تاریکی و دلهره با بوی نفت چراغ‌ و نجواهای ترسان بزرگ‌ترها در هم ترکیب می‌شدند. ایستادن در صف‌های بلند دریافت مایحتاج زندگی، اضطراب ناشی از نبرد و صدای غرش هواپیماها در آسمان شهر، بخش جدایی‌ناپذیر از واقعیت زندگی روزمره مردم آن دهه شده بود. در سال‌های اخیر، کتاب‌های زیادی نوشته شده‌اند که تلاش می‌کنند به آن روزها سرک بکشند و غبار از روی خاطرات آن دوران بردارند و به بازخوانی ابعاد ناگفته آن روزگار بنشینند. بعضی از این کتاب‌ها واقعاً به دل می‌نشینند؛ همان‌هایی که از تجربه واقعی زندگی نوشته شده‌اند و مثل یک آلبوم عکس قدیمی هم خاطره‌ها را زنده می‌کنند و هم حس‌وحال آن سال‌ها را به یاد می‌آورند. کتاب «زنگ هفتم» نوشته محمدمنصور هاشمی که در انتشارات چشمه منتشر شده، دقیقاً یکی از همین آثار است که روایتش از سال‌های دهه شصت شروع می‌شود. نویسنده در این اثر به سراغ روایت سرنوشت نسل خود رفته است؛ نسلی که ماجراهای زیادی را پشت سر گذاشته و پرسش‌های فراوانی در سر دارد و خیلی از آنها هنوز هم بی‌پاسخ مانده است. نسلی که میان آرمان‌گرایی‌های بزرگ و اضطراب‌های مداوم زیست، قد کشید و تلاش کرد جایگاه و معنای هویت فردی‌اش را بیابد. جنگ، فضای مدرسه، اردوها، هیجانات سیاسی و تغییرات اجتماعی سال‌های پس از انقلاب، پس‌زمینه این روایت‌هاست. نویسنده این فضا را با زبانی ساده، صمیمی و در قالب روایت یک راوی بیان می‌کند؛ راوی که با پیش رفتن کتاب بزرگ‌تر می‌شود و پرسش‌هایش هم بزرگ‌تر می‌شوند؛ تا آنجا که گاه به پرسش‌های فلسفی می‌رسند. شیوه روایی کتاب کاملاً رئالیستی است و همین واقع‌گرایی، خواننده را به حال و هوای آن سال‌ها می‌کشاند.

 دهه شصت از نگاه یک کودک
دهه شصت، دهه‌ای بود که با وقوع جنگ تحمیلی ۸ ‌ساله، فشارهای مداوم اقتصادی، تحریم‌ها و تحولات اجتماعی بزرگ و بنیادین همراه بود. برای بسیاری از خانواده‌ها این سال‌ها روزگار بسیار سختی بود؛ روزگاری سرشار از چشم‌انتظاری، ایثار، صبوری و قناعت در برابر کمبودها. اما در همان حال، صفا، یکدلی و صمیمیتی که میان در و همسایه و مردم کوچه و بازار جریان داشت، خاطره‌هایی شیرین و فراموش‌نشدنی برای بچه‌های آن دوران ساخت. همسایه‌ها از احوال یکدیگر باخبر بودند و غم‌ها و شادی‌های اندک، میان همه اهالی محل تقسیم می‌شد. در آن سال‌ها، خبری از ابزارهای سرگرمی پیشرفته امروزی، کنسول‌های بازی و شبکه‌های اجتماعی مجازی نبود. تمام دنیای سرگرمی و خیال‌پردازی کودکان در رادیو، تلویزیون دو شبکه‌ای سیاه‌وسفید یا رنگی با برنامه‌های محدود کودک عصرگاهی و بازی‌های بی‌پایان در کوچه‌ها خلاصه می‌شد. مدرسه و محله و کوچه، فضای اصلی زندگی کودکان و نوجوانان آن روزگار بود و بسیاری از رویدادهای بزرگ کشور، از دریچه همین فضاهای کوچک دیده و فهمیده می‌شد. جنگ و سیاست، نه از طریق تحلیل‌های پیچیده، بلکه با صدای آژیر، موشک‌باران، غیبت ناگهانی یکی از همکلاسی‌ها یا تابلوهای شهدای محله درک می‌شد. کتاب «زنگ هفتم» دقیقاً از همین دریچه روایت می‌کند. مضمون اصلی داستان‌ها حول فضای آموزشی و فرهنگی سال‌های دهه شصت می‌چرخد؛ از روزهای مدرسه و اردوها و شیطنت‌های دانش‌آموزی گرفته تا نگاه ظریف به جو حاکم بر جامعه. نویسنده که خود نوجوانی‌اش را در همین دهه گذرانده، حال‌وهوای هم‌سن‌وسالان خود را در آن روزگار بازسازی می‌کند و نشان می‌دهد مسائل بزرگ دنیا چگونه از نگاه باریک‌بین یک کودک یا نوجوان به تصویر کشیده می‌شوند.

زنگ‌های هفت‌گانه
«زنگ هفتم» از ۷ داستان کوتاه به هم پیوسته تشکیل شده که نام هر یک از زنگ‌های مدرسه گرفته شده است: زنگ اول، زنگ دوم، زنگ سوم، زنگ چهارم، زنگ پنجم، زنگ ششم و زنگ هفتم. این انتخاب نام‌ها خود گویای این موضوع است که در مدرسه، زنگ‌ها پشت سر هم می‌آیند و یک روز درسی را می‌سازند، این ۷ داستان هم پشت سر هم می‌آیند و یک زندگی را می‌سازند. هر داستان به‌تنهایی یک اثر مستقل به شمار می‌آید؛ اما به لحاظ مضمون و درون‌مایه با یکدیگر پیوستگی دارند و در مجموع می‌توان آنها را قطعات یک پازل دانست؛ پازلی که زندگی یک فرد را از دوران نوجوانی و تحصیل در مدرسه روایت می‌کند و آن را تا دانشگاه  و پس از آن ادامه می‌دهد. زبان کودکانه داستان‌های نخستین، با جملات کوتاه، ترس‌ها و شادی‌های کودکانه آغاز می‌شود و کم‌کم جایش را به زبان نوجوان پر از تردید و سپس جوان جویای آگاهی می‌دهد و این تحول زبان، خود روایتگر گذر زمان است. مخاطب گام به گام با راوی همراه می‌شود؛ همراه با او از پله‌های مدرسه بالا می‌رود، در حیاط مدرسه قدم می‌زند و همراه با بلوغ فکری او، تغییر لحن و نگاهش را نیز احساس می‌کند.
قلب کتاب، در مدرسه می‌زند. در صفحه‌های نخستین که راوی هنوز دانش‌آموز است، فضای مدرسه دهه شصت با همه جزئیاتش بازسازی می‌شود: حیاط مدرسه، صف‌های طولانی و منظم، سرودهای صبحگاهی، ورزش اجباری و آدم‌هایی که هر کدام دنیای خودشان را دارند. قوانین سخت‌گیرانه، ناظم‌های بداخلاق با نگاه‌های بازدارنده، ترسی که با شنیدن صدای قدم‌های مدیر در دل بچه‌ها می‌افتاد و درعین حال، رفاقت‌های عمیق، شوخی‌های پنهانی و خوراکی‌های تقسیم‌شده در گوشه حیاط، همه و همه صحنه‌هایی زنده و واقعی از آن دوره هستند. در یکی از این صحنه‌ها، راوی دیر می‌رسد و می‌بیند بچه‌ها پامرغی می‌روند و کلاغ‌پر برمی‌گردند و صدای آقای مهرانی که مثل همیشه بلند است و با دادهایش، صدای در و همسایه را هم درآورده بود؛ تصویری شفاف از تنبیه و خشونت جاری در محیط‌های آموزشی آن سال‌ها.

دعوت به یک تجدید دیدار
هیچ توضیح، قضاوت و موعظه‌ای در کتاب نیست؛ همه چیز از دل صحنه‌ها و گفت‌وگوها بیرون می‌آید. نویسنده تلاش نمی‌کند پیام اخلاقی صادر کند، بلکه موقعیت‌ها را همان‌گونه که تجربه شده‌اند روبه‌روی مخاطب می‌گذارد. زبان داستان‌ها هم ساده و زنده است؛ زبان بچه‌های آن روزگار با همان تعبیرها و اصطلاحات محبوب‌شان. همین سادگی است که خواننده امروز را به دل صحنه‌ها می‌برد. از سوی دیگر، در بخش‌های پایانی کتاب که راوی بزرگ‌تر شده و از سن و سال مدرسه گذشته است، فضای روایت تغییر می‌کند. در یکی از قطعه‌های کتاب می‌خوانیم: «هر چی بود تا زیر پل سیدخندان رفتم، اما سراغ تاکسی‌ها نرفتم. در یک لحظه تصمیم گرفتم. چه حسی بود؟ رهایی؟ غرور؟ آینده برق می‌زد… دیگر لازم نبود آن پرچم همیشه براق را ببینم و با پرچم‌های کهنه روبه‌روی دانشکده ادبیات مقایسه‌شان کنم. می‌رفتم دانشگاه. سلانه‌سلانه شریعتی را قدم زدم به طرف پایین… تا خود انقلاب پیاده قدم زدم». این بخش، گذر راوی از دوران مدرسه به دانشگاه و از کودکی به پرسشگری را در چند سطر خلاصه می‌کند و احساس رهایی و امید به آینده را به زیبایی به تصویر می‌کشد.
«زنگ هفتم» کتاب کوچکی است، اما با دستاوردی بزرگ: بازسازی صادقانه یک دهه و یک نسل؛ با زبانی ساده که هیچ‌کس را از خواندن بازنمی‌دارد. برای کسانی که کودکی و نوجوانی‌شان در کوچه‌ها و مدارس دهه شصت گذشته، این کتاب دعوت‌نامه‌ای است برای دیداری دوباره با خاطره‌ها و آدم‌هایی که از یاد رفته‌اند و برای خواننده جوان‌تر، پنجره‌ای است گشوده به دنیایی که والدین‌شان در آن بزرگ شدند؛ دنیایی آمیخته با سایه جنگ، سختی‌ها و شادی‌های ساده و کوچک.

 

تلاقی فلسفه و داستان

محمدمنصور هاشمی، ‌زاده ۱۳۵۴ از معدود چهره‌هایی است که قلمروهای گوناگون فلسفه آکادمیک، پژوهش در تاریخ اندیشه معاصر ایران و داستان‌نویسی را به هم پیوند زده است. او دوره‌های کارشناسی و کارشناسی ارشد فلسفه را در دانشگاه تهران گذرانده‌ است و سابقه پژوهش و تدریس دارد. نگاه هاشمی در حوزه پژوهش، ترکیبی از دقت نظر فیلسوفانه و بی‌طرفی تاریخ‌نگارانه است. او بیش از هر چیز به خاطر کاوش‌های دقیقش در جریان‌های فکری معاصر ایران شناخته می‌شود؛ آثاری که به بازخوانی نسب فکری روشنفکران، جریان‌های دینی و ایدئولوژیک در سده اخیر ایران اختصاص دارند. کتاب‌های شاخص او در این حوزه عبارتند
از «دین‌اندیشان متجدد: روشنفکری دینی از شریعتی تا ملکیان»، «هویت‌اندیشان و میراث فکری احمد فردید»، «سلوک در کناره‌ها: درآمدی بر اندیشه‌های داریوش شایگان»، «اندیشه‌هایی برای اکنون: مجموعه‌مقالات، یادداشت‌ها و گفت‌وگوهای ده‌ساله در باب فلسفه، فرهنگ و سیاست».
وجه مهم دیگر کارنامه او، تمرکز بر فلسفه تطبیقی و مباحث کلامی است؛ عناوینی چون «صیرورت در فلسفه ملاصدرا و هگل» با مقدمه کریم مجتهدی و «خدا و بشر: چند مبحث کلامی در تاریخ اندیشه اسلامی» گویای تسلط او بر سنت فلسفه اسلامی و غربی است. همچنین او در زمینه تدوین و میراث‌پژوهی نیز فعال بوده، کتاب‌ «آمیزش افق‌ها» (گزیده‌ای از آثار داریوش شایگان) با کوشش او منتشر شده و «سلوک در کناره‌ها» هم مقالات او درباره داریوش شایگان و اندیشه‌هایش است. در کنار این کارنامه پژوهشی، هاشمی چهره‌ای ادبی نیز هست و طبع‌آزمایی‌های او در داستان‌نویسی و نقد ادبی از جمله نقد و تحلیل داستان‌های صادق هدایت و رمان‌ها و داستان‌هایی چون «زنگ هفتم» و «قهقهه در خلأ» نشان می‌دهد دغدغه‌های روایی و زیبایی‌شناختی سهم مهمی در جهان فکری او دارند؛ ویژگی بارزی که نثر پژوهشی او را نیز از خشک‌نویسی‌های آکادمیک دور کرده و به نثری خواندنی و تأمل‌برانگیز بدل ساخته است.

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اقتصادی
  • گزارش
  • کتاب
  • ورزشی
  • اجتماعی
  • صفحه آخر
  • همچنین در نسخه برخط می خوانید:
  • حوادث
  • خودرو
  • ایران زمین
  • زیست بوم
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و صد و شصت و پنج
 - شماره نه هزار و صد و شصت و پنج - ۱۲ آبان ۱۴۰۵