به بهانه درگذشت حمید علیدوستی؛ انسانی از جنس وفاداری و احترام

مرد نکونام نمیرد هرگز

سینا حسینی/ حمید علیدوستی، یکی از چهره‌های شناخته‌شده و خوش‌نام فوتبال ایران، شامگاه دهم آبان‌ماه ۱۴۰۵، پس از ماه‌ها تحمل بیماری، در تهران چشم از جهان فروبست. او از نسلی بود که فوتبال را با علاقه و تعهد دنبال می‌کرد و در کنار توانایی‌های فنی، به دلیل آرامش رفتاری، متانت و شخصیت مستقلش مورد احترام بسیاری از اهالی این رشته قرار داشت.
علیدوستی در دوران بازیگری فوتبال می‌توانست مسیر متفاوتی را انتخاب کند. حضور در تیم‌های بزرگ پایتخت، از جمله استقلال و پرسپولیس، می‌توانست فرصت‌های تازه‌ای برای مطرح‌شدن بیشتر او فراهم کند، اما ترجیح داد بخش مهمی از دوران حرفه‌ای خود را در هما سپری کند. این انتخاب برای او تنها یک تصمیم فوتبالی نبود؛ نوعی تعلق خاطر به باشگاهی بود که سال‌های مهمی از زندگی ورزشی‌اش را در آن گذرانده بود. وفاداری در نگاه او مفهومی عملی داشت و به همین دلیل همواره بر اهمیت احترام و پایبندی به اصول تأکید می‌کرد. یکی دیگر از ویژگی‌های شخصیتی علیدوستی، علاقه و دلبستگی‌اش به ایران بود. او با وجود فرصت‌هایی که برای زندگی در خارج از کشور داشت، ترجیح داد در وطن بماند و فعالیت حرفه‌ای خود را در همین‌جا ادامه دهد. زنده یاد علیدوستی در یکی از گفت‌وگو‌های خود نیز وقتی درباره زندگی در خارج از ایران صحبت شد، جمله‌ای گفت که به‌خوبی بیانگر نگاهش به سرزمین مادری بود: «هیچ جا برای من ایران نمی‌شود. هیچ‌ موقع نمی‌روم. امکانش را هم داشته‌ام. حس ناسیونالیستی عجیب‌وغریبی به اینجا دارم و در هیچ برگ پاسپورتم جایی نیست که اقامت خورده باشد. دو، سه سال در آلمان بازی کردم و امکان ماندن داشتم و نماندم. این عشق را به اینجا دارم و دلم می‌خواهد اینجا باشم.» این جمله، تصویری روشن از تعلق خاطر او به کشورش ارائه می‌کرد؛ مردی که زندگی در ایران را به انتخاب‌های دیگر ترجیح می‌داد. کتاب، موسیقی، سینما و هنر از دلبستگی‌های جدی او بودند و در کنار فعالیت ورزشی، برای این حوزه‌ها نیز وقت می‌گذاشت. او اهل مطالعه و گفت‌وگو بود و نگاهش به زندگی تنها در محدوده مستطیل سبز خلاصه نمی‌شد.
زندگی علیدوستی با یکی از تلخ‌ترین اتفاقاتی همراه شد که می‌تواند برای یک پدر رخ دهد. در اسفندماه ۱۳۸۳، پویان، فرزندش را در چهارشنبه سوری آن سال از دست داد. از دست دادن فرزند، اتفاقی نیست که با گذشت زمان به خاطره‌ای معمولی تبدیل شود. جای خالی پویان در زندگی علیدوستی باقی ماند و به نظر می‌رسید پس از آن، بخشی از شور و نشاط گذشته‌اش را کمتر می‌توان در رفتار و حضورش دید. او کمتر درباره این داغ شخصی صحبت می‌کرد و ترجیح می‌داد اندوهش را در حریم خصوصی خود نگه دارد. اما دوستان و نزدیکانش می‌دانستند که زندگی برای او پس از آن حادثه رنگ دیگری پیدا کرده است.
زنده یاد علیدوستی حتی در سال‌های پایانی زندگی و با وجود مشکلات جسمانی، ارتباطش با فوتبال قطع نشد. حضور در تمرینات چادرملو و تلاش برای همراهی با مجموعه این باشگاه، نشان می‌داد که همچنان به کاری که سال‌ها برای آن زحمت کشیده بود علاقه دارد. برای او فوتبال تنها یک شغل نبود؛ حرفه‌ای بود که بخش بزرگی از عمرش را با آن سپری کرده و خاطرات و روابط ارزشمندی در آن ساخته بود. انتشار پیام یکی از بازیکنان خارجی چادرملو پس از شنیدن خبر درگذشت او نیز نشان داد که رفتار و منش علیدوستی در ارتباط با همکارانش محدود به مرزها و ملیت‌ها نبود.
درگیری با سرطان، ماه‌های پایانی زندگی او را دشوار کرد. علیدوستی در این دوره کمتر درباره شرایط جسمانی خود صحبت می‌کرد و مانند بسیاری از مسائل شخصی، ترجیح می‌داد بیماری‌اش را دور از هیاهوی رسانه‌ای دنبال کند. اما سرانجام پس از ماه‌ها مبارزه با بیماری، در دهم آبان‌ماه ۱۴۰۵ چشم از جهان فرو بست. اما نام آقای اخلاق و وفاداری تا ابد برای فوتبالی‌ها جاودانه خواهد ماند. روحش شاد و یادش گرامی.
صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اقتصادی
  • گزارش
  • کتاب
  • ورزشی
  • اجتماعی
  • صفحه آخر
  • همچنین در نسخه برخط می خوانید:
  • حوادث
  • خودرو
  • ایران زمین
  • زیست بوم
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و صد و شصت و پنج
 - شماره نه هزار و صد و شصت و پنج - ۱۲ آبان ۱۴۰۵