یادداشت
جاودانه در خاطرهها
علی پروین
سرمربی پیشین تیم ملی فوتبال
بعضی آدمها فقط همبازی و همتیمی نیستند؛ آنها به بخشی از خاطرات شیرین و فراموشنشدنی زندگی انسان تبدیل میشوند و یاد و خاطرهشان برای همیشه باقی میماند. امروز با اندوه فراوان خبر درگذشت دوست و همتیمی قدیمیام، حمید علیدوستی عزیز را شنیدم. سالهای زیادی در کنار یکدیگر در تیم ملی فوتبال ایران حضور داشتیم و برای سربلندی کشورمان تلاش کردیم. روزهایی که شاید گذشت زمان از شیرینی خاطراتشان کم نکند و همیشه در ذهن و قلبم زنده بمانند. آنچه از حمید عزیز در خاطرم مانده، فراتر از فوتبال و توانمندیهای ورزشیاش است. او را بیش از هر چیز با منش پهلوانی، اخلاق نیکو، نجابت و انسانیت به یاد میآورم. حمید از آن دسته آدمهایی بود که شخصیت و رفتارشان به اندازه تواناییهایشان در زمین فوتبال ارزشمند و ماندگار است. افسوس که امروز یکی دیگر از دوستان خوب و همنسلان ارزشمند فوتبال ایران را از دست دادیم.
آرام و با اخلاق
ابراهیم قاسمپور
مربی پیشین تیم ملی فوتبال
حمید علیدوستی مرد خاص فوتبال ایران بود؛ بازیکنی که هم از نظر فنی سرآمد بود و هم از لحاظ اخلاق و منش شخصی، زبانزد خاص و عام. حتی در همان دوره کوتاهی که همتیمی بودیم، ویژگیهای شخصیتی او توجه مرا به خود جلب میکرد. حمید مهاجمی چپپا، آرام و متین بود که با وجود برخورداری از تواناییهای فنی فوقالعاده و بازی استثنایی و تکنیکی، هیچگاه علاقهای نداشت در کانون توجه دوربینها و رسانهها قرار بگیرد. ترجیح میداد دور از هیاهو و بیسروصدا کار خودش را انجام دهد و تواناییهایش را در زمین فوتبال به نمایش بگذارد. از نظر اخلاقی، علیدوستی شخصیتی کمنظیر داشت. او نهتنها برای بزرگترها احترام ویژهای قائل بود، بلکه با کوچکترها نیز همان رفتار محترمانه را داشت. حتی در سلام کردن به افرادی که از خودش کوچکتر بودند، پیشقدم میشد.
واقعاً کلمات برای توصیف ویژگیهای اخلاقی، منش و شخصیت دوستداشتنی حمید علیدوستی کافی نیستند.
آقای گل بیادعا
بهتاش فریبا
بازیکن پیشین تیم ملی
هیچوقت فکر نمیکردم عیادتم در بیمارستان، آخرین دیدارم با حمید علیدوستی باشد. وقتی به ملاقاتش رفتم، وضعیت چندان بدی نداشت و چند روز بعد هم از بیمارستان مرخص شد و به خانه برگشت؛ اما مشکل تنفسی باعث شد دوباره به بیمارستان منتقل و در بخش ICU بستری شود. حالش رو به راه نبود و سطح هوشیاریاش هم کاهش پیدا کرده بود تا اینکه شنبه خبر دادند حمید هم از میان ما رفت. نمیدانم چرا آدمهای خوب اینقدر زود از دست میروند؛ انگار خدا گلچین میکند. هنوز از رفتن محمد خضرایی چند روزی نگذشته بود که خبر درگذشت حمید علیدوستی هم رسید. حمید هماتاقی من در اردوهای تیم جوانان، امید و تیم ملی بود؛ از مسابقات مقدماتی المپیک ۱۹۸۰ مسکو تا جام ملتهای آسیا در سنگاپور. مردی مؤدب که نه حرف زشتی به زبان میآورد و نه پشت سر کسی بدگویی میکرد. حمید سالها بازیکن هما بود و هیچوقت پیراهن پرسپولیس و استقلال را نپوشید، اما با همین تیم سالها عنوان آقای گلی فوتبال ایران را به دست آورد و تصویرش بارها روی جلد مجلات و روزنامهها رفت.
مردی از جنس اخلاق
غفور جهانی
بازیکن پیشین تیم ملی فوتبال
او در تیمی بازی میکرد که انضباط شرط اول و آموختن شرط دوم آن بود. تیم گاز با مربیگری پرویز دهداری و سپس هما، محل حضور بازیکنانی بود که مردانگی و اخلاق را سرلوحه کار خود قرار داده بودند. دهداری، اخلاق و انضباط را بر نتیجه مقدم میدانست و به همین دلیل، بیشتر بازیکنان این تیمها تحصیلات عالیه داشتند. حمید علیدوستی نیز مردی باسواد، مؤدب و محترم بود که همنشینی با او لذتبخش میشد. او شایسته لقب مرد اخلاق فوتبال بود؛ کسی که در سلام و احترام به بزرگترها پیشقدم میشد، حتی در شوخیها مراقب بود دل کسی را نشکند و در زمین مسابقه نیز هرگز رفتار پرخاشگرانهای نداشت؛ برعکس، دیگران را هم به آرامش دعوت میکرد. علیدوستی برای بازیکنان جوان احترام ویژهای قائل و همواره به فکر آینده آنها بود. به یاد دارم میگفت:«غفور، ما پیر شدیم و باید به فکر جایگزینی جوانها باشیم.» شخصیت دوستداشتنی او فراموششدنی نیست.


